کارنامه‌ی احمد محمود، پنجاه سال آفرینش ادبی

گزارش یکصد و دومین نشست کتاب ماه ادبیات و فلسفه          صد و دومین نشست کتاب ماه ادبیات و فلسفه به مناسبت بزرگداشت  سال روز درگذشت احمد محمود، به بررسی کارنامه‌ی فرهنگی این نویسنده اختصاص داشت. این نشست دوازدهم مهر ماه ۱۳۸۲در خانه‌ی‌کتاب برگزار شد و محمود معتقدی، صفدر تقی‌زاده، فیروز زنوزی جلالی و حمید عبداللهیان درباره‌ی وجوه گونانون کارنامه‌ی نویسندگی احمد محمود سخن گفتند. [متـن کامل گـزارش]  محمود معتقدی در ابتدای این نشست محمود معتقدی با بیان اینکه احمدمحمود حافظه‌ی … ادامه

تاکنون ۱۵۹داستان/ آخرین فرصت: تا یک هفته‌ی دیگر

یک هفته مانده به پایان مهلت ارسال داستان برای مسابقه و در مدت ۳۳ روز، ۱۵۹ داستان کوتاه از نویسندگان ایرانی مقیم داخل و خارج از کشور و نیز فارسی‌زبانان غیرایرانی دریافت کرده‌ایم.   اسامی ۱۰۶ نویسنده‌ای که تا صبح روز دوشنبه ۷مهرماه ۱۳۸۲ در مسابقه شرکت کرده بودند را پیش از این منتشر کردیم. تا ساعت ۲۴ روز یکشنبه ۱۳مهرماه ۱۳۸۲، ۵۲ نویسنده‌ی دیگر نیز داستان خود را برای شرکت در مسابقه فرستاده‌اند که اسامی این گروه نیز به … ادامه

نفس عمیق به روایت وبلاگ‌نویس‌ها

خوابگرد: شاید زمان انتشار این مجموعه یادداشت را باید تا پایان اکران فیلم نفس عمیق عقب می‌انداختم، تا شمار بیش‌تری از وب‌نویسان فرصت نوشتن درباره‌ی این فیلم را پیدا می‌کردند. اما وقتی می‌بینم این فیلم از امکانات کامل تبلیغ ( به دلایلی که گفتنش صلاح نیست) محروم مانده، فکر کردم شاید با این کار گروه بیش‌تری راغب شوند که فیلم را ببینند. آن‌چه می‌خوانید، همه‌ی آن چیزی نیست که درباره‌ی نفس عمیق در وبلاگستان فارسی منتشر شده و فقط آن‌هایی‌ست … ادامه

بهرام مرادی در پنجره‌ی پشتی

بهرام مرادی در گفت‌وگو با نشریه‌ی عصر پنجشنبه در باره‌ی خودش چنین می‌گوید: «… و اما احساس غربت؟ چگونه است؟ نمی‌دانم. یعنی حقیقتش فکر می‌کنم من دارم زندگی می‌کنم، همین. کجا بودنم چندان مهم نیست. لحظاتی پیش می‌آید که زنجیریِ همین حسی می‌شوم که شاید غربت نام داشته باشد، که درست نمی‌دانم چیست و گزنده است…»   بهرام مرادی داستان‌نویسی‌ست که در آلمان زندگی می‌کند و خنده در خانه‌ی تنهایی اولین مجموعه‌داستانی‌ست که از او در ایران چاپ شده و … ادامه

نقد و معرفی «خنده در خانه‌ی تنهایی» نوشته‌ی «بهرام مرادی»

محمدحسن شهسواری آن‌چه که جهان داستانی هر نویسنده را جذاب می‌کند، منحصربه‌فرد بودن آن است. اگر ما داستانی را بخوانیم که فضایش، آدم‌هایش و تکنیک‌هایش؛ ادامه، تقلید و یا حتا تحسین نویسنده‌ی دیگری باشد، چه چیزی ممکن است آن را برای ما جالب کند؟ برای همین است که در تاریخ ادبیات هر کشوری تنها چند قله داریم و بقیه، تپه‌ماهورهایی هستند، طراحی شده بر اساس همان قله‌ها. بهرام مرادی در مجموعه‌داستان خنده در خانه‌ی تنهایی گاه تپه‌ماهور است و البته … ادامه

معرفی «نفس عمیق» به اسکار را به خانه‌ی سینما تبریک و تسلیت عرض می‌کنم!

خیلی خوب است که نور خورشید آن‌قدر تیز باشد و چشم آدم را بزند که دیگر کسی جرات نکند بگوید شب است، ولی آیا در مورد فیلم نفس عمیق واقعا چنین اتفاقی افتاده است؟   چند روز پس از شروع اکران فیلم نفس عمیق، شورای مربوطه در خانه‌ی سینما و فارابی هم سرانجام به این نتیجه رسیدند که این فیلم را به اسکار معرفی کنند. در این میان هنوز عصبانی می‌شوم از این که طلای سرخ پناهی و آبادان مانی … ادامه

چهارمین گزارش خبری مسابقه‌ی اینترنتی داستان کوتاه منتشر شد

اسامی نویسندگانی که تا صبح روز ۷ مهرماه برای شرکت در مسابقه‌ی اینترنتی داستان‌ کوتاه/ جایزه‌ی ادبی بهرام صادقی، داستان فرستاده‌اند، منتشر شد. بر اساس چهارمین گزارش خبری مسابقه، تا کنون ۱۰۶ داستان کوتاه برای شرکت در مسابقه ثبت شده است. برای گرفتن اطلاعات بیش‌تر به صفحه‌ی خبرنامه‌ی سایت مسابقه رجوع کنید.

انتشار اسامی شرکت‌کنندگان فعلی در مسابقه‌ی اینترنتی داستان‌ کوتاه

چهارمین گزارش خبری مسابقه الف) سیاهه‌ای که در زیر می‌بینید، اسامی نویسندگانی‌ست که آثارشان را تا ساعت ۱۰صبح روز دوشنبه ۷مهرماه ۱۳۸۲به نشانی ایمیل مسابقه فرستاده‌اند. نویسندگانی که هنوز اقدام نکرده‌اند، باید نهایتا تا ساعت ۲۴روز ۲۰مهرماه ۱۳۸۲ آثارشان را به نشانی ایمیل مسابقه ارسال کنند.   ب) توضیح دادن برخی نکات کمی ملال‌آور است اما انگار ناچاریم بگوییم که آدرس ایمیل مسابقه که در متن فراخوان ذکر شده برای مصون ماندن از اسپمرها (فرستندگان ایمیل‌های اتوماتیکِ مزاحم) به شکلی … ادامه

گزارش غیرادبی از یک جشن ادبی

یکی دو ساعت است که از مهمانی جشن یکصدمین نشست کتاب ماه ادبیات و فلسفه برگشته‌ام. روی کارت دعوت نوشته بودند، ساعت شروع: ۶ بعدازظهر در هتل سیمرغ. با محمدحسن شهسواری که هم‌اندیشی کردیم، به این نتیجه رسیدیم که سر ساعت رفتن لابد یک‌جور شهرستانی‌بازی‌ست. جوری رفتیم که ساعت ۷:۳۰ آن‌جا بودیم. این همه من خیابان ولی‌عصر را بالا و پایین رفته بودم ولی اولین بار بود که متوجه می‌شدم پایین‌تر از پارک ساعی یک هتل به این شیکی وجود دارد.   … ادامه