داستان کوتاه «از این زبور»

نوشته‌ی رها فتاحی «و مرغان آواز می‌گردانیدندی با داود و آن آن بود که چون داود در دشت آواز برداشتی مرغان هوا حاضر آمدی و با وی آواز می‌گردانیدندی و از حلاوت آن می‌افتادند و می‌مردند.» تفسیر سورآبادی همسایه نمی‌دونم والله، من و عیال که خواب بودیم. کلاً که این خونه و آدمای توش واسه … ادامه

بهرام صادقی؛ شهریار داستان کوتاه

محمدحسن شهسواری: بهرام صادقی بیش از هر نویسنده‌ی ایرانی مدرن است. واژه‌ی مدرن در این‌جا بار ارزشی ندارد، هر چند در مورد صادقی از نکات بارز جهان داستانی او ست. بهرام صادقی به نحو بی‌سابقه‌ای ـ در میان نویسندگان ما ـ در محل تلاقی دو ویژگی ادبیات مدرن ایستاده است؛ محلی که دو خط یکدیگر … ادامه