درباره‌ی کلاسیک‌ها و دیداری کوتاه با سعدی در آینه‌ی فردوسی

به مناسبت یکم اردیبهشت ماه، روز سعدی مهری بهفر: «تو دیدی هیچ ماهی را که او شد سیر از این دریا؟» همان‌طور که ماهی از آبی که همهٔ دنیایش را ساخته است و زندگی‌اش بدان بازبسته است سیر نمی‌شود، ما هم غوطه‌وریم  در آبِ کلامِ کلاسیک‌ها و هیچ‌گاه هم این آثار را شرح و بیانِ شافی و کافی نتوانیم داد؛ زیرا برای ماهیِ مستغرق در دریا «فزون ز شرح و بیانست آن یکی» معنی. همهٔ ما که ادبیات کلاسیک می‌خوانیم … ادامه

حشمت‌الله کامرانی اجازه ندارد که بمیرد…

«حشمت‌الله کامرانی» مُرده است. حالا و چند روز بعد از فوتش، خبر را در تلگرام می‌خوانم. عدد مرگ‌ها آن‌قدر زیاد شده که مرگ او، نه شوکه‌کننده و نه غمگین، درج شده. کاش برای خانواده‌ی حشمت‌الله کامرانی – اگر چنین چیزی داشته – نیز همین‌طور باشد؛ یک مرگ معمولی، گم‌شده در ازدحام مرگ‌های کرونایی. اسمش را داخل گیومه گذاشتم اول متن، اما برای خودِ من سال‌هاست که شناخته و کشف شده. شاید نخستین مترجمی بود که من را با جهانِ داستانی … ادامه

نامه‌ی هنوز تازه‌ی پرویز ناتل خانلری به فرزندش

پرویز ناتل خانلری و همسرش زهرا کیا (خانلری) پرویز ناتل خانلری در شبی از شب‌های سال ۱۳۳۰، پس از آن‌که پسر خردسالش را می‌خواباند، می‌نشیند به نوشتن نامه‌ای برای او. آن زمان در تصورش هم نمی‌گنجید که خواننده‌ی اصلی نامه‌اش پیش از آن که ببالد تا بتواند روزی نامه را در کنجی بیابد و بخواند، در هشت‌سالگی از دنیا برود. اما این نامه‌ی پرویز ناتل خانلری همچون نام و یاد خودِ پرویز ناتل خانلری و  آثارش مانا شد. راستش ایمیل … ادامه

در بحران کرونا کدام طرف بایستیم؛ اخلاق یا قانون؟

کرونا؛ میدان نبرد ایدئولوژی‌ و علم، تنگنای قانون و اخلاق یادداشتی از دکتر محمود دهقانی استاد دانشگاه و روانشناس بالینی «در رفتار با بیمارتان همیشه به یاد داشته باشید که بیمار شما حداقل عزیزترین فرد یک یا شاید چند نفر در این جهان است. بنابراین وظیفه‌ی شماست که نه‌تنها تمام تلاش خود را برای نجات جان او انجام دهید، بلکه باید سعی کنید  از آزردن پدر یا مادری حساس، همسری نگران یا کودکی مهربان اجتناب کنید. انسانیت را با خود … ادامه

شما شوآف کنید، ما همچنان پز می‌دهیم!

رضا شکراللهی: آمدم، به‌رسم پز دادن، این عکس را از ناهارمان (شامیِ رشتی با نان بربری خانه‌پز) بگذارم در فجازی* که یادم افتاد به کلمه‌ی شوآف که چند سالی است رایج شده به‌جای «پز». مقصودم به‌طور مشخص کاربرد اجتماعی این کلمه در شبکه‌ها، به‌خصوص اینستاگرام، است که کاربران و خصوصاً چهره‌های مشهور مجازی با انتشار عکس و فیلم و… در موارد گوناگون پز می‌دهند یا چنته‌شان هم خالی است و فقط قمپز** در می‌کنند و قورت می‌اندازند و چسی می‌آیند. … ادامه

دعوت به تماشای ریش‌قرمز پس از ۵۵ سال

آرمان ریاحی: ریش‌قرمز (۱۹۶۵) ساخته‌ی آکیرا کوروساوا می‌تواند حکایتِ حالِ امروزمان باشد؛ فیلمی که گاهی سرک می‌کشد و می‌گوید: «من در سه ساعت شما را به آدمیت دعوت می‌کنم. تماشایم کنید.» و تماشای ریش‌قرمز واقعاً ارزشش را دارد، چون با غنای تصویری‌ای که دارد، عطش نگاه تماشاگرانش را سیراب می‌کند. ریش‌قرمز با وجود انبوه خرده‌پیرنگ‌ها، داستانش را روان روایت می‌کند. شاید مخاطبِ خوگرفته به سینمای امروز آمریکا، با آن ضرباهنگ سریع، در برخورد با رمانتیسم غلیظ ریش‌قرمز و لحن آرام … ادامه

زیبا بنویسید، مثل رضا بابایی که چه زود رفت!

رضا شکراللهی: رضا بابایی عمرش به دنیا نبود تا دیگر با دو گروه بحث نکند: آنان که از عقیده‌ی خود سود می‌برند و آنان که از اندیشه‌ی خود پیشه ساخته‌اند. سرطان رضا بابایی را هم کشت، و من هرچه کردم، از صبح، تا موریانه‌ی غم از تهِ سینه‌ام راه نگیرد به بالا، به گلو، به چشم، نشد که نشد. حالا یله داده‌ام به دیوارِ موسیقی و خشتِ «سوت پایان» کارن همایونفر؛ خشت و دیواری کاهگلی و زبر که پشتت را، … ادامه

با پائولو جوردانو در روزگار آلودگی

پائولو جوردانو نویسنده‌ی جوان و سرشناس ایتالیایی است که به‌تازگی کتابچه‌ای منتشر کرده درباره‌ی حال‌وهوای این‌روزهای همه‌ی ما با موضوع شیوع ویروس کرونا، و با اسم «در روزگارِ آلودگی». پائولو جوردانو این کتاب را به خوانندگان فارسی‌زبان هدیه کرده و نشر برج هم آن را با اجازه‌ی نویسنده و با ترجمه‌ی محیا بیات، به‌طور رایگان، در فیدیبو و طاقچه منتشر کرده است. این کتابچه مجموعه‌ای است از چندین یادداشتِ کوتاهِ پائولو جوردانو که قرار نیست به معلوماتِ علمی شما چیزی … ادامه