آخر ، من عاشق بارانام
گفتوگوی انتقادی با ناتاشا امیریمحمدحسن شهسواری من البته از گرمازدگی بیشتر میترسم تا یخزدن از سرما. اما از سرما لرزیدن را هم به سکون هوای معتدل ترجیح میدهم. داستانهای “ناتاشا امیری” کارت دعوتیست به قطب جنوب، شاید هم شمال. و اگر به سوز سرد اواخر پاییز هم علاقمند باشید، به سرزمینی خواهید رفت، آسمانش همه سربی. بیوقفه پا روی برگهای زرد و شاخههای خشک میگذارید. و وقتی صدای شکستن خشک برگها و شاخهها را میشنوید، انگار جایی از وجود خودتان… … ادامه