اعتراض به سانسور؛ فصل مشترک جوایز ادبی در متن و حاشیه‌ی جایزه‌ی نویسندگان و منتقدان مطبوعات،و جایزه‌ی ویژه برای «بازی آخر بانو»

امروز تقویم جوایز کتاب سال ۸۴ ادبیات ایران بسته شد، و اعتراض به سانسور ادبیات، ملودی مشترکی بود که در مراسم همه‌ی جوایز، با همه‌ی حواشی و خشنودی‌ها و ناخشنودی‌ها از نتایج‌شان، به‌تلخی نواخته شد. نویسندگان و منتقدان مطبوعات نیز در هفتمین دوره‌ی جایزه‌ی خود، برندگان ۸۴ را اعلام کردند و فرخنده آقایی را به خاطر رمان «از شیطان آموخت و سوزاند»، و محمد کشاورز را به خاطر مجموعه‌داستان «بلبل حلبی»، با دست پر و با خوشحالی روانه‌ی پشت میز … ادامه

نقد مصطفی مستور بر جایزه‌ی گلشیری

خوابگرد: من از هرگونه بحثی ـ حتا انتقادی ـ که به استواری و اعتبار جایزه‌ی گلشیری کمک کند، استقبال می‌کنم. مصطفی مستور، پیرو یادداشت قبلی من، نظرش را درباره‌ی جایزه‌ی گلشیری که ششمین دوره‌ی آن چند روز پیش برگزار شد، و حواشی زیادی پیدا کرد، برایم ایمیل کرده. نظرش را در این‌جا منتشر می‌کنم تا بخوانید. اگر از مسئولان جایزه یا برندگان یا داوران هم یادداشتی در پاسخ به انتقادها به من برسد که به اصل بحث کمک کند، آن را منتشر می‌کنم. … ادامه

در حاشیه‌ی جایزه‌ی ششم گلشیری

از خاطرم نمی‌رود، خیلی وقت پیش عزیز فرهیخته‌ای به عنوان دبیر یک جایزه‌ی ادبی، هنگامی که آشفتگی دوستانش را در برابر نقدهای غیرمنصفانه، غیرحرفه‌ای و غیراخلاقی برخی دید، خیلی جدی گفت: به همه‌شان بگویید، برندگان ما این‌هایند، شما اگر مخالف‌اید، بروید هَم بکِشید، جایزه برگزار کنید و برندگان خودتان را اعلام کنید؛ ما هم استقبال می‌کنیم! پس از جایزه‌ی ادبی مهرگان، چهارشنبه‌ی گذشته، مراسم جایزه‌ی ششم گلشیری هم برگزار شد و فردا هم منتقدان مطبوعات برندگان خود را اعلام خواهند کرد. … ادامه

اجازه هست آقای سلینجر؟

خواهش می‌کنم در این بحث شرکت کنید:دیروز یکی از اعضای فعال هفتان، لینکی را در این سایت منتشر کرد به  متن کامل «جنگل واژگون» جی. دی. سلینجر. سلینجر، نویسنده‌ی محبوبی میان ما ایرانی‌هاست، و ترجمه‌ی این کتاب او چند ماهی‌ست که به بازار آمده. یک نفر متن کامل این کتاب را بدون اجازه‌ ناشر و مترجمان روی وب گذاشته است. کاربری که این لینک را در هفتان منتشر کرده، در توضیحش نوشته “در این که قراردادن این کتاب روی اینترنت … ادامه

مرض حیوان در خوانش تازه

دیشب با پرویز شهبازی صحبت می‌کردم، با حسرت و دریغ، سراغ یک نشریه‌ی خوبِ ادبی را ازم می‌گرفت. گفتم آن چیزی که منظور توست، از آدینه و دنیای سخن و گردون، هیچ! نشریاتی درمی‌آیند، چیزهایی دارند، ولی نیستند آن چیزی که تو می‌خواهی. خودمان و بالاسری‌های‌مان بلایی سرمان آورده‌اند که داشتن چنان نشریاتی، دیگر به رؤیا می‌ماند. به قول او، زمانی در آن نشریه‌ها، دو تا کله‌گنده به جان هم می‌افتادند، فحش خالی هم اگر به هم می‌دانند، برای ما آن زیرها، … ادامه

یلدایانه

اگر این همه عقب انداختم، فقط به خاطر «لطفاً نه!» چند وقت پیشم بوده و ناخوش‌احوالیِ این روزهایم، نه بی‌احترامی به دوستان محترمی که دعوتم کردند به نوشتن یک اعتراف شخصی. حالا هم فقط به یک اعتراف کفایت می‌کنم و آن این‌که دوستم یعقوب یادعلی (داستان‌نویس) را هیچ‌وقت نمی‌بخشم! دوازده سال پیش در چنین روزی خودکشی کردم. یک هفته پیش از یلدای ۷۳ به ناصرخسرو رفتم، ده ورق والیوم ۱۰ گرفتم، همه را در یک ظرف خالی کردم، روز بعد … ادامه

گزارش بازار کتاب ایران زنان نویسنده‌ی ایران، پیشتازند

خوابگرد: سایت زمانه، گزارشی از بازار کتاب ایران منتشر کرده که مرا یاد گزارش‌های قدیمی خودم انداخت. در این گزارش می‌توانید فهرستی از تازه‌های داستانی ایرانی، تازه‌های ادبی غیرایرانی، و کتاب‌های خوش‌فروش بازار را ببینید. نکته‌ی جالبِ این گزارش، سهم چشمگیر آثار زنان نویسنده‌ی ایرانی در فهرست «خوش‌فروش‌»هاست. آبنوس شاکری: بازار نشر ادبیات در ایران، با توجه به شمارگان پایین آثار، هیچ‌گاه وضعیت «مطلوبی» نداشته است، ولی به‌خاطر سخت‌گیری‌های چند ماه اخیر وزارت ارشاد در صدور مجوز آثار ادبی و … ادامه