آقایان! کجای تاریخ ایستاده‌اید؟

شکایت نویسندگانی که آثارشان یا بلاتکلیف مانده یا مجوز نگرفته، به دیوان عدالت اداری ظاهراً بی‌اثر می‌نماید، اگر خنده‌دار نباشد. ولی از روی اتمام حجت و بنا بر این که نویسندگی در ایران، با پنجه‌درافکندن با تیشه‌ـبرـ‌ریشه‌زنان، نسبت حرامزاده‌ای دارد، و دست‌ِکم برای ثبت در تاریخ و سربلندی پیش فرزندان‌شان، نویسندگان می‌توانند با استناد به اصل‌های هشتم، نهم، و بیست و سوم، و به‌‏خصوص اصل ۲۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و ماده‌ی ۳ (به ویژه بند ب و تبصره … ادامه

بازخوانی پرونده‌ جاری (۵) نگاهی به داستان «سیم» از مجموعه‌ی «جیب‌های بارانی‌ات را بگرد» پیمان اسماعیلی

سربازی دیده‌بان (که آن جلو جلوهاست، نزدیک به آن طرفی‌ها)، پس از یک سال که به عقب آورده می‌شود، سعی می‌کند فرار کند و خود را به محبوبش برساند. اما گیر می‌افتد. یک پایش میان‌ سیم‌های خاردار گیر می‌کند و پوتینش که همچنان، گویا، آن‌جا مانده. حالا در بازداشتگاه موقت است و دختر با کمک یکی از دوستان پسر توانسته خود را به پادگان برساند و به عنوان خواهر پسر وارد بازداشتگاه می‌شود. [متن کامل] داستان «سیم»، شرح حدود بیست … ادامه

«روزی روزگاری»؛ جایزه‌ی جدید ادبی ایران

جوایز ادبی ایران، هم به خاطر اوضاع «خیلی قشنگ» نشر و سانسور و هم به دلیل بی‌پشتوانگی‌های معمول، روزگار بدی را می‌گذرانند؛ ولی مدیا کاشیگر، دبیر جایزه‌ی مرحوم یلدا، دیروز در نشست ادبی «والس» از تأسیس جایزه‌ی تازه‌ای به نام «روزی روزگاری» خبر داد. گفت که قرار نیست این جایزه، جایگزین یلدا شود، ولی مثل یلدا با حمایت بخش خصوصی برگزار می‌شود و در تقویم جوایز ادبی ایران، به نخستین جایزه تبدیل خواهد شد، چون نتایجش را تا پیش از … ادامه

اندر حکایت خلا رفتن عمران صلاحی!

هنوز هم گاهی گوش کردن به رادیو برایم لذت‌بخش است، خصوصاً اگر تنها باشم، یا در جمعی به اجبار، که بیرون رفتن و کتاب دست گرفتن و این‌ها هزار فحش و فضیحت خانوادگی و دوستانه پیشکش‌ام می‌کند. خدا بیامرزد پدر گوشی موبایل را و مادر هدفونی را که نجاتم می‌دهد این جور مواقع. برنامه هم برای گوش کردن هست تقریباً همیشه. مثلاً از جمعه‌شب ۵ آبان، ساعت ۲۱، برنامه‌ی «نام‌آوران» رادیو فرهنگ را خواهم شنید به هوای شنیدن صدای زنده‌یاد … ادامه

جایزه‌ی ادبی مانیفست؛ بهانه‌ی تازه‌ی زندگی

مدتی‌ست در همسایگی‌مان، یک مسابقه‌ی ادبی راه افتاده به نام جایزه‌ی ادبی مانیفست. برگزارگنندکانش را نمی‌شناسم، ولی ـ به قول شهسواری که پای این چیزها از روی دیوانگی دل‌مان می‌لزرد ـ به سهم خودم معرفی‌اش می‌کنم و بنا به اخلاق گندم، تیغ کوچکی هم می‌زنم به انتقاد. این مسابقه‌ی ادبی چندین رشته دارد و تقریباً به‌طور کامل در فضای وب برگزار می‌شود، از تک‌داستان و تک‌شعر گرفته تا کتاب و ترانه و… دبیر جایزه آقای عرفان هاشمی‌ست و اگر به … ادامه

بازخوانی پرونده‌ی جاری (۴) پست ساعت دو ـ از مجموعه «بریم خوشگذرونی» ـ علیرضا محمودی ایرانمهر

به دلیل حجم اندک داستان کوتاه، معمولا نویسندگان حرفه‌ای سعی می‌کنند داستان‌شان را بر بیش از یک یا دو عنصر داستانی متمرکز نکنند. زیرا که در این صورت سررشته کار از دستشان درمی‌رود. نویسندگان یا فضایی خاص می‌آفرینند، یا سخنی را در میان تصاویر و کلمات داستانشان می‌پیچانند، یا بخشی از ذات بشری را مکشوف می‌کنند، یا ماجرایی تکان دهنده را روایت می‌کنند و… [متن کامل] بسیار سخت است که در یک داستان بیش از دو عنصر را هدف غایی … ادامه

مقالات شمس به روایت محمدعلی موحد

درس‌گفتارهایی که «شهر کتاب» درباره‌ی مولانا برگزار کرده، هم‌چنان ادامه دارد. از دهم آبان‌ماه قرار است دوره‌ی چهارم این درس‌گفتارها شروع شود با موضوع «مقالات شمس» که دکتر محمدعلی موحد در این دوره، این مقالات را شرح و تفسیر می‌کند. محمدعلی موحد، بی‌تعارف از نوادر روزگار است. گنجینه‌ای‌ست از خاطرات تاریخ معاصر ایران، از مصدق تا کنون. نزدیک به هشتاد سال سن دارد؛ سی سال سابقه‌ی تدریس در دانشگاه‌ها، از برجسته‌ترین استاد‌های حقوق با شهرت بین‌المللی، و مردی به قول … ادامه

برای “Disruptive” واژه‌ی مناسب پیشنهاد کنید

علی شماعی: من و چند تن از دوستان که همگی به کار تحقیقات در زمینه‌ی مدیریت تکنولوژی مشغول‌ایم، در ترجمه‌ی برخی از لغات دچار مشکل‌ایم. یکی از این لغات، لغت Disruptive است که ترکیبات آن بیش‌تر به صورت Disruptive Technology و Disruptive Innovation است. مشکل این‌جاست که ترجمه‌ی این لغت در فارسی، به هیچ وجه معنای اصلی را نمی‌رساند. برای روشن‌تر شدن موضوع، من متنی مرتبط را در ادامه می‌آورم. A disruptive innovation refers to a new technology that has … ادامه

«کافه ستاره» به شرط «رؤیا تیموریان»!

اگر نبود اپیزود مربوط به شخصیت رؤیا تیموریان، در فیلم «کافه ستاره»یِ سامان مقدم، برای نمی‌دانم چنددهمین‌بار احساس زیان‌دیدگی می‌کردم از سینما رفتن برای تماشای فیلم. رؤیا تیموریان را از سریال «رعنا»ی میرباقری ـ که خیلی‌های‌تان ندیده‌ایدش ـ بسیار دوست می‌داشتم، ولی در این سال‌ها، که او پس از دوره‌ای ناپیدایی، دوباره جلوه کرده بود، ناراحت بودم که چرا پیوسته خودش را تکرار می‌کند. حدس می‌زدم که کارگردان‌ها با توجه به همان پیشینه‌ی درخشان نقش او در «رعنا» به سراغش … ادامه