سال: ۱۳۸۲
۳۲۶
نویسنده: فائزه محمدی اردهالی دود سر شب! سرویس کارخانه میایستد، مینیبوسی پر از آدمهای خسته. پیرزنی که سر کوچه دم در نشسته به آنها نگاه میکند. آپارتمانهای شکل هم در دو سوی کوچه ردیف شدهاند، همه چهارطبقه اند. پیرزن میداند که دختری با مانتو و شلوار مشکی، مقنعهی مشکی، پیاده خواهدشد، با کیفی سنگین، دختر … ادامه
متن کامل گفتوگو با عباس معروفی
رضا شکراللهی: حدس میزدم که نام بردن از عباس معروفی در مطبوعات چیزی شبیه یک تابوست، اما وقتی پای انتشار خبر مسابقهی بهرام صادقی در روزنامهها به میان آمد، یقین کردم که چنین است: در بیشتر روزنامهها نام عباس معروفی از بین اسامی داوران حذف شد. عباس معروفی شاید پر سروصداترین نویسندهای باشد که فضای … ادامه