چرا هوشنگ گلشیری جاودانه شد؟

سپیده گرگانی: بیست سال پیش در چنین روزی، ۱۶ خرداد ۱۳۷۹، هوشنگ گلشیری در بیمارستان «ایران‌مهر» تهران در ۶۳ سالگی درگذشت. دو سال پیش از آن، در پاییز ۷۷ که ناچار شد پیکر دو تن از دوستانش را که در قتل‌های زنجیره‌ای کشته شده بودند به دوش بکشد، گفته بود: «پیام دقیق به ما رسیده … ادامه

پنجاه‌سالگی شازده احتجاب

پرونده‌ای دربارۀ ‘شازده احتجاب’ هوشنگ گلشیری، که پنجاه سال از انتشارش گذشت وقایع‌نگاری زوال شازده  علیرضا اکبری: سال ۱۳۴۷ است. هوشنگ گلشیری که به‌تازگی مجموعه‌داستان مثل همیشه را منتشر کرده، در نشست‌های هفتگی جُنگ اصفهان ده‌صفحه ده‌صفحه رمان نیمه‌تمام شازده احتجاب را برای اصحاب جُنگ می‌خواند و نوشته را حک و اصلاح می‌کند. کمی پیش‌تر … ادامه

پدرخواندگان ادبی ایران

آن‌چه می‌خوانید گزیده‌ای است از پرونده‌ی پدرخواندگان ادبی که در شماره‌ی اخیر (۵۳) نشریه‌ی اندیشه‌ی پویا منتشر شده است. نخست مقدمه‌ای به قلم علیرضا اکبری و سپس یادداشت کمی تندوتیز ناصر زراعتی. دیگر مطالب این پرونده را در خود نشریه مطالعه کنید. علیرضا اکبری: در حالات و مقامات منصور حلاج گفته‌اند هنگامی که خاکستر او … ادامه

رؤیای هوشنگ گلشیری را یکی خسته کرد و دیگری کشت

درباره‌ی دلایل توقف مشهورترین جایزه‌ی ادبی غیردولتی ایران مزدک علی نظری: با مرگ نابهنگام «هوشنگ گلشیری» داستان فارسی یکی از استوارترین ستون‌های خود را از دست داد، اما از خاکستر این ضایعه ققنوسی سر برآورد که قرار بود نام و راه او را زنده نگه دارد. بنیادی به نام گلشیری راه‌اندازی شد که در چند … ادامه

ناگفته‌هایی از زندگی بهرام صادقی

فراز و فرود بهرام صادقی در شعر و داستان و زندگی به روایت ضیاء موحد ✔️ من زمانی بهرام صادقی را ملاقات کردم که بهرام صادقی تمام شده بود. بهرام صادقی و تقی مدرسی، نویسنده‌ی یَکُلیا و تنهایی او، کارشان را با هم شروع کردند و متأسفانه با هم گرفتار اعتیاد هم شدند. فکر می‌کنم … ادامه

شام آخر با بهرام صادقی

بهرام حدود ساعت نه و نیم به منزل آمد. دخترها خواب بودند. برای صرف شام با بهرام به آشپزخانه‎ رفتیم (شام آن شب باقلاپلو با گوشت بود) . در حین صرف شام، بهرام درباره‎ی کرم بهداشتی بپانتن و قدرت پیش‎گیرندگی قرص‎های آن در ریزش موی سر حرف می‎زد. ناگهان کلامش قطع شد، دستی‎ که قاشق … ادامه