داستان «یک تکه کاج»، پویا منشیزاده
یک نفر، پَر من دارم میمیرم. البته که همهی آدمها دارند میمیرند. از همان لحظه که به دنیا میآیند دارند میمیرند. اما من الآن توی آخرهای فعل «داشتن مردن» هستم. این را دکتر هاشمی میگوید. چرا فامیل خیلی از دکترها هاشمیست؟ دکتر سید احمد هاشمی. یکی از نوادگان پیامبر میگوید که دارم میمیرم. نمیدانم بهش … ادامه