آدمها هی تاول زدند و هی نمردند
شما را نمیدانم، ولی من یکی هزار و یک دلیل دارم برای این که وقتی چنین چیزی را میخوانم، روحم به رعشه بیفتد و دندانهایم را تا صبح به هم بسایم. هزار و یک دلیل ِ من اصلا مهم نیست؛ مهم این چند خطّ و پیوندهایش است: رانندهی ترن:… هفتم تیرماه ۱۳۶۶ کمی بوی سیر و گوگرد داشته هوای سردشت. بعد آدمها هی مردند. هی مردند و تاول زدند. تاول زدند و نمردند. نمردند و پوک شدند. قطر نایژکشان فقط … ادامه