بازخوانی پرونده جاری (۵) نگاهی به داستان «سیم» از مجموعهی «جیبهای بارانیات را بگرد» پیمان اسماعیلی
سربازی دیدهبان (که آن جلو جلوهاست، نزدیک به آن طرفیها)، پس از یک سال که به عقب آورده میشود، سعی میکند فرار کند و خود را به محبوبش برساند. اما گیر میافتد. یک پایش میان سیمهای خاردار گیر میکند و پوتینش که همچنان، گویا، آنجا مانده. حالا در بازداشتگاه موقت است و دختر با کمک یکی از دوستان پسر توانسته خود را به پادگان برساند و به عنوان خواهر پسر وارد بازداشتگاه میشود. [متن کامل] داستان «سیم»، شرح حدود بیست … ادامه