پیشنهاد سه کتاب تازه

برای ساعت‌‌های گریزم از روزمرگی در روزهای آینده، سه کتاب تازه گرفته‌ام که به شما هم معرفی‌شان می‌کنم: سمت تاریک کلماتیکم مجموعه‌داستان تازه‌ی «حسین سناپور»، با نام «سمت تاریک کلمات». سناپور حالا دیگر یک داستان‌نویس جاافتاده است که شهرتش از محافل ادبی بسیار فراتر رفته. حتماً رمان پرفروش «نیمه‌ی غایب» و رمان «ویران می‌آیی» او را خوانده‌اید. پس از آن، پارسال کتاب «با گارد باز» را منتشر کرد که مجموعه‌ای بود از داستان‌های خیلی خوب و خیلی بد سناپور، و … ادامه

پدرسوختگی ـ من ـ به‌آهستگی

در یادداشت قبلی‌ام، در قالب نوشتاری توصیفی و نه استدلالی، ادعا کرده بودم سینما در ایران یعنی پدرسوختگی. خیلی‌ها به اشتباه افتادند در قضاوت. مؤدب‌های‌شان حق داشتند. تا وقتی که همه یا برخی دلایلم را در این‌جا نگویم، به همه‌ی شما ناگزیرم حق بدهم که اگر بی‌اطلاع‌اید، این کار مرا هم پدرسوختگی بدانید یا مرا متهم کنید به کلی‌گویی، زیاده‌گویی و… این که اعتماد دستِ‌کم هفت هشت نفر از دوستان سینمایی و مسئولان سینمایی نسبت به خودم را یک‌جا ویران … ادامه

سینما در ایران یعنی پدرسوختگی!

ببخشید که این توصیف بی‌ادبانه را به کار بردم. به جز جایگاه تماشاگر، هر کجای سینمای ایران که ایستاده باشید، از همکار فیلمنامه‌نویس گرفته تا کارگردان و تهیه‌کننده، کافی‌ست کمی منصف باشید تا شما هم به این توصیف برسید. سینما در ایران جایی‌ست که آدم‌ها روی کول هم سوار می‌شوند، روی دوش هم می‌ایستند و دیگری را اگر زورشان برسد، له می‌کنند. سینما در ایران جایی‌ست که شرافت و رفاقت و انسانیت و صداقت و چند تا «ات» دیگر چیزی … ادامه

خوشبخت‌ترین زندانی ابوغریب

فرشید فرجی را یادتان است؟ فیلمسازی که پارسال گرفتار آمریکایی‌ها شد و مدتی را در زندان ابوغریب گذراند؟ تیرماه پارسال، وقتی که هیچ صدایی از رسانه‌های رسمی درنیامد و خبر رسید که هیچ نهاد و سازمانی وضعیت او را پی‌گیری نکرده، در همین وبلاگستان خودمان موضوع را طرح کردیم و خیلی‌ها دست به دست هم دادند و اطلاع‌رسانی و درخواست کمک کردند [پیشینه‌ی ماجرا را می‌توانید این‌جا بخوانید]. چند ماه بعد بود که ناباورانه ایمیلی دریافت کردم از فرشید فرجی … ادامه

تاجیکستان، ما داریم می‌آییم!

کسانی که در این چند روز گله کردند که چرا موضوع پیشنهاد ساخت نرم‌افزار تبدیل الفبای سیریلیک به الفبای فارسی و برعکس را رها کرده‌ام، خیال‌شان راحت باشد که چنین نیست. خوشبختانه سه نفر از برنامه‌نویسان اعلام آمادگی کردند که با یکی از آن‌ها قرار و مدار مفصلی گذاشتم برای پی‌گیری کار. از این طرف چون به یک همکار تاجیک هم نیاز داشتیم، به سراغ نویسنده‌ی وبلاگ سمرقند رفتم که هم به الفبای سیریلیک مسلط است و هم از معدود … ادامه

ثبت‌نام برای دوره‌های آموزش نقد ادبی

روابط عمومی شهر کتاب ایمیل زده و خبر داده که پس از برگزارکردن دو دوره‌ی آموزشی ـ کارگاهی، قصد دارد دو دوره‌ی تازه را هم برگزار کند. یکی دوره‌ای با عنوان «ساختارگرایی» که از ۲۸ اردیبهشت‌ماه آغاز می‌شود و مدرّس آن دکتر حسین پاینده است. ساعت برگزاری دوره هم ۹ صبح است. در این دوره، طی هشت جلسه، مبانی نظری ساختارگرایی در نقد ادبی مدرن تدریس می‌شود. دوره‌ی دیگر را هم دکتر پاینده اداره می‌کند که عنوانش هست «نقد ادبی … ادامه

نشانی نادرست عقیدتی سیاسی سپاه

بی‌دقتی روابط‌عمومی‌ها و خبرگزاری‌ها گاهی باعث پیش آمدن اشتباهات خنده‌داری می‌شود. چند دقیقه پیش دیدم سایت واحد مرکزی خبر (صدا و سیما) خبر برگزاری جشنواره‌ای اینترنتی به نام پیامبر اعظم را منتشر کرده [این‌جا] و اعلام کرده علاقه‌مندان به نشانی www.hemase.com مراجعه کنند. برای فضولی به این نشانی رفتم  جا خوردم؛ سایتی‌ست احتمالاً آمریکایی [مشخصات ثبت سایت مربوط است به آمریکا] از نوع اطلاعاتی و سرگرمی؛ از این سایت‌ها که از چت و بازی و دانلود و فروشگاه و بهداشت … ادامه

پیشنهاد به برنامه‌نویسان

چطور می‌شود با تاجیک‌ها دوباره همسایه شد؟دوست برنامه‌نویس من نوید خادم، بارها به من گفته که بعضی از برنامه‌هایی را که نوشته، ایده و ضرورت‌شان را از کاربرانی مثل من دریافت کرده. لزومی هم ندارد که یک برنامه‌نویس به ضرورت ساخت هر نرم‌افزاری آگاه باشد. کار برنامه‌نویس، برنامه‌نویسی‌ست نه لزوماً تسلط بر معضلات فرهنگی مثلاً؛ گرچه برخی از آن‌ها خودشان در برخی امور فرهنگی و هنری واقعا صاحب‌نظرند. از این برنامه‌نویسان معجزه‌گر نمی‌دانم چند نفر خواننده‌ی خوابگردند. اگر هستند، خواهش … ادامه