شخصیت معتبر داستانی!
سه روز است به خانه آمده و در این سه روز بارها و بارها به حمام رفته و دوش گرفته و بیحساب رفته دستشویی. میپرسم چرا؟ میگوید: «نمیدانی چه لذتی دارد حمام و دستشویی رفتن بینوبت!» سوار ماشین که شد، چند دقیقه بعد سرش را توی دستهاش گرفت و دلش هم خورد. عصبی گفت: «نگه دارید، زیر پام هی خالی میشود. بگذارید پیاده شوم، تحملش را ندارم.» پیشنهاد مسافرت دادیم به او و جواب شنیدیم: «نه، فقط جاهایی ببریدم که … ادامه