با آخرین نفس‌هایم / یک‌جور بهاریه‌نویسی

نورزو امسال از راه رسید. حال و هوای چندان خوشی ندارم. سال پیش به چند دلیل، به‌خوبی بر من نگذشت؛ اما مهم نیست. برای این که خودم را بازیابم، به‌یاد می‌آورم که از معدود اتفاقات شیرین و خوب سال گذشته، دات‌کام شدن همین وبلاگ بود. پیش از نوشتن این یادداشت، آن‌لاین بودم و در همین … ادامه

گپ‌وگفتی درباره‌ی رمان «فریدون سه پسر داشت»

خوابگرد: عباس معروفی در آلمان رمان «فریدون سه پسر داشت» را می نویسد، آن را برای گرفتن مجوز به وزارت ارشاد می‌سپارد، موارد سانسور در این رمان عددی سه‌رقمی اعلام می‌شود، معروفی رمان را روی وب منتشر می‌کند، رمان را می‌خوانم؛ داستان نسلی گمشده در تاریخ انقلاب که قصد دارد بازگردد و به خویشتن خویش نگاه … ادامه

یادداشت‌های روزانه + پی‌نوشت

این یکی را مشهدی‌ها نخوانندمشهد و کلا استان خراسان، آن‌قدر که دیار شاعران بزرگ بوده، داستان‌نویس چندانی در آن رشد نکرده. این سال‌ها فضا‌ی بسته‌ی سیاسی هم البته تاثیر خودش را گذاشته تا داستان‌نویسی در این منطقه چندان پانگیرد. در چنین فضا و جایی، احتمالا غنیمتی‌ست که یک جایزه‌ی ادبی داستان‌نویسی آن‌هم از نوع خراسانی‌اش … ادامه

بازار خودفروشی در تهران کجاست؟

از سال‌ها پیش این تصور در میان شهرستانی‌ها رواج یافته که درخیابان‌های تهران پول روی زمین ریخته؛ آدم می‌خواهد که جمع کند. کف خیابان‌های تهران اما جز دست‌انداز و ته‌سیگار و آشغال چیز دیگری دیده نمی‌شود. پول شاید باشد، آن‌قدر که بتوانی نهنگ شوی؛ آن‌چنان‌که شده‌اند. اما کجاست این پول؟ نشانی‌اش را من یکی نمی‌دانم، فقط … ادامه

یادداشت‌های روزانه

:: دو سه روز گذشته را بیش‌تر پیش مادرم بوده‌ام. آورده بودیمش تهران. دیشب حرف از «امامزاده صالح» زد و «شاه عبدالعظیم». می‌دانستم که امامزاده صالح برایش دشوار می‌شود؛ از بس که شلوغ است همیشه و به‌خصوص این‌روزهای پایان سال و تجریش و بازار و… عصری راه افتادیم طرف شاه‌عبدالعظیم. به مادرم گفتم که در … ادامه

ماده نوزدهم اعلامیه جهانی حقوق بشر

هرکس حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مزبور شامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار، و در اخذ و انتشار آن به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد.

الاغ‌چرونی بهتر است یا…؟

خیلی کم پیش می‌آد، آن‌لاین چیزی بنویسم. الان دارم این کار رو می‌کنم. چون می‌ترسم اگه قطع کنم، دیگه نتونم کانکت بشم. عصبانی‌ام. چند روزیه که یا نمی‌تونم آن‌لاین بشم، یا اگه هستم، سرعت، اون‌قدر پایینه که حتا ایمیل‌هام رو هم به زور چک می‌کنم. از اشتراک البرز استفاده می‌کنم، چون از همه ارزونتره. نمی‌دونم … ادامه

بولداگ ؛ داستانی چاپ‌نشده، نوشته‌ «آرتور میلر»

از سال ۱۹۷۸ انتشارات Houghton Milfflin Company  گزیده‌ای از داستان‌هایی را که در طول یک سال در مجله‌های آمریکا و کانادا چاپ شده، در کتابی با عنوان بهترین داستان‌های سال به انتخاب و ویراستاری یک نویسنده یا منتقد معتبر چاپ می‌کند. نویسنده‌هایی مثل «جان آپدایک» در سال ۱۹۸۴، «ریموند کارور» در سال ۱۹۸۶، «آن بیتی» در … ادامه

انجمن دفاع از حقوق کاربران فرهنگ و اطلاعات در ایران

حسین جان، دلت خوش است، نه؟نوشته‌ای «گروه صنفی برای دفاع از حقوق کاربران اینترنت در ایران» راه بیندازیم. نوشته‌ای دومین جدید وبلاگت را فیلتر کرده‌اند، سایت «امروز» را هم بسته‌اند. نوشته‌ای گروه راه بیندازیم، سازمان‌بدهیم، عضو بگیریم، انتخابات برگزار کنیم، سخنگو انتخاب کنیم، در کشورهای مختلف نماینده انتخاب کنیم، بیانیه بدهیم به فارسی و انگلیسی، … ادامه