کازیمودوهای مغموم در برابرِ نوتردام فروریخته
آرمان ریاحی: «کازیمودو»ی مغموم! حالا دیگر جایی برای به یاد آمدن نداری، کلیسای پرآوازهی نوتردام را؛ همان مکانی که سالها در خاطرات ما ناقوس سنگینش را با عضلات ورزیدهات به صدا درمیآوردی، با همان ماهیچههایی که زورِ یک حیوان در آنها نهفته بود، که اگر میخواست، میتوانست، ولی اراده نداشت. ارادهی این بازوهای پرنیرو در میلِ کشیش بدسرشتی بود که تو را پروریده بود. داستان نوتردام دوپاری که زمانی در ایران در اوج محبوبیت بود پر است از شخصیتهای خیالیِ … ادامه