فحش‌ها را باد نمی‌برد!

کم پیش می‌آید که، برای نوشتن یادداشتی چندسطری در این‌جا، قلمم چنان در دست‌اندازهای ذهنم بیفتد که عاقبت، جمله‌ی شروعم بشود همین که خواندید. حیاتِ ادبی ایران، نه تنها از فشارهای «بیرونی» به «تنگنا» افتاده که از درون نیز «سرطان» قلم کردنِ پای برپادارندگان آن، به جانش افتاده و، خود به دست خویش کلنگ برداشته‌ایم … ادامه

«نگره»، دفتر دوم منتشر شد

دفتر دوم «نگره» که به نقد کتاب‌های منتشرشده در هر فصل، با زمینه‌ی ادبیات داستانی اختصاص دارد، منتشر شد. این دفتر را که زیر نظر فتح‌الله‌ بی‌نیاز، شهلا زرلکی و مسعود میرزایی منتشر شده، در کتاب‌فروشی‌ها می‌توانید بیابید.از‌ کتاب‌های نقد شده در این مجموعه، می‌توان به «فانتوماس علیه خون‌آشام‌های چند ملیتی» اثر خولیو کورتاثار، ترجمه‌ی … ادامه

در ستایش و نکوهشِ «صفت»

در تازه‌ترین یادداشت انتقادی سیاسی فاطمه رجبی، که متنی چهل ـ پنجاه سطری‌ست، بیش از چهل «صفت»  و «قید» به کار رفته. این نشانه‌ی چیست؟ در جدل‌های مکتوبِ سیاسی، اجتماعی و حتا فرهنگی، حتا اگر هیچ شناختی از موضوع نداشته باشیم، یا از دو طرفِ دعوا، همین که تعداد «صفت»های موجود در دو متن را … ادامه

پاسخ عبدالله کوثری به منتقدان بی‌نام و نشان او در خوابگرد

شانزدهم اردیبهشت امسال، در جایزه‌ی «روزی روزگاری»، از عبدالله کوثری، مترجم بیش از ۴۰ اثر ادبی، تقدیر شد. از آن روز، برخی مترجمان، بدون ذکر نام، بحثی را آغاز کردند در کامنت‌های این‌جا، درباره‌ی کیفیت ترجمه‌ی عبدالله کوثری از رمان «گفت‌وگو در کاتدرال»، که دامنه‌اش کشیده شد به کیفیت ترجمه‌ی کاوه میرعباسی از ترجمه‌ی «نادیا»، و بعد … ادامه

هم‌دلی با سیدضیاء قاسمی

از جزییات قانون بازگشتِ مهاجران افغان، آگاهی ندارم، ولی دیروز که شنیدم سیدضیاء قاسمی، شاعر، منتقد و نویسنده‌ی افغان هم، بر خلافِ میل خود، باید به افغانستان بازگردد، دلم گرفت. عجیب است که در این قانون، هیچ امکانی برای ادامه‌ی زندگی اهل فرهنگ افغان در ایران پیش‌بینی نشده. سیدضیاء قاسمی بیش از بیست سال است … ادامه

مصیبت‌های قد کشیدن حاتمی‌کیا

وقتی سوار ماشینی شده باشی که، به جای این که تو را به مقصد برساند، با آن جیب و کیف‌ات را به ضرب چاقو بزنند و، زخمی رهایت کنند کنار اتوبان خشکِ ساوه؛ چه انگیزه‌ای می‌ماند برایت که از روی خیرخواهی و انتقاد، مثلاً به راننده تذکر بدهی کمربندش را ببندد، یا از مسافر بغل‌دستی … ادامه

لطفاً این‌جا را به گند نکشید!

از بختِ خوش یا ناخوش خوابگرد، یکی دو هفته است که فضای کامنت‌های خوابگرد، جایگاه تاخت و تاز برخی مترجمان و نویسندگان و منقّدان ادبی شده که یا به شیوه‌ی برگزاری و نتیجه‌ی داوری جوایز ادبی اخیر، از جمله جایزه‌ی «روزی روزگاری» و «مسابقه‌ی ترجمه‌ی ادبی از زبان فرانسوی به فارسی»، انتقادهای تند و تیز … ادامه

تأثیرگذارترین‌ها بر من

چندان اهل بازی‌های وبلاگی نیستم، ولی وقتی نویسندگان دو دوبلاگ ملکوت و نامه‌های سوشیانت هزارم، دعوتم کرده باشند، ناگزیرم، چند خطی بنویسم، از تأثیرگذارترین‌ها بر من و زندگی‌ام. خوب است که قرار نیست تأثیرگذارترین‌ها لزوماً آدم باشند. و برای خودم هم عجیب است که آدم‌های چندانی بر من و زندگی‌ام تأثیر شگرفی نگذاشته‌اند، چه رسد … ادامه