خواب‌های روزانه + استخدام

رفاقت در عین انتقاداین که محمدحسن شهسواری، چهارمین قسمت از چندوچون بهترین داستان‌های مسابقه‌ی بهرام صادقی را در پنجره‌ی پشتی گذاشته و در این بخش، خیلی مختصر و مفید چهار داستان مرگ ماروسیای کوچولو نوشته‌ی مازیار نیشابوری ـ مرخصی نوشته‌ی علی جعفری ساوی ـ دریا هنوز هم توفانی بود نوشته‌ی عزیزالله ایما و بیا برویم به … ادامه

چند و چون بهترین داستان‌های مسابقه‌ی بهرام صادقی [۴]

«مرگ ماروسیای کوچولو» نوشته‌ی «مازیار نیشابوری»[متن داستان]جهان داستان همین چیزهایش است که جالب است. تنها در همین جهان است که می‌شود یک نفر از دیار خیام و عطار برود و بنشیند داستانی بنویسد از سرزمین «کورتاسار» و «مارکز». نمی‌دانم دوستان جوان‌ترم یادشان هست که درنیمه‌ی دوم دهه‌ی شصت، تب رئالیسم جادویی ایران را فراگرفته بود. … ادامه

خطای فرهنگی مدیران پرشین‌بلاگ

وقتی به سایت جشنواره‌ی وبلاگ‌ها سر زدم که سرویس پرشین‌بلاگ با حمایت مالی سازمان ملی جوانان، یا سازمان ملی جوانان با حمایت پرشین‌بلاگ، و یا پرشین‌بلاگ و سازمان ملی جوانان با حمایت همدیگر آن را برگزار می‌کنند، بی‌درنگ یادم افتاد به جشنواره‌های سفارشی، دهن‌پرکن و بی‌خاصیتی که هرهفته خبر برگزاری چندتا از ان‌ها را در … ادامه

غیبت مدرن ادبی؛ احوال غیرادبی برخی ادیبان

شاید این مطلب را به عنوان «حسن ختام» یا درواقع «قبح ختام!» وبلاگم بگذارم و خداحافظی کنم. شاید هم اصلاً بدون خداحافظی و قبح ختام و این حرف‌ها وبلاگ را ببندم. ظاهراً‌ من وبلاگ‌نویس نیستم. این را هم که می‌بینید، محض ِ گل ِ روی آقای […] نوشته‌ام! ـ شاید درد دل خیلی‌های دیگر هم … ادامه

اطلاع‌رسانی از جنس ایرنا

دیشب که گزارشی از نشست تخصصی دیروز ایرنا با عنوان «کتاب و ادبیات ایرانی در اینترنت» را در سایت ایرنا دیدم، نزدیک بود از عصبانیت داد بزنم و نصفه‌شبی همسایه‌ها را هم از خواب بیدارکنم. جناب مدیا کاشیگر ـ نویسنده، منتقد و مترجم ـ و من مهمان این نشست بودیم برای جواب‌دادن به سوالات. می‌دانم … ادامه

چندوچون بهترین داستان‌های مسابقه‌ی بهرام صادقی [۳]

مقدمهاگر یادتان نمانده، اشکالی ندارد؛ در مسابقه‌ی بهرام صادقی قرار بر این بود که یک گروه پنج‌نفره، همه‌ی داستان‌های رسیده را بخوانند و از میان آن‌ها تعدادی را برای مرحله‌ی دوم انتخاب کنند؛ به‌قول دوستان، یک‌جور نظارت استصوابی (این هم برای خنکی دل آن‌هایی که کلی به این گروه فحش دادند، هرچند فحش‌هایشان این‌قدر سوسولی … ادامه

نامه‌ی خاتمی، بلای فرهنگی

نه به حرف‌های تکراری و ملال‌انگیز خاتمی در نامه‌اش کار دارم و نه قصد دارم از منظر سیاسی صرف، آن را وارسی کنم و نه اصلا این نامه‌ی خاتمی ـ برخلاف تصور خودش ـ نامه‌ی مهمی‌ست که ارزش نقد داشته باشد. اما شاید از پشت عینک فرهنگ و ادبیات بشود نگاهی متفاوت به آن انداخت … ادامه

غلط ـــــ نامه [۴]

در اولین غلطنامه که منتشر کردم، نوشتم: «آن‌هایی که آیین نگارش را می‌دانند و رعایت می‌‌کنند که هیچ. آن‌ها که می‌دانند و رعایت نمی‌کنند، می‌توانند هم‌چنان رعایت نکنند؛ زور که نیست. اما آن‌ها که نمی‌دانند و یا می‌دانسته‌اند و یادشان رفته، فکر می‌کنم این [غلط‌نامه]‌های گاه‌گداری، به دردشان بخورد.» بعد هم این همه احسنت و … ادامه