تقدیر از خوابگرد در جشنواره‌ی «کتاب و رسانه» با چاشنی سرقت!

رضا شکراللهی: امروز یک خبر بسیار ناراحت‌کننده و یک خبر خوشحال‌کننده از پی هم به من رسید. پدر همسرم ۶۸ساله است و بازنشسته و جراحی باز قلب هم از سر گذرانده، ولی برای گذران زندگی روی تاکسی کار می‌کند، مثل بی‌شمار پیرمردانِ دیگرِ ایرانِ سیاهِ امروز. امروز سر خیابان آبان قلبش اذیت می‌کند. می‌زند کنار. … ادامه

«داستان فرودگاه» نوشته‌ی سیگرید نونز

خوابگرد: سیگرید نونز (متولد ۱۹۵۱) نویسنده و استاد دانشگاه آلمانی و چینی‌تبار ساکن نیویورک است. او تا کنون هفت رمان و یک زندگی‌نامه (درباره‌ی سوزان سونتاگ) نوشته است. داستان‌‌های کوتاه سیگرید نونز در بسیاری از نشریات معتبر از جمله در نیوریورک‌تایمز و پاریس‌ریویو منتشر شده‌ است. چند روز پیش جایزه‌ی کتاب ملی آمریکا (۲۰۱۸) در … ادامه

قرمساق به صادت کردند!

میلاد عظیمی: ناصرالدین شاه اهل نوشتن بود. زیاد می‌نوشت. ساده و صریح و صمیمی هم می‌نوشت. در نوشته‌هایش غلط املایی کم نیست. از جمله گاه‌و بی‌گاه قرمساق را – که واژه‌ی مورد علاقه‌ی او بوده و برای تحبیب و فحش به کار می‌برده- با صاد می‌نوشت؛ قرمصاق. به لطف دوست ارجمند مجید عبدامین که چهار جلد … ادامه

پایان باز در سینمای ایران و جهان

پایان باز از ادیسه‌ی فضایی تا طعم گیلاس پرویز شهبازی: پایان باز (Open ending) و یا پایان مبهم (Ambiguous ending) ـ اصطلاحی که غربی‌ها بیشتر استفاده می‌کنند ـ روشی است که فیلمساز در پایان فیلم، چیزهایی را حل‌نشده رها می‌کند تا تماشاگر آن را حدس بزند و یا با درگیری ذهنی برایشان راه حل پیدا … ادامه

سهراب پورناظری و بیشه‌ی خالی و میدان‌داری خامی!

داریوش محمدپور: سهراب پورناظری، هنرمند جوان خوش‌ذوق، مصاحبه‌ای کرده و در آن، بعد از تقریباً چهار دهه از عمر ـ یا در واقع پایان کانون چاووش ـ زبان به انتقاد از آن گشوده است. خلاصه‌ی حرفش این است: کانون چاووش، هنرمندانِ سرشناس آن دوره، مثل احمد عبادی و فرامرز پایور و فرهنگ شریف و جلیل … ادامه

متنِ درست و کاملِ ایران ای سرای امید

رضا شکراللهی: رفیق نازنین‌مان، میرزاده، در توئیتر یادآوری کرد که شعر ایران ای سرای امید در کتاب فارسی کلاس پنجم با غلط منتشر شده است. چرخی زدم و دیدم انگار اشتباهی است فراگیر، به‌خصوص در بندِ پایانی آن. متن کامل و درستِ این ترانه‌ی میهنی مشهور هوشنگ ابتهاج (سایه) را در ادامه می‌آورم و سپس توضیحات خود … ادامه

ممنوع از چه‌ها و ممنوع‌الچیزها!

یکی از دلایل این‌که ویراستاران زورشان به حذف واژه‌ای مثل «ممنوع‌الکار» نرسید و نتوانستند «ممنوع‌ازکار» یا «کارممنوع» را جایگزین آن کنند، این است که هر روز که بیدار شدیم، دیدیم یک ممنوع‌الچیز جدید داریم. اوائل فقط ممنوع‌الملاقات و ممنوع‌الخروج داشتیم برای آدم‌ها و بعد ممنوع‌الچاپ ظهور کرد برای کتاب‌ها و کم‌کم ممنوع‌های دیگر هم رسید … ادامه

حسین عرفانی برای ما خاطره‌ای از قدرت بود

حسین عرفانی از کشف‌های درخشانِ علی کسمایی، مدیر دوبلاژ نابغه‌ی سینما، بود. آرمان ریاحی: جای بسی تأسف که در روز ملّی سینما، این سینما یکی از برجسته‌ترین دوبلورهایش را از دست داد. تقارنی نمادین تا بدانیم جایگاه استعدادهای راستین را با رنگ و آرایش و تبلیغ نمی‌توان پر کرد. راه پیدا شدن «آن»، ترکیبی جادویی … ادامه