درباره‌ی سایت ادبی «لوح»

ملکوت: اگر بخواهید در روزگار معاصر فضایی اینترنتی را بجویید که هم اهل ادب و قلم باشد و هم شدیداً دلبرده و سرسپرده‌ی آرمان‌های انقلاب و اسطوره‌های شخصی‌‌شده و جزمی این دو دهه‌ی گذشته، حتماً باید این سایت را در صدر همه‌شان ببینید. به‌نظر من لوح، نمونه‌ای است معتدل، بزک‌شده و فریبنده از روزنامه‌ی کیهان که تمام نیش و زهرهای سیاسی‌اش در لفافه‌ای ادبی نهان شده است. بگذارید بسیار صریح…[ادامه‌ی متن در ملکوت]

«ادبیات داستانی در وب» موضوع پیچیده‌ای‌ست

خوابگرد: چه‌قدر خوب است که تازگی‌ها موضوع «ادبیات داستانی در وب» دارد به بحث گذاشته می‌شود. پس از میزگردی که با همین عنوان در ایرنا برگزار شد و جناب مدیا کاشیگر و من در آن سخن راندیم، به‌نظرم موضوع خیلی قابل‌بحث‌تر آمد. گزارش کامل آن نشست را اگر بسته‌ی پستی مدیر واحد پژهش ایرنا ـ که حاوی متن کامل آن است ـ به‌دستم برسد، احتمالا در همین‌جا منتشر خواهم کرد. اما چند روز پیش، در پی همفکری با یکی از … ادامه

ترجمه‌ی مقاله‌ی «گاردین» درباره‌ی سانسور در سینمای ایران

خوابگرد: چند روز است که لینک این مقاله از گاردین درباره‌ی‌ سینمای ایران بین وبگردان دست به دست می‌شود. این مقاله به موضوع سانسور در سینمای ایران پرداخته و به‌نظر می‌رسد باعث و بانی آن، «بابک پیامی» باشد که پس از سال‌ها زندگی در خارج از ایران، به ایران آمد و پس از ساختن یکی دو فیلم، دوباره از ایران خارج شد. تا جایی که من خبر دارم، بابک پیامی در آخرین کارش و با مجوزی که برای ساخت یک … ادامه

دسته‌گلی از پرانتز؛ هدیه‌ی «سلینجر» به خوانندگان

کتاب ماه ادبیات و فلسفه هم‌چنان نشست‌های تخصصی ادبی خود را برگزار می‌کند. موضوع صدوبیست‏و‏هفتمین نشست این نشریه، نقد و بررسی آثار «جی. دی. سلینجر» بود که با سخنرانی «مصطفی مستور» و «محمدحسن شهسواری» روز سه‌شنبه ۱۲ خردادماه ۱۳۸۳ در خانه‌ی کتاب برگزار شد. اگر شما هم مثل من شیفته‌ و مبهوت داستان‌های سلینجر هستید، برجسته‌ترین نکات طرح‌شده در این نشست را بخوانید.  مصطفی مستورموقعیت و اعتبار سلینجربدون شک سلینجر یکی از برجسته‏ترین، معتبرترین و در عین حال مشهورترین نویسندگان پس … ادامه

داستان کوتاه سایه‌ها

داستان تازه‌ای را به کتابخانه‌ی خوابگرد اضافه کرده‌ام با نام «سایه‌ها» نوشته‌ی مهدی مرعشی. درباره‌ی این داستان چیزی نمی‌گویم، چون بار قبل وقتی داستان «قله» را معرفی کردم و دیدگاه خودم را درباره‌ی آن نوشتم، خیلی‌ها ایراد گرفتند که با این کار به آن‌ها پیش‌داوری داده‌ام. پس فقط می‌گویم که داستان «سایه‌ها» به‌نظر من یک داستان تجربی‌ست که دستِ‌کم از فیلتر سلیقه‌ی ادبی من گذشته تا به فهرست کتابخانه‌ی خوابگرد افزوده شود. دستِ آقای مرعشی درد نکند، و دستِ شما … ادامه

خانه‌ی حسن بنی‌عامری کجاست؟

یادداشتی در دوبخشدرباره‌ی «نفس نکش، بخند، بگو سلام»تازه‌ترین رمان حسن بنی‌عامری/ نشر نیلوفر بخش اول [این بخش را فقط حسن بنی‌عامری بخواند]سلام حسن، حسن‌آقا، جناب حسن‌خان، آقای بنی‌عامری. سلام آشنای من، دوست ما، دشمن او، کی؟ گفته بودی، می‌گویی نفس نکشم، نکشیم. نکشیدم؛ یک‌نفس خواندم. یک‌نفس ننوشته بودی‌اش، ولی یک‌نفس بود همه‌اش، می‌خواستی باشد، شده بود، شده است. نه فصلی، نه بخشی، نه دهی، نه روستایی و، نه حتا شهری. «گنجشک‌ها بهشت را می فهمند» را البته دونفس خواندم، خواندیم، … ادامه

غلط ـــــ نامه [۵]

توضیح ضروریاگر غلطنامه‌های پیشین را پیگیری نکرده‌اید و نخوانده‌اید، لطفا یا از خیر خواندن این شماره هم بگذرید و یا اول بروید سراغ آن‌ها، بخوانیدشان و بعد اگر بازهم حوصله داشتید و موضوع برایتان هم‌چنان مهم بود، بیایید سراغ این شماره. [لینک غلطنامه‌های پیشین و موارد به‌دردبخور دیگر، پایین همین یادداشت ثبت شده.] رعایت موارد این غلطنامه‌ها به‌نظر خودِ من از واجب‌ترین واجب‌هاست اولا برای کسانی که وبلاگ‌نویس‌اند و دوم برای مدیران سایت‌ها و سوم برای هر کاربر اینترنت و … ادامه

بزرگداشت یاد مادر

چهل روز از رفتن مادرم می‌گذرد. اوائل داشتم وامی‌دادم. گرفتار بودم در معرکه‌ی نابرابر عقل و احساس. تلاشم برای فایق آمدن بی‌حاصل بود. هربار که خاطرش از ذهنم می‌گذشت و هربار که در خلوت ذهنم می‌یافتمش، زخمی عمیق در سینه‌ام باز می‌شد و خون بود که سربالا می‌آمد تا پشت چشم‌ها، تا بگذرد از صافی‌ها و اشکی شود بی‌دریغ و وحشی که فرو بریزد و دستِ‌آخر خشک شود، بی‌آن‌که درد زخم را فروکاهیده باشد. افزودن به توان رزمی عقل و … ادامه

این‌جا وبلاگ من است، وبلاگ من!

انتقاد من از جشنواره‌ی وبلاگ‌ها، اولا از طرف‌ِ خودم بود، نه به‌نمایندگی از هیچ بنی‌بشر دیگری و ثانیا یک انتقاد فرهنگی بود و بس برای تبیین نقاط ضعف جشنواره و خصوصا مسابقه‌ی ادبی آن از دیدگاه خودم ولاغیر. این انتقاد را خیلی‌ها برنتابیدند. این مهم نیست. یک نفر مثل من انتقاد می‌کند، یک نفر هم انتقاد من را رد می‌کند. دیگری یا دیگران هم کار خودشان را یا می‌کنند، یا نمی‌کنند. یا به شکلی بهتر انجام می‌دهند،  ویا به شکل … ادامه