فراخوان دومین دوره‌ی جایزه‌ی ادبی بهرام صادقی

باعث افتخارم است که بعد از ۱۲ سال، دومین دوره‌ی جایزه‌ی ادبی بهرام صادقی را که مسابقه‌ای ست اینترنتی برای داستان کوتاه، هم‌اکنون اعلام می‌کنم. در همه‌ی این ۱۲ سالی که گذشت، حسرت برگزاری دوباره‌ی آن را کشیدم و حالا که می‌بینم شماری از برگزیدگان آن دوره (هم‌چون آذردخت بهرامی، احمد آرام، محمدحسین محمدی، علیرضا محمودی ایرانمهر، مصطفی مستور، پیمان هوشمندزاده، پیمان اسماعیلی و یوسف علیخانی و…) از نویسندگانِ نام‌آشنای امروز اند، به نونویسندگان دیگری فکر می‌کنم که برگزاری این … ادامه

شام آخر با بهرام صادقی

بهرام حدود ساعت نه و نیم به منزل آمد. دخترها خواب بودند. برای صرف شام با بهرام به آشپزخانه‎ رفتیم (شام آن شب باقلاپلو با گوشت بود) . در حین صرف شام، بهرام درباره‎ی کرم بهداشتی بپانتن و قدرت پیش‎گیرندگی قرص‎های آن در ریزش موی سر حرف می‎زد. ناگهان کلامش قطع شد، دستی‎ که قاشق در آن بود، در فاصله میان زمین و دهان، در هوا خشک شد و خودش هم انگار به خواب رفت. چند لحظه‎ای هاج و واج … ادامه

بهرام صادقی؛ شهریار داستان کوتاه

محمدحسن شهسواری: بهرام صادقی بیش از هر نویسنده‌ی ایرانی مدرن است. واژه‌ی مدرن در این‌جا بار ارزشی ندارد، هر چند در مورد صادقی از نکات بارز جهان داستانی او ست. بهرام صادقی به نحو بی‌سابقه‌ای ـ در میان نویسندگان ما ـ در محل تلاقی دو ویژگی ادبیات مدرن ایستاده است؛ محلی که دو خط یکدیگر را قطع می‌کنند. خط اول داستان کوتاه است و خط دوم پرسه در فضای شهری. داستان کوتاه علی‌رغم تصور برخی از دل رمان بیرون نیامد، … ادامه

دوضربی بیات ترک ابوالحسن صبا

امیرحسین آزاد: دو ضربیِ بیات ترک یکی از ساخته‌های ابوالحسن صبا ست که شاید از نظرِ ساختار ملودیک، مهم‌ترین اثر صبا باشد. این اثر را صبا نخستین بار برای یک ویولون تنها ساخت و اجرا کرد. هفت اجرای متفاوت از این اثر زیبا را می‌توانید در ادامه‌‌ی مطلب دانلود کنید. ۱ – دوضربی ترک: ویولن تنها از ابوالحسن صبا ۲- نغمه‌ی ترک: تنظیم حسین دهلوی برای ارکستر مجلسی. این نسخه از بهترین اجراهای این اثر است. ۳ – دوضربی بیات ترک: سه‌نوازی نی، سه‌تار و تنبک … ادامه

احساس ملت بودن کنیم

هیچ چیز به اندازه‌ی دوقطبی‌گری و دوقطبی‌سازی نمی‌تواند جامعه‌ای را از درون به تشویش بیندازد و از بیرون آسیب‌پذیر کند. وقتی از «ملت» و «مناقع ملی» حرف می‌زنیم، خیلی فرق نمی‌کند که با چه تعاریفی از آن همدل باشیم. در هر حالت، عقلانیت در سایه‌ی آرامش به دست می‌آید و بدیهی ست که دوقطبی‌گری مانع بزرگ آن است؛ به سان ساطوری که «ملت» را دوشقه می‌کند و مفهوم آن را زایل. چه با تعریف «ارنست رنان» موافق باشیم که معتقد … ادامه

نوشتن به سبکِ دایناسورها!

شاید این جوک تلگرامی به شما هم رسیده باشدکه کسی از دوستش می‌پرسد: قبراق درست است یا غبراغ یا غبراغ یا غبراق؟ و دوستش جواب می‌دهد: Ghebragh املای این کلمه که ریشه‌ی ترکی دارد و به معنای چابک و چست و چالاک است، هم به صورت غبراق ضبط شده، هم قبراق و هم غبراغ. اما از این واژه‌ی چنداملایی که بگذریم، آن فارسینگلیسی یا پینگلیش نوشتن اصل ماجرا ست که انگار خیلی‌ها را از دردسر غلط‌های املایی خلاص کرده. اگر … ادامه

از خوابگردِ اسب‌سوار به خوابگرد ماشین‌سوار

اولین بار که شلوار جین پوشیدم، ۲۳ سال پیش بود. جوان بودم. سخت راه می‌رفتم، انگار که سنگ بسته باشند به پاهایم. بدترش این بود که خیال می‌کردم همه نگاهم می‌کنند. سرم را پایین گرفتم و موزاییک‌ها و کاشی‌های پیاده‌رو را شمردم و دراز دراز رفتم تا رادیو. گذر از شلوار پارچه‌ای به شلوار جین از سخت‌ترین کارهای عمرم بود، اما چاره‌ای نبود. مثل حالا که بعد از حدود ۱۲ سال، لباس قدیمی را به اجبار از تنِ خوابگرد کنده‌ام و … ادامه

مترجم خائن است؟

حبیب حسینی‌فرد: جزوه‌ی کوچک «نامه‌ به یک شاعر جوان» نوشته‌ی ویرجینیا وولف، بعد از ۸۳ سال اخیراً به آلمانی هم ترجمه شده و در اختیار کتابخوانان قرار گرفته است. ترجمه (یا شاید هم یکی از ترجمه‌های) این جزوه به فارسی، سال ۱۳۸۵ در نشریه بخارا منتشر شد. وولف این جزوه را به درخواست شاعر جوانِ بریتانیایی، جان لمن، برای جلد هشتم مجموعه‌ای به نام «نامه‌های هوگوارث» نوشت. انتشاراتی هوگوارث متعلق بود به خود وولف و شوهرش، و لمن مدیریت آن … ادامه