فحشها را باد نمیبرد!
کم پیش میآید که، برای نوشتن یادداشتی چندسطری در اینجا، قلمم چنان در دستاندازهای ذهنم بیفتد که عاقبت، جملهی شروعم بشود همین که خواندید. حیاتِ ادبی ایران، نه تنها از فشارهای «بیرونی» به «تنگنا» افتاده که از درون نیز «سرطان» قلم کردنِ پای برپادارندگان آن، به جانش افتاده و، خود به دست خویش کلنگ برداشتهایم … ادامه