۲۲۱

نویسنده: محمدرضا رستمی عق سه شب پیش بود که تصمیم گرفتیم. یعنی سه شب قبل از آن شبی که ما سه نفر راه افتادیم طرف قبرستان. قسم خورده بودیم که تا آخر قبرها برویم و حتی اگر توانستیم هر کدام توی قبری هم دراز بکشیم تا ترسمان بریزد. ترس که نه، می خواستیم به هم … ادامه

۲۰۵

نویسنده: منیژه عارفی سرخ مثل آرزو از همان وقت که شوهرت مرد و تنها شدی و آمدی تا با من زندگی کنی، می دانستم اخلاق های عجیب غریب داری. هشت سال با هم پشت یک نیمکت درس خوانده بودیم. از خل و چل بازی ها و آرزوهای عجیبت خبر داشتم. از همان روز که معلم … ادامه

۳۲۶

نویسنده: فائزه محمدی اردهالی دود سر شب! سرویس کارخانه می‌ایستد، مینی‌بوسی پر از آدم‌های خسته. پیرزنی که سر کوچه دم در نشسته به آن‌ها نگاه می‌کند. آپارتمان‌های شکل هم در دو سوی کوچه ردیف شده‌اند، همه چهارطبقه اند. پیرزن می‌داند که دختری با مانتو و شلوار مشکی، مقنعه‌ی مشکی، پیاده خواهدشد، با کیفی سنگین، دختر … ادامه

۲۴۸

نویسنده: آتوسا افشین‌نوید سفارش یک سنگ قبر حاجی بابایی آدم خوش‌‌برخورد و خنده‌رویی نبود. نه اینکه از مادر غرغرو و بدخلق به دنیا آمده باشد. چین و چروک بدریخت صورتش هم زائیده کارش بود. گاهی دختر عزیز دردانه‌اش به گردنش آویزان می‌شد و خنده‌کنان می‌گفت: «بابا تو یه ذره بخند دنیا به روت می‌خنده.» حاجی … ادامه

۳۱۷

نویسنده: علیرضا محمودی ایرانمهر برگزیده‌ی نخست هیات داوران ابر صورتی آن صبح سرد سوم دی ۱۳۶۰، فقط دوست داشتم به تکه ابری که در لحظه‌ی طلوع صورتی شده بود نگاه کنم. ما پشت سر هم از شیب تپه ای بالا می رفتیم و من به بالا نگاه می کردم که ناگهان رگبار گلوله از روی … ادامه

۳۱۱

نویسنده: آزاده شاهمیری تمام مسیرها مسدود است ساعت زنگ زد، مرد دست اش را روی ساعت کوبید، صدای زنگ قطع شد.  غلت زد. تمام شب صدای گربه ها نگذاشته بود بخوابد. دیشب ساعت یک و نیم رسیده بود خانه و آن قدر خسته بود که نه شام خورد، نه به پیغام های ضبط شده گوش … ادامه

متن کامل گفت‌وگو با عباس معروفی

رضا شکراللهی: حدس می‌زدم که نام بردن از عباس معروفی در مطبوعات چیزی شبیه یک تابوست، اما وقتی پای انتشار خبر مسابقه‌ی بهرام صادقی در روزنامه‌ها به میان آمد، یقین کردم که چنین است: در بیشتر روزنامه‌ها نام عباس معروفی از بین اسامی داوران حذف شد. عباس معروفی شاید پر سروصداترین نویسنده‌ای باشد که فضای … ادامه

لطفا بحث ابتذال را ادامه دهید

نفس راحتی می‌کشم، وقتی می‌بینم، پس از فرونشستن آن همه سر و صدای حاشیه‌ای، اصل بحث ابتذال در وبلاگ‌نویسی، دارد خودش را پیدا می‌کند. حالا که به‌اصطلاح، استارت بحث زده شده، از همه‌ی وبلاگ‌نویسان تقاضا می‌کنم، دیدگاه خودشان را درباره‌ی این موضوع، حتا اگر شده کوتاه و مختصر بنویسند و من را هم بی‌خبر نگذارند. … ادامه

ادوراد سعید، منتقد بی‌همتا گزارش صدو ششمین نشست کتاب ماه ادبیات و فلسفه

«ادوارد سعید» از متفکران نخبه‌ی قرن بیستم به شمار می‏آید. او استاد ادبیات تطبیقی دانشگاه کلمبیا بود و بیش از بیست اثر در زمینه‏های مختلف نقد، اندیشه، هنر و ادبیات از خود به یادگار گذاشته است. از جمله آثار او می‏توان به «شرق‏شناسی»، «جهان، منتقد،‌ متن»، «فرهنگ و امپریالیسم» و «خارج از مکان (بی‏ در … ادامه