ثبت‌نام مدرسه‌ سینمای مستند زیرنظر روبرت صافاریان

دوره‌ی یک‌ساله‌ی مدرسه‌ی مستندسازی «خوانش» (رپرتاژ) ✔️ مدرسه‌ سینمای مستند را با این باور آغاز می‌کنیم که آموختن فیلمسازی جز از راه فیلم دیدن و بهره‌گیری از تجربه‌ی فیلمسازان و فیلم ساختن میسر نمی‌شود. دوره‌ی یک‌ساله‌ی مدرسه‌ی مستندسازی «خوانش» طوری برنامه‌ریزی شده که تا پایان دوره، هریک از هنرآموزان یک فیلم مستند ساخته باشد. کارهایی که در … ادامه

درختان پرمیوه هم فرومی‌افتند!

در تقویمم نوشته بودم که یکشنبه ۲۷ خرداد به دکتر قانعی‌راد تلفن کنم و نظرش را در مورد گزارش ویرایشِ کتابی که فرستاده بودم جویا شوم و قراری بگذارم که برای همکاری در حوزۀ ویرایش گفت‌وگو کنیم، اما امروز در خبرها خواندم: «دکتر سید محمدامین قانعی‌راد، رئیس سابق انجمن جامعه‌شناسی ایران و استاد جامعه‌شناسی مرکز … ادامه

شفیعی کدکنی و زبان‌های محلی و لهجه‌ها

رضا شکراللهی: چند روز پیش فایل صوتی کوتاهی از دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی منتشر شد درباره‌ی زبان فارسی و زبان‌های محلّی که دستمایه‌ی شیطنت قرار گرفت. من نمی‌دانم کجای حرف‌های استاد شفیعی کدکنی توهین به لهجه‌ها و زبان‌های محلی بوده یا اصلاً حرف نادرستی است که برخی قوم‌گرایان افراطی دوره افتاده‌اند به فحاشی و پرت‌وپلاگویی. … ادامه

سنت پهلوانی به رسم ناصر ملک مطیعی

آرمان ریاحی: در طول سی سال بازیگری بیش از صد فیلم بازی کرد. نامش و چهره‌ی خاصش با  ذهن و حافظه‌ی ایرانیان عجین بود و بخش مهمّی از خاطرات بصرى آنان را تشکیل می‌داد. ناصر ملک مطیعی از اوّلین سوپراستارهای سینمای تماشاگرپسند ایران بود که نامش، حتا پس از چهل سال سکوت هنری، برای مردم … ادامه

شجریان به کدام روایت؟

رضا شکراللهی: نماگهی (تیزر) مستند «شجریان؛ از سپیده تا فریاد» را دیدم. دور از عقل سلیم است قضاوت کردن هر اثری پیش از مطالعه یا تماشای آن، ولی احتیاط هم شرط عقل است. احتیاط در این‌که قرار است برای تماشای چه‌جور مستند و ساخته‌ی چه کس یا کسانی پول بدهم یا وقت بگذارم. کارگردانش کیست؟ … ادامه

مومیایی رضاشاه و هویت نمادین جسدها

آرمان ریاحی الف) کشف جنازه‌ی منتسب به رضاشاه در صحن حرم شاه‌عبدالعظیم حسنی پس از نزدیک به چهل سال ابهام یکی از مهمّ‌ترین و عجیب‌ترین خبرهایی بود که در این موقع می‌شد شنید. انگار تاریخ ـ هنوز معاصرـ را با همه‌ی زیروبم پر اعجابش احضارکرده باشند. آن‌هم در قرنی که هنوز به‌ سر نیامده، سه … ادامه

ماجرای دستگیری قاضی مرتضوی

داستان بی‌ویرایش پنج شب پیش بود که همسایه‌ی ما به شوهرم زنگ زد که من خانه‌ام را به یک نفر، دو‌ماهه اجاره داده‌ام. گفت یک آقا هست که پدر و مادرش هم همراهش هستند. خانواده هستند. گفت که اینها خیلی به حجاب اهمیت می‌دهند و چون حیاط خانه ما به خانه آنها دید دارد، این … ادامه

سکوت؛ میراث آسیب در کودکی

فرناز سیفی: زن در صف امضای کتاب ایستاده بود. یک نسخه از کتاب مرد نویسنده را جلوی او گذاشت تا برایش امضا کند. وقتی مرد در حال امضا بود، زن برایش گفت که چقدر با کاراکتر زن در کتاب احساس نزدیکی و همدلی می‌کند. گفت که او هم مثل زن داستان، قربانی تجاوز است. بعد … ادامه