داستان «خشکشویی سپید»، موژان اردانی
ون فولکس مدل ۱۹۷۷ داشت سربالاییای را هلک و هلک پشت سر میگذاشت و وقتی در سراشیبی میافتاد چنان تند میکرد که انگار ترمز بریده است. رادیوی ماشین خراب بود و حسام که عادت داشت حتی هنگام خواب هم وزوزی توی گوشهاش باشد ناچار چیزی را زمزمه میکرد تا با پیچیدن صدا در اتاقک جلویی سرگرم شود. چیزی نگذشت که حوصلهاش از این وضع سر رفت، پر گو نبود و در حرف زدن حتی به خودش هم تخفیف میداد. فرمان … ادامه