داستانک به صَرفِ رادیو!

این نه یک مسابقه است، نه چیزی شبیهِ آن. نه قرار است فیلی هوا شود، نه کسی رئیس‌جمهور شود. فقط قرار است من داستانک‌هایی را با انتخاب خودم، در قالب میان‌برنامه‌هایی کوتاه‌مدت بخوانم. نیلوفر زندیان، از برنامه‌سازان خوبِ رادیو فرهنگ قرار است این میان‌برنامه‌ها را بسازد تا شاید در آینده، به تناوب در فواصل میان برنامه‌های شبکه‌ی فرهنگ پخش شود. اگر داستانکِ خوبی دارید، برایم ایمیل کنید تا به نام خودتان آن را بخوانم. در بخش «موضوع» ایمیل، حتماً بنویسید «داستانک» … ادامه

مصائبِ پاگرد

برای من، گاهی، دوباره‌خوانی رمان‌هایی که خوانده‌ام، لذت‌بخش‌تر از آثار تازه است؛ خصوصاً این روزها که رمان ایرانی خوش‌خوان و جذاب و در عین‌حال ارزشمند، زیر سایه‌ی سنگین سانسور و نیز به دلیل کاهلی و آشفتگی حاکم بر اداره‌ی کتاب ارشاد، به کالایی نایاب تبدیل شده و بدبختانه چشم‌انداز امیدوارکننده‌ای هم در پیش رو نمی‌بینیم. رمان «پاگرد» محمدحسن شهسواری از جمله‌ی رمان‌هایی ست که ارزش دوباره‌خوانی هم دارد. از هنگامی که این رمان منتشر شد تا اکنون که چاپ دوم … ادامه

جایزه‌ای که به احمد محمود ندادند

این راه بیراه است نویسنده‌ی مهمان: احمد غلامی در اولین دوره‌ی جایزه‌ی نویسندگان و منتقدان مطبوعات که در سال ۱۳۷۸ در دانشگاه تهران برگزار شد، در کنار اهدای جوایز، از احمد محمود تجلیل کردیم. اصلاً فکر نمی‌کردم او آن‌قدر خوشحال شود و حضورش به جلسه‌ی ساده‌ و معمولی ما شکوه و عظمتی وصف‌ناپذیر ببخشد. صدای کف‌زدن‌ها لحظه‌ای قطع نمی‌شد و احمد محمود با خضوع و فروتنی باورپذیر، جلوی جمع کرنش می‌کرد. اصلاً تا آن روز فکر نمی‌کردم برای این چیزها … ادامه

کنسرت شکوهمندِ آشفتگی!

یک سال و نیم پیش هم گفتم که باور کنید بخشی از آشفتگی اوضاع فرهنگی، لزوماً به نگاه اقتدارگرایانه‌ی مدیران کنونی کشور و جزم‌اندیشی اقلیتی صدرنشین مربوط نمی‌شود؛ بخشی از این آشفتگی به دلیل ندانم‌کاری، ناپیشه‌کاری، نابلدی، خامی، بی‌تجربگی و برخوردهای سلیقه‌ای ایشان ایجاد شده و می‌شود. عجیب آن‌که پس از سه سال تکیه‌ی ایشان بر مصادر امور هم هنوز هیچ نشانی از برنامه و فکر منسجم و درایت و… در تصمیم‌گیری‌ها و اقدامات سلبی و ایجابی ایشان دیده نمی‌شود. تازه‌ترین نمودِ این آشفتگی، … ادامه

و هفتان سه‌ساله شد

و به چهارمین سال زندگی‌اش رسید و من، این روزها آن‌قدر رنجورم و خسته و ساکت که در این زمانِ «باید خوش بودن»، به جز «خسته نباشید و ببخشیدم» گفتن به همکارانِ بزرگوار و بی‌نام‌ام در هفتان که تنها پشتیبانان صادق من در این راه دشوار بوده‌اند تا کنون، تنها دست می‌آویزم به شعری از احمد شاملو که:میان ماندن و رفتن حکایتی کردیم | که آشکارا در پرده‌ی کنایت رفتمجال ما همه این تنگ‌مایه بود و دریغ | که مایه خود … ادامه

ما چهار نفر را کجا می‌برید؟

داستان چیست که تازگی‌ها برخی نویسندگان و هنرمندان متعهد و انقلابی، تلاش می‌کنند التزام و پیوندِ خود را پیوسته بر سر کوچه و بازار اعلام کنند؟ این از رضا امیرخانی، نویسنده‌‌ای که با همه‌ی هوش و توانایی و خلاقیت و ایمان‌اش ـ که می‌تواند به آن‌ها تکیه کند ـ در نشست‌های ادبی در باره‌ی آثارش، بارها جمله‌هایی به این مضمون گفته که: “چارچوب ذهنی من مثل تمام ایرانی‌ها در سیطره‌ی وقایع اطرافم مانند انقلاب اسلامی و شخص امام خمینی و … ادامه

زبان فارسی؛ سترون یا زایا؟

این روزها، بحث در باره‌ی تورم اقتصادی، سیاست خارجی ایران در موضوع انرژی هسته‌ای، رویارویی نظامی امریکا با ایران و انتخابات بعدی ریاست جمهوری، و اوضاع فرهنگی کشور به خصوص در حوزه‌ی کتاب و سینما با محوریت وزارت ارشاد بسیار داغ است. کمی این‌گوشه‌تر، بحث در باره‌ی نازایی یا زایایی زبان فارسی هم مدتی ست که گرم شده و علاقه‌مندان خودش را دارد. هفته‌ی گذشته، نشستِ شهر کتاب با همین موضوع برگزار شد که در آن، آقایان ابوالحسن نجفی، علی‌محمد … ادامه