تقدیم به روح «قاجاریِ» مرتضی پاشایی!
«مدتها بود که دیالکتیک گهگاه با دیرینهدوستم بانو ماهایا پطروسیان را، خط تلفن شهرى در انتهاى شبها، مهیا میساخت و تک گاهى از گفتمانها، صرف اشتراک هر دو طرف در تأیید و تمجید از صوت و لحن خوانندهی فوقالذکر ـ که مرتضى پاشایى خان نامى قلمداد میشد ـ شده بود. آوایش از کاشانهی بانو ماهایا، پاشیده بود بر سطح دَهَنىِ گوشى و خرامیده بود در دهانهی گوشم…» هول برتان ندارد. این را من ننوشتهام. این فقط بندی ست از یادبونامهای که … ادامه