زبان‌بازی و بازی‌های زبانی در لب‌خوانی

سوسن تقوایی درآمد: زبان از آن رو که محمل و مرکب اندیشه است، عنصری است که در تمام قالب‌های نگارشی اهمیت زیادی دارد. این عنصر در داستان از آن جهت که قالبی ذوقی و انشایی است،‌ اهمیت بیشتری می‌یابد. خواننده‌ی داستان، در وهله‌ی اول، داستان را جهت انبساط خاطر، انگیزش احساسات،‌ تفریح و تفنن می‌خواند؛ … ادامه

دعوت به صرف کاج‌زدگی با طعم ژانر

محمدحسن شهسواری: به گمان من، چهار عامل زیر، به ترتیب اهمیت، موجب اقبال کمِ خوانندگان به مطالعه‌ی آثار داستانی ایرانی است: ۱- ممیزی سانسور هلاک‌کننده‌ی ارشاد به یقین جذابیت‌های حاصل از پرداختن به مسائل ملتهب جامعه (از جمله سیاست، آسیب‌های اجتماعی، نقد باورهای غلط و …) را از آثار حذف می‌کند. خیلی طبیعی است در درازمدت … ادامه

گزارشِ روند شکل‌گیری انجمن صنفی داستان‌نویسان

رضا شکراللهی: چند روز پیش خبر رسمی تأسیس انجمن صنفی داستان‌نویسان با عنوان کامل و قانونی «انجمن صنفی کارگری داستان‌نویسان استان تهران» برای عضوگیری و برگزاری مجمع عمومی منتشر شد. محمد حسینی عضو و سخنگوی مجمع مؤسسان انجمن صنفی داستان‌نویسان گزارش روند شکل‌گیری این انجمن را به اضافه‌ی اسامی اعضا و متن اساسنامه‌ی انجمن برای انتشار … ادامه

ویدا حاجبی و داد بیدادِ ادبیات زندان

ویدا حاجبی تبریزی دیروز دوشنبه ۲۳ اسفند در ۸۱ سالگی در پاریس درگذشت. حاجبی در دانشکده‌ی معماری پاریس هم‌کلاس و دوست صمیمی فرح پهلوی بود. بعداً به ونزوئلا، کوبا و الجزایر رفت و در فعالیت‌های چریک‌های چپ‌گرا در این کشورها شرکت داشت. مدتی پس از بازگشت به ایران دستگیر شد و از سال ۵۱ تا … ادامه

ژارگون از نوع بی‌حاصل

مردی هیزم برای فروش به شهر می‌برد. ملانصرالدین به او رسید و پرسید: «این حطبِ مرتب بر حمار اسوداللّون را هر رطل شرعی به چند درهم در معرض بیع درمی‌آوری؟» مرد نگاهی به او انداخت و گفت: «اگر هیزم می‌خواهی بخری، هر من سی درهم. ولی اگر می‌خواهی دعا بخوانی، برو مسجد.» هر بار که … ادامه

تن تن دوست‌داشتنی لعنتی!

وقتى در چنین روزی از سال ١٩٨٣ (سوّم مارس) «ژرژ  رمى» معروف به هرژه از دنیا رفت، با داستان‌ها و مخلوقات دوست‌داشتنى‌اش دنیایی را به یادگار گذاشت که پیش از آن وجود نداشت. می‌گویند هرژه در اواخر عمر از مخلوقش، تن‌تن، زده شده بود و حتا نقاشی‌هایی می‌کشید تا تنفرش را از تن تن بروز بدهد! با … ادامه

همنوا با مرغ سحر؛ دهخدا

پریروز، ۷ اسفند، ۶۱ سال از مرگ دهخدا گذشت. از او چه می‌دانیم؟ چرند و پرند و فرهنگ سترگش؟ روزنامه‌نگار و آزادیخواه بودنش؟ شاعری و «ز شمع مرده یار آر» معروف و همچنان زنده‌اش؟ چه می‌دانیم از روزگاری چنان سهمگین و پرمصیبت و پرتبعید و پردربه‌دری که بر او گذشت تا پسِ آن همه کار … ادامه

کیوریتور یا هنرگردان یا هنرگزار؟

سایه اقتصادی‌نیا: واژه‌ی curator اخیراً در زبان فارسی و میان اهل هنر، بالاخص هنرهای تجسمی، زیاد شنیده می‌شود. کیوریتور، که آن را نمایشگاه‌گردان، موزه‌دار، گردآورنده‌ی آثار، کارگزار هنر، سرپرست هنر و اخیراً «هنرگردان» گفته‌اند، صاحب‌حرفه‌ای است که امور مربوط به برگزاری نمایشگاه‌های هنری، اعم از عکس و نقاشی و طراحی و مجسمه و… را طراحی … ادامه

یادداشت حسین سناپور درباره‌ی چند داستان برگزیده‌ی سومین دوره‌ی جایزه‌ی بهرام صادقی

پیش از هر چیز بگویم که این یادداشت و این نکته‌ها را، درباره‌ی داستان‌های نهایی این دوره‌ی جایزه‌ی بهرام صادقی، به این دلیل می‌نویسم که به‌رغم این‌که گاهی در این سال‌ها داور جوایز داستان کوتاه بوده‌ام (برای کتاب که هیچ‌وقت نبوده‌ام، مگر این‌که کسی بخواهد شرکت در نظرخواهی مرحله‌ی اول جایزه‌ی گلشیری همراه با سی … ادامه