پایان باز در سینمای ایران و جهان

پایان باز از ادیسه‌ی فضایی تا طعم گیلاس پرویز شهبازی: پایان باز (Open ending) و یا پایان مبهم (Ambiguous ending) ـ اصطلاحی که غربی‌ها بیشتر استفاده می‌کنند ـ روشی است که فیلمساز در پایان فیلم، چیزهایی را حل‌نشده رها می‌کند تا تماشاگر آن را حدس بزند و یا با درگیری ذهنی برایشان راه حل پیدا کند. استفاده از پایان باز بیشتر متعلق به سینمای هنری و روشنفکرانه است، اما سابقه‌ی طولانی در سینما دارد. The Wizard of Oz (جادوگر شهر … ادامه

سهراب پورناظری و بیشه‌ی خالی و میدان‌داری خامی!

داریوش محمدپور: سهراب پورناظری، هنرمند جوان خوش‌ذوق، مصاحبه‌ای کرده و در آن، بعد از تقریباً چهار دهه از عمر ـ یا در واقع پایان کانون چاووش ـ زبان به انتقاد از آن گشوده است. خلاصه‌ی حرفش این است: کانون چاووش، هنرمندانِ سرشناس آن دوره، مثل احمد عبادی و فرامرز پایور و فرهنگ شریف و جلیل شهناز را حذف کرده است. در خلال سخنش چندبار می‌گوید: ایرادی هم ندارد چون بالأخره جوّ عاطفی جامعه است. ولی باز همان‌جا زبان به تقبیح … ادامه

مجله‌ی اینترنتی «جنایی‌خوانی» برای علاقه‌مندان ادبیات جنایی

از امروز، بخشی تازه در سایت خوابگرد راه افتاده با عنوان «جنایی‌خوانی»، برای علاقه‌مندان ادبیات جنایی با همه‌ی زیرژانرهای ادبیات جنایی و تریلر. یعنی “از معمایی و جاسوسی و ماجرایی و گنگستری و حقوقی و تریلر روانشناسانه و حتا آثار ترسناکی که عامل ترس امر واقعی (مثل اسلشرها و زیرژانرهای مشابه) است بگیرید تا کلاه‌برداری و کاراگاهی و پلیسی و تکنوتریلر و انواع دیگر. خلاصه، هر رمان ژانری که نوعی از جنایت محور آن باشد.” این بخش به شکل یک … ادامه

کم و زیادِ ‘از سرد و گرم روزگار ‘

رسول گلپایگانی: اتفاق خجسته‌ای است که خاطره‌نویسی بین اهل فرهنگ و هنر و به‌خصوص سیاست جا باز کرده و خوشبختانه مخاطب خوبی هم پیدا کرده است. در این خاطراتِ خودنوشت، اطلاعات نابی پیدا می‌شود که شاید در جای دیگری نباشد و اگر این خاطرات نوشته نشود، به‌راحتی فراموش می‌شود و هیچ ردی از آن در یادها نخواهد ماند. از سرد و گرم روزگار خاطرات احمد زیدآبادی یکی از این کتاب‌هاست که در این روزها پر سروصدا وارد بازار نشر شده … ادامه

متنِ درست و کاملِ ایران ای سرای امید

رضا شکراللهی: رفیق نازنین‌مان، میرزاده، در توئیتر یادآوری کرد که شعر ایران ای سرای امید در کتاب فارسی کلاس پنجم با غلط منتشر شده است. چرخی زدم و دیدم انگار اشتباهی است فراگیر، به‌خصوص در بندِ پایانی آن. متن کامل و درستِ این ترانه‌ی میهنی مشهور هوشنگ ابتهاج (سایه) را در ادامه می‌آورم و سپس توضیحات خود سایه را درباره‌ی «شکفته باشِ» آخر شعر ـ که شش سال پیش در مقاله‌ی مهدی فیروزیان در مجله‌ی بخارا منتشر شد. ایران ای سرای امید … ادامه

دبیرسیاقی سوی بالا شد و بالاتر شد

گشت غمناک دل و جانِ عقاب مهناز مقدسی: پنجم اسفند ۱۳۹۵ برای مراسم بزرگداشت علامه علی‌اکبر دهخدا و تجلیل از استاد دکتر رسول شایسته در لغت‌نامه‌ی دهخدا مراسمی برگزار شد که با اندکی تأخیر به آنجا رسیدم. سالن پر بود از چهره‌های آشنا، استادان و همکاران لغت‌نامه. در ردیف‌های آخر جایی پیدا کردم و به سخنرانی‌ها و حرف‌ها گوش دادم. فضای سالن انگار بوی دهخدا را می‌داد. هر بار که به این فضا پا می‌گذارم همین احساس را دارم. عظمت … ادامه

داغون یا داغان؟

امشب از گفت‌وگوی بین دوست زبان‌شناسم خداداد رضاخانی و یوسف سعادت آموختم که اصل داغان  همان داغون است. برخلاف نظر دکتر معین که در پانوشت لغت «داغینه» در برهان قاطع آمده و آن‌چه در دهخدا اشاره شده (داغان در تداول مردم تهران)، داغون از مصدر داغیلماق ترکی است که بعداً به‌صورت افراطی تصحیح و در لغت‌نامه‌ها ثبت شده است. در ترکی لغت daγïn وجود دارد که حرف صدادار میانه‌ی آن در فارسی اغلب با «و» نشان داده می‌شود، در صورتی که صدایی … ادامه

انتشارات امیرکبیر رو به احتضار!

سه سال از درگذشت عبدالرحیم جعفری گذشت؛ بنیان‌گذار انتشارات امیرکبیر در ۶۹ سال پیش، که مهم‌ترین و گسترده‌ترین مؤسسه‌ی خصوصی چاپ و انتشار کتاب در تاریخ ایران شد. اما در سال ۱۳۵۸، سازمان تبلیغات اسلامی به حکم دادگاه انقلاب آن را تصرف کرد و حالا، ۳۹ سال بعد، از آن شکوه و زایایی و بالندگی، فقط بوی احتضار بلند است انگار. خبر احتضار را، چند روز پیش، محمدرضا جعفری، مدیر نشرنو و فرزند زنده‌یاد جعفری، در مراسمی که به یاد … ادامه