داستانهای دوستداشتنی
این که کتابی بشود محبوبِ آدم، از نگاه من بستگی دارد به دوامِ اثر آن کتاب بر فکر یا جان آدم؛ حتا اگر مزهی این اثرگذاری تلخ باشد و گاه گلوگیر. از میان آثار داستانی سال ۸۸، پنج کتاب را، با این معیار، بیشتر دوست میدارم. ۱) رمان «شب ممکن» نوشتهی محمدحسن شهسواری ۲) داستان بلند «شمایل تاریک کاخها» نوشتهی حسین سناپورالبته منظورم دقیقاً خودِ داستانِ «شمایل تاریک کاخها» از این کتاب دوداستانه است. ۳) مجموعهداستان «و حالا عصر است» … ادامه