داستان کوتاه «اترک»، امین اطمینان، مشهد
خبرِ خمپارهاندازی به مجتمعِ ساختمانیِ نور، تصویر فریبا از مجتمعهای مسکونی جنگزدهها را دوباره خاطرم انداخت. پردههای سفیدِ همشکلِ پنجرههایِ مجتمعی که توی ساعتی مشخص برای طلوع و ساعتی مشخص برای غروب پسوپیش میرفتند، قبرها، شکافها یا گودالهایی را خاطرش میآورد. حالا انگاری هنوز جهت و سرِ موشکها و بمبافکنهای هواییِ عراقیها از دههی شصت … ادامه