قهرمان ملّی در ایران یعنی حمّالان پوچی!

چه خوش‌تان بیاید چه نیاید، من یکی به این چیزها که می‌رسم، دست و دلم می‌لرزم. چه از جنگ خوش‌مان بیاید چه نیاید، این زنِ ایستاده با تبر قهرمان مقاومت زن ایرانی‌ست که پس از مرگ شوهرش، تأمین مخارج زندگی خانواده‌ی پنج نفره را به عهده دارد، در حالی که دیگر جوان نیست و ۴۵ سال سنّ دارد. بنیاد شهید کرمانشاه ماهی سی هزار تومان به او می‌دهد! پسر جوانش بیکار است. شرایط دشوار زندگی و درآمد ناکافی حتّا منجر … ادامه

آداب بی‌قراری

چند روز پیش تصادفی در شهر کتاب نیاوران دیدم که چاپ دوم رمان «آداب بی‌قراری» یعقوب یادعلی به بازار آمده. خواستم بنویسم این خبر را که نشد؛ تا دیروز که اتفاق جالبی افتاد: مهدی یزدانی‌خرّم (مسئول صفحه‌ی ادبیات شرق) زنگ زد و گفت فلانی دوستان همکارش دارند او را اذیت می‌کنند و همه چیز به جواب من بستگی دارد. گفتم چی شده؟ گفت مگر تو دیشب مطلبی درباره‌ی یعقوب یادعلی در خوابگرد ننوشته بودی که چاپ سوّم مجموعه‌داستان «احتمال پرسه … ادامه

با یک کلیک تاجیکی بخوانید و تاجیکی بنویسید؛ حالا برعکس!

مدتی پیش در این‌جا، پیشنهاد دادم به برنامه‌نویس‌ها که اگر می‌توانند برنامه‌ای بنویسند تبدیل خط سیریلیک (روسی) به فارسی و برعکس. درست است که آمار تاجیک‌هایی که وبلاگ می‌نویسند به نسبت ایرانی‌ها بسیار بسیار کم‌تر است، ولی گاهی که آدم به یک متن تاجیک با خطّ سیریلیک برخورد می‌کند، زورش می‌آید که می‌داند طرف فارسی نوشته، ولی به خاطر خطّش نمی‌تواند بخواندش. لابدّ  از آن طرف هم همین‌طور است. خلاصه پیشنهادم را دوستان پندار جدی گرفتند و توانستند نیمی از … ادامه

براندازی نرم با فروغ فرخزاد و سیمین بهبهانی!

هر ده شماره‌ی روزنامه‌ی ـ پفک نمکی ـ  جام‌جم را که درهم بچّلانی، به زحمت یک مطلب به‌دردبخور از آن بیرون می‌زند، ولی دیروز، در صفحه‌ی آخر این روزنامه، یادداشتی انتقادی چاپ شده بود از عبدالرّضا رضایی‌نیا در واکنش به برخی فضولی‌های سیاست‌ورزان و سیاست‌مالان در امر ادبیات که نمی‌شود از آن گذشت. به هر زحمتی بود آقای رضایی‌نیا را تلفنی پیدا کردم. گفت که برای چاپ شدن همین یادداشت هم ناچار شده‌اند چند سطری را حذف کنند. دل پری … ادامه

باز هم هفتان، ولی این دفعه دو خبر خوب!

درست است که سایت هفتان به‌صورت شخصی (غیرانتفاعی) کار می‌کند و اداره می‌شود، ولی حالا دیگر ظاهرش شده یک سایت رسمی ِ مرجع که نمی‌شود با آن سرسری برخورد کرد. راستش خجالت می‌کشیدم مدت‌ها از این که هفتان مشکل فنی داشت و زورم نمی‌رسید کاری برایش بکنم. بازدید نسبتاً بالای هفتان و اندازه‌ی نسبتاً زیاد ترنسفر آن (حدود ده گیگابایت در ماه) می‌طلبید که روی یک سرور اختصاصی قرار بگیرد تا هیچ‌گاه دچار وقفه در بازدید و کندی در سرعت … ادامه

حقوق رایزن‌های فرهنگی

دیروز در لینکده‌ی خوابگرد به خبر میزان حقوق رایزن‌های فرهنگی ایران در دنیا لینک داده بودم با این جمله: “‌به من اگر ۴۵۰۰ دلار در ماه بدهند، همه‌ی دنیا را مسلمان می‌کنم، چه رسد به هیچ‌کس را!” ایمیل زیر را یکی از دوستان بلاگر که وبلاگش را دوست دارم و نمی‌دانستم فرزند یک رایزن‌ فرهنگی‌ست، برایم فرستاده که بدون مقدمه‌اش می‌خوانید:… می‌خواستم بگم حرف شما وقتی قابل قبوله که تو ایران زندگی کنید و به‌تون ۴۵۰۰ دلار بدن. من خودم … ادامه

پسر کو ندارد نشان از پدر…

خیلی وقت پیش، خاطرات هاشمی رفسنجانی را می‌خواندم. نوشته بود اوائل انقلاب او را فرستادند به وزارت کشور. نشست پشت میز و لحظه‌ای بعد کارمندی برای او نامه‌ای آورد و گفت «پاراف کنید لطفاً». هاشمی چند دقیقه‌ای مانده بود که «پاراف» یعنی چه؟ آخر سر، کارمند را صدا زده بود و پرسیده بود «پاراف یعنی چه؟». حرف‌هایی که روز سه‌شنبه، صفار هرندی در مراسم جایزه‌ی انجمن قلم گفت، بی‌درنگ مرا یاد این خاطره انداخت. حرف‌هایش بیش‌تر بوی اعتراف می‌داد تا … ادامه

۱۰ روش برای رام (آرام)کردن کودک «سرکش»!

شاید شما خوش‌تان نیاید، ولی طنز آذردخت بهرامی برای من همیشه لذت‌بخش است. آذردخت بهرامی را اگر نمی‌شناسید، این‌جا را بخوانید و نیز این داستان او را که جایزه‌ی دوم مسابقه‌ی بهرام صادقی را گرفت. افسوس می‌خورم که آذردخت بیش از دو سال است که وبلاگش را رها کرده. کاش دوباره گوشش دراز شود و بنویسد! هفته‌ی پیش در این‌جا از پسرم، پارسا نوشتم که به حضور من در خانه آلرژی دارد و نمی‌گذارد به کارهای خیریه‌ی و خریّت‌های کاری‌ام … ادامه