یلدایانه
اگر این همه عقب انداختم، فقط به خاطر «لطفاً نه!» چند وقت پیشم بوده و ناخوشاحوالیِ این روزهایم، نه بیاحترامی به دوستان محترمی که دعوتم کردند به نوشتن یک اعتراف شخصی. حالا هم فقط به یک اعتراف کفایت میکنم و آن اینکه دوستم یعقوب یادعلی (داستاننویس) را هیچوقت نمیبخشم! دوازده سال پیش در چنین روزی خودکشی کردم. یک هفته پیش از یلدای ۷۳ به ناصرخسرو رفتم، ده ورق والیوم ۱۰ گرفتم، همه را در یک ظرف خالی کردم، روز بعد … ادامه