برندگان سومین دوره‌ی جایزه بهرام صادقی

هیئت داوران سومین دوره‌ی جایزه‌ی ادبی بهرام صادقی از میان بیست داستانِ راه‌یافته به مرحله‌ی نهایی، ضمن تقدیر از پنج اثر، برندگان این مسابقه را به این شرح اعلام کرد: داستان برتر نخست: «نگاه بی‌قرار و چشمان سرگردان»، نوشته‌ی بهمن بابایی از قزوین، لوح افتخار و مبلغ دو میلیون تومان جایزه‌ی نقدی داستان برتر دوم: … ادامه

برگزیدگان بخش مردمی سومین دوره‌ی جایزه بهرام صادقی

داستان‌های برگزیده‌ی بخش جنبی (مردمی) سومین دوره‌ی جایزه‌ی ادبی بهرام صادقی را اعلام می‌کنم. در این بخش، که اجرای آن با هدف اصلیٍ ارتباط بیشتر و گسترده‌تر با مخاطبان، به‌طور مستقل بر عهده‌ی کتابخوان طاقچه گذاشته شد، این سه داستان با مشارکت کاربران این نرم‌افزار کتابخوانی بیشترین امتیاز را با اختلاف قابل توجه از سایر آثار … ادامه

۱۰۰۶ داستان در سومین دور جایزه‌ی ادبی بهرام صادقی

دبیر جایزه‌ی بهرام صادقی از مشارکت ۱۰۸۴ داستان‌نویس در سومین دور این جایزه‌ خبر داد. رضا شکراللهی به ایسنا گفت: در آخرین روز آبان‌ماه ۱۳۹۵، مهلت دوماهه‌ی شرکت در سومین دوره‌ی جایزه‌ی ادبی بهرام صادقی با استقبال گسترده‌ی داستان‌نویسان فارسی‌زبان از سراسر دنیا به پایان رسید و داوران مرحله‌ی نخست این مسابقه مطالعه‌ی آثار را … ادامه

برگزیدگان بخش جنبی جایزه‌ی بهرام صادقی

روز گذشته، سه اثر برگزیده‌ی بخش جنبی جایزه‌ی ادبی بهرام صادقی اعلام شد. در بخش جنبی که اجرای آن با هدف اصلیٍ ارتباط بیشتر و گسترده‌تر با مخاطبان، به‌طور مستقل بر عهده‌ی کتابخوان طاقچه گذاشته شد، این سه داستان با مشارکت کاربران این نرم‌افزار بیشترین امتیاز را کسب کردند: داستان برگزیده‌ی یکم: V «وی»، نوشته‌ی … ادامه

داستان کوتاه «پیشانی سوراخِ من»، نادر ساعی‌ور، تبریز

دو سال قبل، در یک نیمه شبِ تابستانی، سه روز مانده به سی سالگیم، وقتی هیچ راه دیگری برای خلاص شدن از صدای شُرشُر آبی که از اول شب شروع و کم کم تبدیل به صدای موج های عظیم شده بود، نیافتم، نوکِ میخِ فولادی ده سانتی را که برای نصب عکس های سونوگرافی “آراز”، … ادامه

داستان کوتاه «اترک»، امین اطمینان، مشهد

خبرِ خمپاره‌اندازی به مجتمعِ‌ ساختمانیِ نور، تصویر فریبا از مجتمع‌های مسکونی جنگ‌زده‌ها را دوباره خاطرم انداخت. پرده‌های سفیدِ هم‌شکلِ پنجره‌هایِ مجتمعی که توی ساعتی مشخص برای طلوع و ساعتی مشخص برای غروب پس‌وپیش می‌رفتند، قبرها، شکاف‌ها یا گودال‌هایی را خاطرش می‌آورد. حالا انگاری هنوز جهت و سرِ موشک‌ها و بمب‌افکن‌های هواییِ عراقی‌ها از دهه‌ی شصت … ادامه

«بازخوانی زندگی وحشت‌آور آقای هدایت جبرپور در تشییع جنازه‌اش»، م.ر.ایدرم، قم

حکایت آقای «جبرپور» آن‌چنان  دلهره‌آور و شوکه‌کننده بود که بعد از مرگش به یک تشیع‌جنازه‌‌ی محترمانه یا یک تاج‌ گل گران ‌‌قیمت یا یک روضه‌خوانیِ‌ با اشک‌آوریِ تضمین‌شده قناعت نکردند. بلکه مثل مرده‌های فرنگی روی سکویی قرارش دادند و همه در مراسمی رسمی پشت سرش صحبت کردند تا یکی از شرم‌آورترین ‌مجالس ختم تاریخ را … ادامه

داستان کوتاه «در خیال بر درخت میوه می‌دهد»، فرهاد بابایی، تهران

امروز برای بار اول است که شب جمعه با بابا و نادیا نرفته‌ام بهشت زهرا. دایی ساسان قرار است بیاید و با هم فیلم کوتاهی را که ساخته‌ام، تماشا کنیم. تماس گرفته و گفته که دیر‌تر از ساعتی که قرار گذاشته بودیم، می‌آید. کتاب رومن به روایت پولانسکی را می‌خوانم. قسمتی که پولانسکی دارد صحنه‌ی … ادامه

چهل داستان‌نویسِ منتخبِ جایزه‌ی بهرام صادقی

قرار بود امروز یکم دی‌ماه، بیست داستان «برگزیده»ی جایزه‌ی ادبی بهرام صادقی را اعلام کنیم. اما پس از دو ماه مطالعه و بررسیِ چندمرحله‌ای، با توجه به پرشماریِ آثار خوب و ارزشمند، داوران مرحله‌ی نخستِ جایزه‌ی ادبی بهرام صادقی (فرشته احمدی، محمدحسن شهسواری و رضا شکراللهی) تصمیم گرفتند از میان ۹۰۱ داستانِ رسیده به دبیرخانه‌ی … ادامه