«نکبت» سمیعی از «وغیره»

چه‌قدر خوب است که آدم یک اسم خاص پیدا کند، بگذارد روی هر چیزی که متعلق به خود است. والله خلاقیت می‌خواهد پیدا کردن همچین اسمی؛ درست مثل این جلال سمیعی طنزنویس که وقتی وبلاگش دات‌کام شد اسمش را گذاشت «و غیره». حالا هم که اولین کتابش ـ مجموعه طنازی‌های ادبی و بی‌ادبی ـ را چاپ کرده، اسمش را گذاشته «وغیره». فقط نگران‌ام در آینده ترشحات خلاقیتش به دامن زندگی خصوصی‌اش هم پاشیده شود و اسم آفرینش‌های خانوداگی‌اش را هم … ادامه

چند نکته‌ی مهم درباره‌ی هفتان

می‌خواستم بگویم دوستانی که به خوابگرد لطف دارند و لینک خوابگرد را در وبلاگ و یا وب‌سایت خوشان گذاشته‌اند، تا دیر نشده لینک هفتان را هم به لیست خود اضافه کنند؛ ولی دیدم اولا این عبارت «تا دیر نشده» بسیار بی‌ربط است، ثانیا احتمالا باعث ضایعیت (بر وزن فاعلیت) خودم می‌شوم. لینک دادن را که نمی‌شود زور کرد. بنابراین از تصمیم خودم منصرف می‌شوم تا بعد! چون جمله‌ی بالا را نانوشته فرض می‌کنم، در آغاز این همه حسن نیت را … ادامه

هفتان دات کام

  ۱۵ مرداد ۱۳۸۴ را به‌خاطر می‌سپارم و از این لحظه گشایش سایت هفتان را اعلام می‌کنم. حرف‌های رسمی را در بخش تریبون سایت نوشته‌ام. در آن‌جا سعی کرده‌ام درباره‌ی همه چیز توضیح مختصر و مفید بدهم؛ ولی وبلاگستان مرا هم بدعادت کرده و مایل‌ام حرف‌های خودمانی‌تر را این‌جا بنویسم. البته از همه‌ی شما می‌خواهم نوشته‌ام در سایت هفتان را هم با دقت بخوانید. [متن کامل] چرا هفتان؟مدت‌های طولانی‌ست که دوستان غیروبلاگ‌نویس من که هرشب یکی دو ساعتی را پای اینترنت … ادامه

خوابگرد در برابر عزرائیل!

چند هفته پیش ناچار شدم میزبان (هوست) خوابگرد را جابه‌جا کنم. در چند روز اخیر حتما شما هم متوجه شده‌اید که هر چند ساعت یک‌بار خوابگرد در دسترس نیست. گاهی وقت‌ها هم این فراق چندین ساعت طول می‌کشد. به عنوان مثال روز چهارشنبه ۵ مرداد از حدود ساعت دوازده‌ونیم بعد ازظهر تا حدود ساعت هفت و نیم عصر خوابگرد در کما بود. دلیل آن شمار نسبتا زیاد بازدید خوابگرد و صفحه‌های جانبی آن است. شاید بد نباشد بدانید که خوابگرد … ادامه

تلویزیون هم‌چنان به تغییرات اساسی نیاز دارد

ضرغامی اعلام کرده که تلویزیون پنج میلیارد تومان اعتبار برای خرید فیلم‌های سینمایی درنظر گرفته. پیش از این در یادداشتی گفته بودم که مدیریت جدید سازمان در اداره‌ی امور داخلی صدا و سیما، به خصوص در مورد ریخت و پاش‌های مالی دوران «لاریجانی» و «کردان» و وضعیت تأسف‌بار کارکنان عادی  پرشمار آن، برنامه‌های خاصی را فراهم کرده و دارد آن‌ها را پی‌گیری می‌کند. شاخص‌ترین نشانه‌ی این وضع، حذف کردان از مقام معاونت اداری مالی صدا و سیما بود که آثار … ادامه

مهمانی در مشهد به صرف ادبیات

[به سبک سهیل محمودی:] خدمت عزیزان و سروران گرامی‌ام عرض می‌کنم که چند وقتی‌ست چند تن از دوستان شفیق و ادیب بنده در شهر مشهد، شهر خاطره‌های نازک من از زیارت سرور ارجمندم حضرت رضا علیه‌السلام دور هم گرد آمده‌اند و جایزه‌ی ادبی «سمر» را به ثمر نشانده‌اند که از اتفاق خود سمر هم از دوستان قدیم من است و پیش‌ترها گاه گرمای بعدازظهری در تابستان را به خوردن فالوده‌ای منسوب به شهر رفیق دیرینه‌ام خواجه حافظ تحمل می‌کردیم و… … ادامه

واژه‌نامه ـ۱

پای یکی از یادداشت‌های قبلی‌ام که از واژه‌ی «هردن‌بیر» استفاده کرده بودم، یک نفر کامنت گذاشته: “هردم‌بیل درست است یعنى هرچه دم بیل بیاید؛ نه هردن‌بیر. با عرض پوزش.” بدانید که ریشه‌ی این واژه ترکی‌ست مرکب از از دو واژه‌ی «هردن» به معنای «هر وقت» و «بیر» به معنای «یک ـ یکی». استفاده‌ی این واژه به شکل «هردن‌بیل» هم درست است و در فرهنگ لغت ثبت شده، ولی «هردم‌بیل» نگارش غلطی‌ست که از سر ناآگاهی باب شده و جالب‌تر این که برایش … ادامه

برای جوجه‌های وبلاگ‌شهر

همسایه‌ی عزیزنوشی‌جانبه من بگو به جز این که خبر گرفتاری‌ات را این‌جا بگذارم و درخواست کنم که دیگران هم از گرفتاری حقوقی تو غافل نباشند و به قول ملکوت صدای تو را به عنوان یک زن انعکاس دهند تا شاید به گوش مسولان قضایی برسد، خودت بگو همسایه‌ی سر به زیر همه‌ی ما؛ چه کار دیگری می‌توانم بکنم؟

خودکشی حسین درخشان

رضا شکراللهی: اگر وبلاگ هنوز در حد یک پدیده قابل بررسی ا‌ست، حسین درخشان بلاگر هم هنوز در حد یک پدیده توجه آدم را به خودش جلب می‌کند. این که در این چند خط می‌خواهم درباره‌اش بنویسم، به خاطر ایمیل‌های زیادی‌ است که در این یکی دو هفته گرفته‌ام و بی‌رحمانه از من خواسته‌اند درباره‌ی آمد و رفت حسین درخشان به ایران چیزی بنویسم تا شاید او به احترام من هم که شده پاسخ درستی به انتظارات، توهمات و حدس‌های … ادامه