غربت وطنِ آدم را بیدار می‌کند

درباره‌ی «در حضرتِ رازِ وطن»، نوشته‌ی رضا فرخ‌فال رضا شکراللهی: وطن کجاست که آوازِ آشنای تو چنین دور می‌نماید؟ این سؤالِ شاملو، فارغ از بافتِ شاعرانه‌اش، پیچیده‌ترین پرسشی است که در میانسالی یقه‌ام را چسبیده. وطنِ من زبانِ من است؟ یا، به‌تعبیرِ احسانِ یارشاطر با آن‌همه دورافتادگیِ زمانی و مکانی از خاکِ ایران، وطنِ من زبانِ فارسی است؟ یا نکند، به‌اعتقادِ میلان کوندرا که او هم بس دور افتاده است از خاکِ زادگاهش، وطن چیزی نیست جز توهّم و افسانه؟ … ادامه

تولدِ نشریه‌ای جدید ویژه‌ی معرفی کتاب، به نامِ رود

رود جایی است برای تن زدن به آبِ کتاب مهری بهفر: نشریه‌ای سراسر ویژه‌ی معرفی کتاب و نه هیچ‌چیز دیگر؛ نه مصاحبه و میزگرد، نه مقاله و یادداشت و گفتار و جستار، نه داستان‌کوتاه و شعر، نه نامه‌های کوتاه و بلند به سردبیر و نه حتی نقد و بررسی، یا تحلیل و واکاوی و کالبدشکافی متن؛ هیچ‌کدام، نشریه‌ای مختصِ معرفیِ کتاب می‌خواستم. بیست سال پیش در پی‌اش بودم. نشد. برآمد برین روزگاری دراز. ذهن من در این سال‌ها مثلِ گلِ … ادامه

امید در تاریکی

امید در تاریکی تاریخ‌های ناگفته و احتمالات بی‌‌کران ربه‌کا سولنیت، نویسنده و مورخ و کنش‌گر، هجده کتاب دربارۀ محیط زیست، مناظر، اجتماع، هنر، سیاست، امید و حافظه نوشته است، ازجمله این کتاب‌ها: این حوالی دوردست؛ راهنمای میدانی برای گم شدن؛ سفردوستی؛ تاریخچۀ راه رفتن؛ رود سایه‌ها: ادویرد مایبریج و غرب وحشی تکنولوژیک (که به خاطرش جایزۀ گوگنهایم، جایزۀ حلقۀ منتقدان کتاب ملی در حوزۀ نقد و جایزۀ ادبی لنان را دریافت کرد). او که از کودکستان تا تحصیلات عالیه را … ادامه

رمانِ عیار ناتمام را بخوانید

“صدای تلویزیون را از توی حمام می‌شنید. یکی از شبکه‌های ماهواره‌ای تظاهراتِ دیروزِ مردم را نشان می‌داد و شعارهای مردم را. خون بود که از تنش شسته می‌شد و راه می‌کشید سمتِ چاهک. این تصویر را هم توی خیلی از فیلم‌ها دیده بود. فکر کرد دنیا دیگر هیچ حرفِ تازه‌ای برای گفتن ندارد. حوله را پیچید دورِ تنش و همین‌که از حمام بیرون آمد، در تلویزیون چهره‌ی دختری را دید خون‌آلود که مردی سرش را در بغل گرفته بود. صدای … ادامه

فلسفه‌ی گیومه‌گذاری و کاربردِ گیومه در متن فارسی

معین پایدار: اگر از چراییِ کاری آگاه باشیم، احتمال این‌که درست از آن استفاده نکنیم ضعیف‌ می‌شود؛ اما مسئله به همین سادگی‌ها هم نیست. رسیدن به این آگاهی، انرژی جسمی و ذهنی می‌بَرد و این با تمایل آدم ناسازگار است؛ برای همین است که چیزی را از بر می‌کنیم و با تأملِ کم‌تر دست‌به‌کارش می‌شویم. نمونه‌ای از این مسئله را می‌توان در گیومه‌گذاری دید. گاه، شاهدیم که گیومه نابه‌جا به‌کار گرفته شده است. به‌قدرِ تجربه‌ و درکم، تاکنون برای گیومه بیش‌تر از … ادامه

مبارزه علیهِ فراموشی؛ تاریخِ شخصیِ خوابگرد

رضا شکراللهی: از خوابگردِ قدیم که اثاث می‌کشیدم به خوابگردِ جدید، یعنی همین‌جا که می‌بینیدش، خیال می‌کردم خیلی زود با چند تا کلیکِ ناقابل کلِ بایگانیِ این‌همه‌سال را هم به این‌جا منتقل می‌کنم. نشد. هنوز هم نشده. برای همین تصمیم گرفتم هرازچندگاه سری به توبره بزنم و نوشته‌ای از آن بایگانیِ حجیم را در این‌جا از نو منتشر کنم. یادداشتی که در ادامه می‌خوانید، مربوط است به ۱۰ اسفند ۱۳۹۳ که در آستانه‌ی زادروز پسرم نوشتمش، با موضوع وبلاگ‌نویسی. فقط به … ادامه

محمد معتمدی؛ ستاره‌ای که متولد نشد!

رضا شکراللهی: نمی‌دانم اگر محمدرضا لطفی زنده بود و محمد معتمدی ازش می‌پرسید بروم آلبوم تازه‌ام را در «سازمان اوج» درآورم یا نه، لطفی به او چه می‌گفت. این را هم نمی‌دانم که اگر لطفی الان زنده بود، آیا اصلاً محمد معتمدی را می‌پذیرفت تا راه به او بنماید یا نه. در هر حال، محمد معتمدی آلبومِ «حالا که می‌روی» را با حمایتِ «مرکز مأوا» که زیرمجموعه‌ی «سازمان اوج» است منتشر کرده. ده سال پیش که محمد معتمدیِ آن موقع … ادامه

گریزِ مردم‌پسند از دوگانه‌ی عامه‌پسند و نخبه‌پسند

عامه‌پسند؛ شکِ دشوار یا ایمانِ آسان؟  سحر سخایی: عامه‌پسند واژه‌ای پربسامد و از ریخت‌افتاده است. پربسامد است چون از متونِ مکتبِ فرانکفورت تا مقالاتِ ادبی و موسیقایی و سینمایی را دربرمی‌گیرد، و از ریخت‌افتاده است چراکه بنا به نظر و مصادیقِ موردنظرِ به‌کاربرنده‌اش تغییرِ معنا می‌دهد. گاهی عامه‌پسند به‌معنای هنر یا اثری سطحی و مبتذل است که تلاش می‌کند آن‌چه را می‌خواهد بگوید به‌روشنی در اختیارِ مخاطب قرار دهد. همین‌جاهاست که صدای آدورنوی فیلسوف درمی‌آید که این ساده‌کردنِ مفاهیم و … ادامه

برنامه‌ی عصر جدید شبکه‌ی ۳؛ جذاب و شگفت‌انگیز یا غم‌افزا و تحقیرگر؟

آرمان ریاحی: بیزززز! یک صدای آشنا برای بیننده‌های یک مسابقه‌ی بسیار بسیار مشهورِ تلویزیونی با مخاطبانِ انبوهِ جهانی. آیا  این‌جا شاهد شگفت‌زدگی «سایمون کاول» یا جیغ‌های هیجان‌زده‌ی «تیرا بنکس» خواهیم بود؟ نه! در این‌جا، یعنی در برنامه‌ی عصر جدید شبکه‌ی سوم سیما، امین حیایی لبخندهای یک‌وریِ همیشگی‌اش را تحویل‌مان می‌دهد و رؤیا نونهالی در کسوتِ یک بانوی سیاه‌پوش با تکنیک‌های ناب بازیگری‌اش به شرکت‌کننده، ابراز ترّحم مى‌کند یا خشنودی‌اش را نشان می‌دهد. و یک تازه‌وارد در برنامه‌ی عصر جدید که ظاهراً … ادامه