جهان داستانی پل استر

حالا دیگر کتاب‌های پل استر را در بیش‌تر کتابخانه‌های شخصی خواننده‌های حرفه‌ای می‌توان دید. این نویسنده‌ی آمریکایی، با آثاری که در این جند سال، پی‌در‌پی از او ترجمه و منتشر شد، خیلی زود جایگاهی اختصاصی برای خودش در میان خوانندگان حرفه‌ای و اهل ادبیات ایران باز کرده. به نظرم می‌رسد بیش‌‌ترمان در برابر آثار او بیش‌تر شگفت‌زده می‌شویم تا این که به درون ذهن فلسفی نویسنده‌شان راه یابیم. بیش‌تر لذت می‌بریم تا این که تأثیر بگیریم. آثار استر پست‌مدرن‌اند؟ پلیسی‌اند؟ … ادامه

گزارش یک‌نفره‌ی مرحله‌ی نخست مسابقه‌ی داستان کوتاه شهر کتاب

اطلاعیه‌ی دبیرخانه‌ی مسابقه‌ی داستان کوتاه شهر کتاب را، همراهِ نام نویسندگانی که آثارشان به مرحله‌ی دوم رسیده و نیز جزئیات برنامه‌های روز جهانی داستان کوتاه، در ادامه‌ی یادداشت من می‌خوانید و می‌بینید. یادداشت من یک گزارش یک‌نفره است همراهِ چند نکته که فکر می‌کنم برای شما هم جالب باشد. خواندن ۴۰۶ داستان در مدت زمانی کوتاه، کار دشواری‌ست، ولی خوشبخت بودیم که داستان‌های خوب زیاد بودند و هر کدام‌شان، خستگی از تن‌مان بیرون می‌کرد. پنج‌شنبه‌ی گذشته، من و علی خدایی … ادامه

باید به حال این فرهنگ و این موسیقی گریست

داریوش پیرنیاکان: وضعیت فعلی موسیقی کشور آن‌چنان آشفته است که انسان نمی‌داند از کجا شروع کند. پرسیده‌اید که جشنواره‌ی موسیقی فجر چگونه و با چه کیفیتی برگزار شد. آیا بقیه‌ی مسائلی که در حول و حوش موسیقی وجود دارد، همگی با قاعده و بر جای خود هستند که به برگزاری موسیقی فجر بپردازیم؟ آیا موسیقی تولیدی رادیو و تلویزیون، جوابگوی نیازهای فرهنگی و معنوی جامعه‌ی فرهنگی و آرمانی به قول مسوولان هست تا به نوع اجرای یک جشنواره بپردازیم؟ هنوز … ادامه

پاپ کالچر در سرزمینِ اهورایی!

من هم احساس دل‌انگیزی دارم نسبت به آیین‌های سنتی عزاداری. «زمینه‌خوانی» و «راسته‌خوانی» قدیم که به یاد می‌آورد دوران پرمهر و کودکی و نوجوانی‌ام را. نوحه‌های «شیر خدا» و «ماه منوّر» در دستگاه‌های «ماهور» و «شور» و «بیات ترک» و دیگران که آمیخته بود با جان و روح مردمان آن دوران: «تو ای ماه منوّر، گلِ گلزار کدامین شهریاری / تو ای صدپاره پیکر، ز چه بر تن، زخم بی‌اندازه داری». و هنوز نتوانسته‌ام عزاداری کنم یا سینه زنم در … ادامه

چرا نقد منفی نمی‌نویسم؟

محمدحسن شهسواری: چندی پیش ماهنامه‌ی فیلم (چه قدر من و نسل من مدیون این مجله یگانه هستیم) ویژه‌نامه‌ای منتشر کرد در مورد «پالین کیل» مشهورترین منتقد تاریخ سینما. (دست امیر قادری و شرکا درد نکناد). در این ویژه‌نامه، از جمله چند نقد کوبنده و منفی بود از این منتقد بزرگ علیه غول‌هایی چون هیچکاک، کوبریک، فلینی و چند نامدار دیگر تاریخ سینما. یکی از دوستان منتقد سینمایی به من گفت چرا شما ادبی‌ها، حداقل خودت، از این نقدهای جانانه علیه … ادامه

هیچکاک و نویسندگان ما ـ یا ـ چرا نقد منفی نمی‌نویسم؟

چندی پیش ماهنامه‌ی فیلم (چه قدر من و نسل من مدیون این مجله یگانه هستیم) ویژه‌نامه‌ای منتشر کرد در مورد «پالین کیل» مشهورترین منتقد تاریخ سینما. (دست امیر قادری و شرکاء درد نکناد). در این ویژه‌نامه، از جمله چند نقد کوبنده و منفی بود از این منتقد بزرگ علیه غول‌هایی چون هیچکاک، کوبریک، فلینی و چند نامدار دیگر تاریخ سینما. یکی از دوستان منتقد سینمایی به من گفت چرا شما ادبی‌ها، حداقل خودت، از این نقدهای جانانه علیه آثار داستانی‌ای … ادامه

بازخوانی پرونده‌ی جاری (۷) ـ تخیل، لاک‌پشت‌ها و دیگران نگاهی به داستان «شرق جاوه» از مجموعه‌ی «ماه و مس» حامد حبیبی

داستان‌ کوتاه و رمان در عرصه‌ی جهانی، بسیاری از راه‌های ممکن را پیموده است و برای رهروان جدید بسیار بسیار سخت است که چیزی جدید و چشمگیر به وجود آورند؛ آن‌قدر چشمگیر که مردمان به آن خیره شوند. زاویه‌دیدهای نامعمول، زبان‌های پیچیده، روایت‌های عجیب و غریب، فضاسازی‌های نامانوس و… جهان رمان و داستان ‌کوتاه را در نوردیده است و داستان‌نویس تازه‌کار و ایستاده بر انتهای تاریخ پرتلاطم داستان‌نویسی، متحیر بر آغازیدن کدام راه است. برخی را عقیده بر این است … ادامه

اعتراض به سانسور؛ فصل مشترک جوایز ادبی در متن و حاشیه‌ی جایزه‌ی نویسندگان و منتقدان مطبوعات،و جایزه‌ی ویژه برای «بازی آخر بانو»

امروز تقویم جوایز کتاب سال ۸۴ ادبیات ایران بسته شد، و اعتراض به سانسور ادبیات، ملودی مشترکی بود که در مراسم همه‌ی جوایز، با همه‌ی حواشی و خشنودی‌ها و ناخشنودی‌ها از نتایج‌شان، به‌تلخی نواخته شد. نویسندگان و منتقدان مطبوعات نیز در هفتمین دوره‌ی جایزه‌ی خود، برندگان ۸۴ را اعلام کردند و فرخنده آقایی را به خاطر رمان «از شیطان آموخت و سوزاند»، و محمد کشاورز را به خاطر مجموعه‌داستان «بلبل حلبی»، با دست پر و با خوشحالی روانه‌ی پشت میز … ادامه

نقد مصطفی مستور بر جایزه‌ی گلشیری

خوابگرد: من از هرگونه بحثی ـ حتا انتقادی ـ که به استواری و اعتبار جایزه‌ی گلشیری کمک کند، استقبال می‌کنم. مصطفی مستور، پیرو یادداشت قبلی من، نظرش را درباره‌ی جایزه‌ی گلشیری که ششمین دوره‌ی آن چند روز پیش برگزار شد، و حواشی زیادی پیدا کرد، برایم ایمیل کرده. نظرش را در این‌جا منتشر می‌کنم تا بخوانید. اگر از مسئولان جایزه یا برندگان یا داوران هم یادداشتی در پاسخ به انتقادها به من برسد که به اصل بحث کمک کند، آن را منتشر می‌کنم. … ادامه