کاملا غیر مهم!

این موضوع می‌تواند مهم نباشد، می‌تواند هم باشد که یک مجری به چه دلیلی موقتا و یا برای مدتی طولانی کنار گذاشته می‌شود. از این گذشته من اطلاع دقیق ندارم که «فرزاد حسنی» مجری‌ای که طی یکی دو سال اخیر در برنامه‌های مختلف روی آنتن بوده، واقعا محبوبیت عامی هم دارد یا نه؟ ولی تا … ادامه

مصیبتی به نام محافظه‌کاری + بازخوردها

اگر در نوشته‌ات به درستی، یکی از آفت‌های دامنگیر روشنفکران و نخبگان را گریز آن‌ها از سادگی و مردم‌گرایی دانسته‌ای، متأسفانه باید بگویم آفت درونی‌تری یقه‌ی طیفی از ایشان را سفت گرفته و رها نمی‌کند که نامش را به اشتباه گذاشته‌اند «محافظه‌کاری». بله آقای جامی، تو در نوشته‌ات جامعه‌ی روشنفکران و نخبگان را هدف قرار … ادامه

لذت داستان کوتاه خواندن هنوز برقرار است

توضیح من: محمد کشاورز متولد ۱۳۳۷ است و در شیراز زندگی می‌کند. به عبارت دیگر جزو داستان‌نویسان شهرستانی مقیم شهرستان محسوب می‌شود که به قول فتح‌الله بی‌نیاز به حمایت بیش‌تری در پایتخت نیاز دارند. کشاورز بعد از یازده سال دومین مجموعه‌داستانش را با نام «بلبل حلبی» منتشر کرده. اگر اشتباه نکنم سال ۱۳۷۳ بود که … ادامه

از «میدان» جنگ تا «پاساژ» پایداری

نمی‌خواستم در این چند روز درباره‌ی جنگ بنویسم، چون «مناسبت‌نویسی» حالم را بد می‌کند؛ اما این یادداشت پرنیاز پرستو دوکوهکی و این یادداشت چاپ‌نشده‌ی خسرو نقیبی و خصوصا این روایت صادقانه‌ی دردناک دکتر فیاض زاهد از جنگ نمی‌گذارد. نمی‌گذارند آدم‌هایی مثل من هم‌چنان ساکت باشیم و دل‌خوش باشیم به لحظات خلوتی که نه هر سال … ادامه

یادداشت‌های روزانه + هموطن سلام

گاهی وقت‌ها به سبک زیتون (علیها‌الرحمه) نوشتن بهترین راه خلاص شدن از موضوعات پراکنده‌ای‌ست که آدم می‌خواهد توی وبلاگش بنویسد. پس بدون ترتیب و بدون شماره‌گذاری می‌نویسم با این آرزو که وبلاگ زیتون از فیلتر درآید تا باز هم روان رنجور و مچاله‌‌شده‌مان با خواندن نوشته‌هایش کمی نرم شود و زندگی تحمل‌پذیرتر. خبر بدی شنیدم … ادامه

در ستایش استاد اعظم نگاهی دوباره به گراهام گرین، نویسنده‌ای که بسیار دوستش دارم

در روزگار ما که کم‌کم ادبیات داستانی می‌رود خود را به عنوان یک گونه معتبر و احترام‌برانگیز هنری جا بیندازد، روشن بودن افق پیش رو می‌تواند و باید یکی از مهم‌ترین مباحث مطروحه باشد. به ویژه این‌که نسل جدیدی از نویسندگان جوان با شور و اشتیاق زیاد رو به آفرینش این گونه هنری رو آورده‌اند. … ادامه

نان دهد هر آن کس که هفتان دهد!

چند روز گذشته، گرفتاری‌های خانوادگی، بچه‌داری و شغلی، و کمی هم گرفتاری‌های دیزاین و امکانات تازه‌ی هفتان مهلتم نداد برای این که به خوابگرد برسم. سوژه‌هایم روی هم تلنبار شدند، یکی یکی تاریخ مصرف‌شان را از دست دادند و از کفم رفتند. حیفم می‌آید گاهی که چرا وقت بیش‌تری ندارم تا نگذارم خوابگرد بوی کهنگی … ادامه

نو که می‌آد به بازار، کهنه می‌ره تو آرشیو!

ساعت از سه نیمه‌شب گذشته و کار اجرای دیزاین تازه‌ی هفتان برای شروع دوره‌ی رسمی آن از سر شب تا الان طول کشیده. آن‌قدر خسته‌ام که ذهنم برای نوشتن یک یادداشت مشتی جواب نمی‌دهد. فعلا هفتان جدید و رسمی را داشته باشید تا بعد مفصل‌تر بنویسم. حرف‌های زیادی دارم که برخی‌اش را در تریبون خود … ادامه

رعایت آیین نگارشی مثل سواد اول دبستان است پرت و پلاهای من در برابر نظرهای عالمانه‌ی دو نویسنده

ایسنا: خبرنگار بخش ادب خبرگزاری دانشجویان ایران در گفت‌وگوهایی با رضا شکراللهی، حسن محمودی و ناتاشا امیری، ارزیابی آن‌ها را از شیوه‌ی آیین نگارشی در وبلاگ‌ها جویا شده است. رضا شکراللهی با تفکیک قایل شدن بین زبان فارسی و نگارش در وبلاگستان گفت: زبان، بحثی کلی‌تر، عام‌تر و مهم‌تر و نگارش، بخشی از زبان است. … ادامه