یافته‌های جدید از مرگ مشکوک پابلو نرودا با سلاح بیولوژیک؛ شاعری که کج‌روی داشت اما شعرش نمرد

حبیب حسینی‌فرد: ۵۰ سال از مرگ پابلو نرودا، شاعر بزرگ شیلیایی با آوازهٔ جهانی، می‌گذرد و در تمام این سال‌ها این سؤال مطرح بوده که مرگ او چگونه رخ داد و آیا برخی نشانه‌های مسمومیت در مورد او واقعیت دارد یا نه و اگر مسموم شده بوده، چه کس یا کسانی آن را طرح و … ادامه

تصویر اعدام در آینه‌ی‌ ادبیات ایران و جهان

الفِ اعدام نوشته‌ی آریامن احمدی «قتل نکن» پنجمین فرمان از ده فرمان موسی است؛ فرمانی که به موجب آن کریستوف کیشلوفسکی، از بزرگ‌ترین فیلم‌سازان تاریخ، «فیلم کوتاهی درباره کُشتن» را در سال ۱۹۸۸ ساخت؛ فیلمی که اثرگذاری آن به تعلیق و لغو حکم اعدام در لهستان انجامید؛ حکمی که تا پیش از آن، در حکومت … ادامه

چرا منوچهر بدیعی فکر می‌کند فقط بخش اول بیگانه‌ی آلبر کامو باارزش است؟

آلبر کامو و بیگانه به‌روایت منوچهر بدیعی رضا شکراللهی: رمان «بیگانه‌»ی آلبر کامو امسال شصت‌ساله شد. بهترین رمانی نیست از بی‌شمار رمانی که خوانده‌ام، اما خیلی سال پیش در جایی گفته بودم بی‌شک تأثیرگذارترین رمانی است که در عمرم خوانده‌‌ام و حالا هم تکرار می‌کنم که «هنوز وقتی به آن فکر می‌کنم، لرزه به ذهنم … ادامه

آتشی که ژان لوک گدار از گور سینما درآورد

آرمان ریاحی: برای ژان لوک گدار سینما بازتابِ واقعیت نیست، واقعیت بازتابِ سینماست. برای نسل امروز سینمادوستان و یا جوانان تشنه‌ی تصاویر پر زرق و برق که مذاق دیداری‌شان با محصولات شرکت‌های درشت چندرسانه‌‌ای گره خورده، حتا تحمل یک فریم از فیلم‌های سینمای هنری دهه‌های پیش تحمل‌ناپذیر است، چه برسد که این نسل بخواهد به … ادامه

منوچهر اسماعیلی چگونه با صدایش جادو می‌کرد و چرا جاودانه شد؟

آرمان ریاحی: منوچهر اسماعیلی یک صدا داشت و ‌ده‌ها تن با همین صدا سخن گفتند؛ منوچهر اسماعیلی ده‌ها صدا داشت و یک تن به جای همه حرف زد. در انتهای یک مرداد تشنه صدایی خاموش شد که بخش شنیداری حافظه‌ی فرهنگی ما ایرانیان با آن ماجراها داشت؛ صدایی منعطف که گاه دریغ‌انگیز می‌شد و گاه … ادامه

سایه را چه به مرگ!

۱ـ این را قبلاً هم جایی نوشته‌ام که برخی هنرمندانِ سترگ و بشکوه از همان روزهای اول که نام‌شان را می‌شنوی و با آثارشان آشنا می‌شوی پیرند و گویی کهن‌سال. سال‌ها می‌گذرد و تو بزرگ و بزرگ‌تر می‌شوی  و سن‌وسال‌دارتر، اما آنان همچنان همان‌گونه کهن‌سال‌اند که بوده‌اند و انگار پیرتر نمی‌شوند. هوشنگ ابتهاج یا همان … ادامه

م.ف. فرزانه و رنجِ دیدن آخرین رنج‌های صادق هدایت

«مانع رفتنش شدم:– نمی‌خواهید یک قهوه با همدیگر بخوریم؟– فعلاً نه. کار دارم. یک موقع دیگر.– کی؟– کی کار شیطان است.و دور شد. مثل یک پرنده. مثل یک حواصیل…» درگذشت مصطفی (فری) فرزانه یا همان «م. ف. فرزانه»، که این‌گونه نامش بر کتاب معروف «آشنایی با صادق هدایت» نقش بسته، به‌معنای از میان رفتن یکی … ادامه