از گراهام گرین با عباس پژمان یک گفت‌وگوی ادبی همراه با گزارشی از آثار گرین در ایران

مقدمه: در راستای تبلیغ دامنه‌دار برای نویسنده همه دوران زندگی‌ام این بار به سراغ «دکتر عباس پژمان» مترجم توانا رفتم. داستایفسکی، میلان کوندرا و گراهام گرین سه سوار سرنوشت دوران نویسندگی‌ام هستند. گاهی می‌شود که حوصله داستایفسکی و یا حتی کوندرا را ندارم اما گرین بی‌همتا را همواره می‌طلبم، درست مانند کودک، مادرش را. (البته این جدا از سرسپردگی همیشگی‌ام در برابر مولانا «کاواباتا» است). بعد از مصاحبه با دکتر پژمان، گزارش و سیاهه‌ای را هم از آثار ترجمه‌شده‌ی گرین عزیز … ادامه

در آینه ویران شدیم، به دستان خویش!

به جای مقدمه: ماجرای انرژی هسته‌ای، کاریکاتورها، واکنش مسلمانان، واکنش رسانه‌های غربی، واکنش‌های بعدی مسلمانان، و نظرها و رأی‌های گوناگون شخصی و گروهی و دولتی و غیردولتی این‌وری‌ها و آن‌وری‌ها، در این چند روز ذهنم را گرفتار کرده بود سخت. جمع و جور کردن این ذهن نیز کار سختی بود، اما سخت‌تر این بود که سرانجامش انگار به بغضی تبدیل شد. عمر این وبلاگ دراز باد که گاهی بهترین جا برای فرو دادن بغض است. نوشته‌ی نسبتا طولانی‌ای که می‌خوانید، بیش … ادامه

قابل توجه هیچ‌کس!

آمار بازدید سایت هفتان طی ۲۴ ساعت گذشته، یک‌باره نزدیک به ۴۰درصد افزایش داشت. این رکورد تازه‌ای بود که برای هفتان ثبت شد، اما مهم این است که چرا؟ ۱۰۰ بازدیدکننده‌ی ساعت پایانی را به‌عنوان جامعه‌ی آماری انتخاب و بررسی کردم، نتیجه قابل‌توجهی به دست آمد که خلاصه‌اش این است: نزدیک به ۹۰درصد از این ۴۰درصد از طریق انواع موتورهای جستجو، و با ثبت واژه‌ها و عبارت‌هایی چون «کاریکاتور پیامبر»، «کاریکاتورهای پیامبر اسلام»، «تصاویر پیامبر اسلام» و واژه‌ها و عبارت‌هایی … ادامه

کاش تعریف مشترکی از منافع ملی می‌داشتیم

چطور می‌توانم خودم را بزنم به کوچه‌ی علی چپ و ننویسم که مثل خیلی‌های دیگر، دارم به ماجرای انرژی هسته‌ای و گزارش آژانس به شواری امنیت فکر می‌کنم. چپ و راست می‌شنوم و می‌خوانم که همه نگران‌اند، ترسیده‌اند، مأیوس‌اند، گیج‌اند، بی‌قرارند، و… هرچند مسائل سیاسی را همیشه با دقت دنبال کرده‌ام و می‌کنم، ولی در تحلیل مسائل سیاسی واقعا شایستگی ندارم. در این مورد هم فقط دو نکته را می‌توانم در اندازه‌ی ذهن کوچک خودم بگویم. نخست این که موضوع … ادامه

عاشقیت در کتاب‌فروشی!

خود من از کسانی بودم که گمان می‌کردم جوایز ادبی، تأثیر چشمگیری در فروش آثار برگزیده ندارند. ولی انگار این‌طور نیست. «عاشقیت در پاورقی» مهسا محب‌علی که ۱۱۰۰ نسخه تیراژش بود، از زمان نمایشگاه کتاب قبلی تا ۱۸ آذر (روز اهدای جوایز گلشیری) به زحمت توانسته بود ۶۰۰ نسخه‌اش را آب کند، ولی از فردای روز جایزه تا حدود سه چهار روز بعد، همه‌ی نسخه‌های باقی‌مانده‌‌اش فروش رفت و چون تجدیدچاپ آن منتظر مجوز دوباره‌ی ارشاد بود، و خیلی طول … ادامه

بررسی ساختار رمانس اسطوره‌ و داستان از دیدگاه نورتروپ فرای

سه‌شنبه چهارم بهمن ماه ۱۳۸۴، جلسه‌ی نقد و بررسی کتاب «صحیفه‌های زمینی» اثر «نورتروپ فرای» ـ Northrop Faray ـ با ترجمه‌ی دکتر هوشنگ رهنما برگزار شد. در این نشست علاوه بر استادان، صاحب‌نظران و علاقه‌مندان، تعدادی از دانشجویان خارجی زبان و ادبیات فارسی نیز حضور داشتند. درابتدای این نشست علی‌اصغر محمدخانی شرح حال مختصری از زندگی و آثار «فرای» برای حضار بیان کرد و پس از آن دکتر هوشنگ رهنما مترجم کتاب صحیفه‌های زمینی درباره‌ی ساختار رمانس و محورهای اصلی … ادامه

لطفا ازون‌برون را دوباره حلال کنید!

می‌گویند بیش از پنج هزار ناشر در کشورمان به تولید و نشر کتاب مشغول‌اند، اما متوسط شمارگان کتاب از مرز چهارهزار نسخه فراتر نرفته است. می‌گویند وزیر ارشاد در روزهایی که به عنوان وزیر پیشنهادی ارشاد معرفی شده بود، با اشاره  به نارضایتی ناشران، نویسندگان و مخاطبان از وضیت نشر کتاب در ایران گفته بود: در حوزه‌ی نشر هیچ‌کس راضی نیست؛ نه ناشر، نه نویسنده و نه مخاطب. اولویت من خود نشر است. باید به جای پرداختن به هر چیز … ادامه

مرگ‌مان نزدیک است مگر این که…

به این صفحه بروید، نوشته‌ی عاشقانه‌ی امیرحسین سام را بخوانید، هدفون به گوش‌تان بزنید و خواندن‌تان را همراه کنید با شنیدن تصنیف «زرد، سرخ، ارغوانی» که روی صفحه لود می‌شود. اگر چنین کردید ولی احساس نکردید که چند دقیقه‌ای از دنیا و لجن‌های دور و برتان خلاص شده‌اید، بدانید که مرگ‌تان نزدیک است. کی بود چند روز پیش می‌گفت که «وقت موسیقی گوش کردن‌مان فرا رسیده»؟ [کلیک کنید]