داستان کوتاه «خیابان اج‌مانت» دکتروف

ای. ال. دکتروف (E. L. Doctorow)، نویسنده‌ی شهیر آمریکایی، که رمان‌های تاریخی‌اش شهرت فراوانی دارد، دو سال پیش در ۸۴ سالگی درگذشت. مشهورترین رمان دکتروف «رگتایم» است که «نجف دریابندری» آن را به فارسی ترجمه کرد و در ایران او را بیشتر با این رمان می‌شناسند. دکتروف معتقد بود «نویسندگی فرم پذیرفته‌شده‌ی شیزوفرنی در جامعه … ادامه

قطار امر به معروف و نهی از منکر در متروی تاریخ

سالار کاشانی: صبح یک روز گرم از تیرماه سال هزار و سیصد و نود و شش خورشیدی، مردی در متروی شهرری تهران با گلوله‌ی مستقیم پلیس کشته شد. گزارش این قتل با روایت‌هایی متناقض از منابعی مختلف همراه بود، اما دست‌کم این روایت در جامعه مشهور شد که دعوا بر سر «امر به معروف و … ادامه

خودکشی کورش اسدی و بازتولید چهره‌ی افسرده‌ی نویسنده‌ی ایرانی

بی‌رحمانه است گفتن این‌ها درباره‌ی خودکشی کورش اسدی اما بی‌رحمانه‌تر است اعتباربخشی به یأس، به درماندگی، و به افسردگی. سایه اقتصادی‌نیا: «در گوشه نشستن و قیافۀ هنرمندانه گرفتن و سینیک شدن و انزوا گزیدن و به تریاک و الکل پناه بردن کار وازده‌هاست، کار از پا نشسته‌هاست، نه کار هنرمندان». این جمله از جلال آل‌احمد … ادامه

ترس از مرگ الدنگ!

خبر خودکشی کورش اسدی که آمد، پریشان شدم و در خود فرورفتم. به یک دلیل شخصی. و خبر مرگ مریم میرزاخانی که رسید، نه غم که نومیدی همه‌ی وجودم را گرفت. (بارها اعتراف کرده‌ام که پس از مرگ ناغافل و زودهنگام مادرم، دیگر هیچ مرگی مرا اندوهگین نکرده است.) نه کورش اسدی را دیده بودم … ادامه

تیراژ مطبوعات در ایران؛ استبداد یا ارتباطات مدرن؟

رضا شکراللهی: دیروز در توئیتر نوشتم «مجموع تیراژ روزنامه‌های ایران ۹۰۰ هزار نسخه است. یعنی هر ۸۸ نفر یک نسخه. در ژاپن، هر ۲ نفر یک نسخه. تأثیر ارتباطات مدرن بهانه است، امان از استبداد!» دوستانی خرده گرفتند که نتیجه‌گیری‌ام در مورد تیراژ مطبوعات روی هواست و مزخرف بافته‌ام. خب در یکی دو توئیت ۱۴۰نویسه‌ای … ادامه

شکایت‌نامه‌ی سهراب شهید ثالث

خوابگرد: سهراب شهید ثالث همان‌قدر که نامش پرآوازه است، زندگی، منش و آثارش هم‌چنان ناشناخته مانده است. در نگاهی کلیشه‌ای و سیاست‌زده ـ که شهید ثالث در تمام عمرش برای  رهایی از آن کوشید ـ از او همواره با عنوان هنرمند «تبعیدی» یا «مهاجر» یاد می‌شود؛ اما سهراب شهید ثالث، چه در ایران و چه … ادامه

او زن زیبایی است، یکی باید ترجمه‌اش کند

«شعر در ترجمه به جسد مرده‌ی بیگانه‌ای می‌ماند که امواج به ساحل ما آورده‌اند،» مرد جوان دوست داشت این را بگوید، سپس، مکث کند تا استعاره ته‌نشین شود، برخی شنوندگان متفکرانه سر تکان دهند، و او به آن‌ها بگوید: حالا ترجمه‌ام از شاعر رومی ناشناسی را می‌خوانم، ورق‌هایش را زیرورو کند، سپس خیره شود به … ادامه

اندوه عشق در آشویتس خصوصی من

آشویتس خصوصی من به زنان ایران  تقدیم شده است حسن همایون: آشویتس خصوصی من تلاشی برای تلاقیِ زیست شخصی و خصوصیِ منِ شاعر با مسائل عمومی و فراگیر است. کوششی است برای این که روایت رنج‌ها در نق ‌و ناله  متوقف نشود و به مسائل  عمومی آدمی گره بخورد. آشویتس خصوصی من بازتابی ا‌ست از … ادامه