شبهِ ویرایش!

این یادداشت صرفاً جنبه‌ی آموزشی دارد، چون اصلاً جنبه‌ی غیرآموزشی ندارد.خبرگزاری فارس: عده‌ای که قصد حضور در مراسم هشتمین سالمرگ احمد شاملو در امامزاده طاهر کرج را داشتند با ممانعت نیروی انتظامی مواجه شدند. نیروی انتظامی حاضر در محل، به خبرنگار فارس گفته است این مراسم فاقد مجوز قانونی است. عده‌ای که طبق هماهنگی قبلی با اتوبوس از تهران به کرج رفته بودند پس از مدتی سرگردانی به تهران بازگشتند. دعوت‌کنندگان به این مراسم، مدت‌هاست که غیرقانونی اعلام شده‌اند. ـ … ادامه

خسرو شکیبایی چرا در نمی‌گذرد؟

خبر را که دیدم، به همسرم گفتم: یه خبر بد بدم؟گفت: ها؟! کسی مرده؟!گفتم: هِه، آره، شکیبایی، خسرو، هامون.سرِ پا مات ماند در آشپزخانه و خیره نگاهم کرد. دوباره لبخندی تحویل‌اش دادم و برگشتم پای میز کارم؛ که یعنی خب، مرده دیگه. چند ثانیه‌ای دوباره به مونیتور نگاه کردم و صدای فرستادن اس‌ام‌اس‌های همسرم را می‌شنیدم. هامون مرده بود. پسرم آمد که: چی شده بابایی؟خسرو شکیبابی سکته کرده بود و از دست رفته بود. نگاه‌اش کردم. گفتم: یکی که خیلی دوست‌اش داشتم، … ادامه

داستان‌های سال، به روایتِ احمد غلامی ـ ۲

یادداشت قبلی احمد غلامی را در بار‌ه‌ی شماری از کتاب‌های داستان سال ۸۶، در این‌جا می‌توانید بخوانید. او وعده داده بود که این رشته یادداشت‌ها را ادامه خواهد داد و چنین نیز کرد. در ادامه، مرور او بر شش کتاب «عشق روی چاکرای دوم» ناتاشا امیری، «کافه پری دریایی» میترا الیاتی، «مرکز خرید خاطره» فرشته ساری، «اژدهاکشان» یوسف علیخانی، ««پشت سرت را نگاه نکن!» فارس باقری، و «آواز جان مریم» علی حسینی را می‌خوانید. [ادامـه] خیانت‌کاران بالفطرهداستان‌های ناتاشا امیری‎، رعب‌انگیز است. … ادامه

مشق آفتاب

برای من که میان برخی جماعتِ کوته‌نگر، معروف‌ام به باندبازی، نفس سردبیری مینا اکبری و حضور کسانی چون حسن محمودی و نیز محمدرضا ساختمانگر به عنوانِ صفحه‌آرا در نشریه‌ی «مشق آفتاب» کافی ست تا در این‌جا بنویسم که فضای مطبوعات ایران چه‌قدر به وجود چنین نشریاتی نیازمند است که در حدِ فاصل فضای روشنفکری و جامعه‌ی عمومی می‌ایستند و این دره‌ی گشاد و عمیق را اندکی پوشش می‌دهند. در فضای بسته‌ی مطبوعاتی ایران که روزنامه‌ها بود و نبودشان برای عامه‌ی … ادامه

دلبستگی

باز هم یک داستان تازه: ترجمه‌ی داستان کوتاه «دلبستگی» نوشته‌ی Adam Hazlett را «مژده دقیقی» برای کتابخانه‌ی خوابگرد فرستاده است. در روزگار اوج سانسور ادبی، خواندن داستان‌های زیبایی مثل این داستان، به‌واسطه‌ی وب، مزه می‌دهد. داستان «دلبستگی» به تعبیر خانم دقیقی، داستانی ست درباره‌ی خویشتن‌داری و امنیتِ به یک حال ماندن. این داستان در سال ۲۰۰۳ در نشریه‌ی یِیل ریویو منتشر شده و در مجموعه‌ی بهترین داستان‌های کوتاه امریکاییِ همان سال نیز آمده است. نویسنده‌ی داستان، اَدم هَزلت (متولد ۱۹۷۰) در نیویورک … ادامه

غلط‌‌های فرهنگی!

واکنش روزنامه‌ ایران به دادخواهی ۷۲ سینماگر ایرانی از رئیس دیوان عدالت اداری، می‌توانست هر چیزی دیگری باشد، جز این که به قلم آقایی به نام غلامرضا صادقیان منتشر کرده. راست‌اش این همه غلط در یک متن کوتاه بسیار عجیب است. یعنی در میان حامیان سیاست‌های فرهنگی دولت، یک نفر آدم باسواد نبوده که دست‌ِکم چیزی بنویسد که مایه‌ی آبروریزی نباشد؟ فقط به سه مورد اشاره می‌کنم: غلط شاهکار این متن در این چند خط است: “…نامه‌اى که در آن … ادامه

«تقدیم به چند داستان کوتاه» دوباره تقدیم شد

در روزهای ملال و گرما و رذالت و کثافت و لجن، خبر انتشار چاپ دوم مجموعه‌داستان دوم محمدحسن شهسواری، آب خنک و گوارایی ست که از گلوی روحم پایین رفت. در چاپ دوم این کتاب، نه داستانی کم شده، نه زیاد؛ نه کلمه‌ای کم شده، نه زیاد؛ نه طرح جلدش عوض شده، نه رنگِ پشت جلدش؛ نه نویسنده‌اش عوض شده، نه ویراستارش؛ نه ناشرش فرق کرده، و نه توزیع‌کننده‌اش! فقط شمار خواننده‌های این کتاب، در حد همان یکی دو هزار تا … ادامه