قرار محاکمه‌ی یعقوب یادعلی در دادگاه یاسوج، به دلیل داستان‌هایش

یعقوب یادعلی، داستان‌نویس در پیگیری پرونده‌ی قضایی مربوط به رمان‌اش «آداب بی‌قراری»، به خانه‌ی اول بازگشت. ایسنا امروز خبر داده که: پس از این ‌که دادگستری تهران قرار عدم صلاحیت دادگستری یاسوج در باره‌ی پرونده را نپذیرفته، این پرونده مجدداً برای رسیدگی به همان شعبه‌ی ۱۰۴ دادگاه عمومی و کیفری استان کهگیلویه و بویراحمد احاله شده و یکم شهریورماه برای آن وقت رسیدگی تعیین شده است. یادعلی پیش از این با اتهام «نشر اکاذیب، توهین و افترا به قصد تشویش اذهان … ادامه

هفتان دو ساله شد

هفته‌ی پیش، دقیقاً ۱۵ مرداد، دو سال از عمر هفتان گذشت. فقط چهار نکته:یکم: سپاسگزاریِ بسیار از دو همکاری که برای نگاه‌بانیِ محتوایی و زبانی هفتان، بی‌دریغ مایه می‌گذارند و کمک‌ام می‌کنند، و از سر بزرگواری و برای پرهیز از حاشیه‌ها، حتا حاضر نیستند نام‌شان علنی شود. دوم: هفتان به چند امکان مهم تازه و نیز چند تغییر شکلی و فنی نیاز دارد. چندین ماه است که برای این امور فکر کرده‌ایم. ولی هفتان، هم‌اکنون، به دلیل نداشتن اسپانسر مالی … ادامه

مقصریابی در وضعیت وخیم جاده‌ای!

بر خلافِ آن چه دوست عزیزم سیدآبادی نوشته، «اخلاقی کردن» آن چه این بار بر روزنامه‌ی «شرق» رفت، از اساس اشکال دارد. در این باره سه نکته به ذهنم می‌رسد که فشرده می‌گویم: یک) وقتی حکایتِ تعطیلی مطبوعات رنگ و بوی حکایتِ مشهور «دیگه گو…یدی» گرفته باشد، هر گونه بحث در باره‌ی دلایل آن، یا مقصریابی در آن، از اساس غیرمنطقی و بیهوده است؛ چه رسد به این که بگوییم خبرنگاران در برابر تعطیل نشدن روزنامه، مسئولیت اخلاقی هم دارند! … ادامه

در سوگ سیامک بازکاوی وجوهی از فرهنگ ایرانی در آغازین‌داستان شاهنامه

در آغازین صفحات شاهنامه می‌خوانیم پادشاهی کیومرث، اول ملوک عجم سی سال بود. نخستین کس که آیین تخت و کلاه برساخت او بود. از انس و جن و دد و دام همه بر او نماز می‌بردند و کیش او را که بندگی یزدان پاک بود، می‌پذیرفتند. او را پسری بود سیامک نام که جان پدر بود و دل به او زنده بود.  همواره به جانش از مهر گریان بدی و از بیم جاییش بریان. چنین بود سال‌ها زمامداری اول پادشاه … ادامه

در جست‌وجوی سیما مافیها

بعید است کسی ترانه‌های «سیما مافیها» را نشنیده باشد، ولی درباره‌ی خودش چه می‌دانیم؟ شماری از خوانندگان آثار سنتی، بومی و ملی، در غبار زمان گم شده‌اند. یکی از آن‌ها «ناهید دایی جواد»، معروف به ناهید اصفهانی‌ست که از او در حدِ یک آلبوم بیش‌تر باقی نمانده و خیلی‌ها هم آن را نشنیده‌اند. او ترانه‌ی بسیار زیبایی دارد با نام «غروب کوهستان» که حدود دوازده سال پیش لالایی هر شبم بود و هنوز گاهی عجیب بر جانم می‌نشیند. به تصادف، … ادامه

روایتِ ۴ را از تلویزیون بشنوید!

همین که از شبکه‌ی چهار تلویزیون برنامه‌ای هفتگی پخش شود با موضوع داستان کوتاه و ادبیات داستانی، باید جیغ شادی‌مان را درآورد از بذل عنایتی که مدیران آن به ادبیات کرده‌اند، و داستان، گرچه از نوع خارجی‌اش را چنان قدر و ارجی نهاده‌اند که ساعتِ مناسبی از وقت جمعه بعدازظهر را هم به آن اختصاص داده‌اند. و بساط شادی‌مان وقتی فراهم‌تر می‌شود که می‌بینیم، طرح این برنامه و انتخاب داستان‌ها از مصطفی مستور است، پژوهش و اجرای آن با دکتر … ادامه

استقلال، آزادی، و زبان و ادبیات فارسی!

محترماً به استحضار می‌رساند که از یک جایی که این بنده‌ی حقیر، افزون بر مدیریت و سردبیری هفتان، فقط یکی از نویسندگان آن نیز می‌باشم، و سایر اعضای هفتان نیز از نویسندگان آن می‌باشند، فلذا متن ایمیل دعوت‌نامه‌ی پرشین‌بلاگ را در این‌جا منتشر می‌نمایم تا نویسندگان هفتان در صورت تمایل در این مراسم شرکت نمایند، چون شایان ذکر شده است که وب‌سایت هفتان، از کاندیداهای اعطای جایزه‌ی تقدیر از وبلاگ‌نویسان برتر می‌باشد. قبلاً از غیبت خود که در تهران نمی‌باشم، … ادامه

آن‌چه می‌خوانید، دقیقاً داستان است!

دو سال پیش، ابتدا وحشت‌زده شدیم. بعد وحشت‌مان تبدیل شد به اضطراب و ترس و امید. بعد ناامید شدیم و عصبانی. بعد، هم به ترس عادت کردیم، هم به عصبانیت؛ یعنی بی‌خیال شدیم. و حالا مدتی‌ست که همگی فقط می‌خندیم، بی آن که حتا انتظار بکشیم! دست‌کم در عرصه‌ی فرهنگ و هنر کردند هر چه خواستند، و شد هر چه انتظارش می‌رفت، و اهل فرهنگ و هنر و ادبیات خسته شدند و وامانده از بی‌حاصلی واکنش‌ها و لب‌گزیدن‌ها و شگفت‌زده‌شدن‌ها … ادامه