نقطهی صفر تجاوز و امید!
تجاوز. احساس بعد از دزدزدگی، چیزی کم ندارد از تجاوزشدگی. دوم بار بود. این بار کیفِ دوستداشتنی و نازنین همیشههمراهم. زیر پل پارکوی که از آدم و ماشین و پلیس موج میزند در ساعت عصر. فریادِ بیپژواک «آی دزد…» و قیقاج رفتن خلاف جهتِ آن همه ماشین و آدم، و پی سر رفتنی نافرجام تا چندکیلومتر آنسوتر. و بازگشت به نقطهی صفر تجاوز: سکوی جلو باشگاه ورزشی زنانهی پارکوی. و نفسی که هنگام بالاآمدن، انگار از مهرهی ساییدهشدهی گردن میگذشت، … ادامه