جهشی بلند در جنبش روشنفکری زنان ایران

خوابگرد: پرونده‌ی چهارمین دوره‌ی هفته‌ی فیلم فروغ  بسته شد با حسرتی بر دل نازک فیلمسازان زن ایرانی و غالبا جوان که شادمان بودند از این که قرار است این جشنواره، شکل رقابتی پیدا کند  تا به مردان نشان دهند که چیزی کم از آنان ندارند. نشد اما، به هزار دلیل مختلف که هیچ‌کدام از این دلایل نه فرهنگی بود و نه فنی و تنها به سیاست ربط داشت و حاکمیت، فقط! اما من مایل‌ام امیدوار باشم به جنبش فرهنگی زنان … ادامه

گزارش دوهفتگی کتاب۸

خوابگرد: هشتمین گزارش دوهفتگی کتاب پیش رویتان است، حال آن که سومین سالگرد خاموشی ستاره‌ای درخشان در آسمان شعر ایران را از یاد گذراندیم. مرگ شاملو سه ساله شد. یادش گرامی باد… و اما اگر تغییری می‌بینید در لحن و زبان این گزارش، به‌خاطر این است که این‌بار آن را به قلم دوست جوانم ایمان و البته به اصرار من می‌خوانید. ابتدا، خبری برای خوانندگان کتاب‌های فارسی و آن این‌که در دوهفته‌ی اخیر، تعداد کتاب‌های منتشرشده  به نسبت هفته‌های گذشته … ادامه

قصه‌ای از یک روح نویسنده

‏خوابگرد: دو روز است که منتظر رسیدن دو گزارش ادبی و سینمایی هستم که قرار است دو تا از دوستان برایم بفرستند. نرسیده هنوز. فقط به خاطر این که این دوستان هنوز با کارکردهای ایمیل، آن‌گونه که باید، آشنا نیستند! ساعتی پیش، پس از یک‌بار دیگر مراجعه به باکس ایمیل و دیدن صفحه‌ی خالی‌اش، کمی وبگردی کردم و در وبلاگی به اسم این یک روح است که می‌نویسد به داستان کوتاهی برخوردم که حیفم آمد آن را در این‌جا منتشر … ادامه

گفت‌وگو با جوان‌ترین کارگردان جهان

خوابگرد: دو سه هفته‌ی پیش شنیدم که قرار است محسن مخملباف، بچه‌ی ۱۴ساله‌ی خودش حنا را با فیلمی که از پشت صحنه‌ی فیلم خواهرش سمیرا ساخته به جشنواره‌ی ونیز ببرد. دیروز هم خواندم که فیلم حنا مخملباف جزو کاندیداهای جایزه‌ی ونیز شده. ضمن وبگردی، به این فکر می‌کردم که خبرش را در این جا بگذارم یا نه، که به یک گفت‌وگو برخورد کردم؛ گفت‌وگو با یک فیلمساز ده ساله‌ی ایرانی که نشان می‌داد، برخلاف ادعای مخملباف، حنا جوان‌ترین کارگردان جهان … ادامه

صدایتان را نمی‌شنوم آقای وزیر، لطفا بلندتر!

وقتی که مسجدجامعی در کسوت قائم‌مقامی ارشاد، تمرین وزیربودن می‌کرد، چندباری با او مصاحبه‌ی تلویزیونی داشتم که بار اولش به مکافات گذشت. عجیب آهسته و جویده حرف می‌زد و خصوصا طولانی و کشدار. مصیبتی بود فشرده کردن آن همه حرف در حد یک گزارش چند دقیقه‌ای و تقویت صدایش روی میز تدوین، طوری که هم شنیده شود و هم نویزدار نشود. آن زمان با خودم می‌گفتم چطور می‌شود به او گفت که بلندتر حرف بزند و تندتر؟ نتوانستم بگویم. حجب … ادامه

۱۰دقیقه ثواب ادبی!

رمان نفرین خاکستری را پیش از انتشار خواندم و هنوز هم قضاوت کردن درباره‌ی آن برایم دشوار است. هم آن را دوست دارم و هم احساس می‌کنم با آن مشکل دارم. دوست داشتنم به‌خاطر جسارتی‌ست که در اولین رمان یک نویسنده‌ی زن به‌وفور موج می‌زند و نتیجه را به کاری با حال و هوایی متفاوت و قابل بحث تبدیل کرده. ناخوشایندی‌ام هم شاید به‌خاطر وسواسی باشد که شخصا به عنصر زبان در رمان دارم. البته مهسا محب‌علی کاملا خودآگاهانه این زبان ساده‌ی … ادامه

یکبار زندگی کردن خیلی کم است

گفت‌وگو با مهسا محب‌علی نویسنده‌ی نفرین خاکستری محمدحسن شهسواری   اشاره: نویسندگان نسل چهارم، این بار دارند با رمان می‌آیند. نسلی که از نیمه‌ی دوم دهه‌ی هفتاد با دست زدن به تجربه‌های جدید در داستان کوتاه، حرص خیلی‌ها را درآورد، حالا با انتشار رمان‌هایش خود را در معرض قضاوت دوست و دشمن قرار داده است. مهسا محب‌علی که در ۱۳۷۷ مجموعه داستان صدا را درآورد، در سال ۱۳۸۱با رمان نفرین خاکستری تجربه‌هایش را ادامه داد که به مذاق خیلی‌ها خوش آمد … ادامه

تازه‌ترین فیلم اسپیلبرگ؛ زندگی پناهنده‌ی ایرانی

خوابگرد: اسپیلبرگ برای تازه‌ترین فیلمش، زندگی یک پناهنده‌ی ایرانی ساکن در فرودگاه دوگل پاریس را دستمایه قرار داده. عنوان فیلم هست؛ ترمینال. عکسی هم که می‌بینید، خودِ آن ایرانی نگون‌بخت است که در همان فرودگاه گرفته شده. یادداشتِ زیر، ترجمه‌ای‌ست از یک گزارش چاپ شده در یکی از روزنامه‌های آمریکا که حمید ستار آن را برای خوابگرد ترجمه کرده است، حاوی جزییاتِ مفصل ماجرا و همین‌طور داستان فیلم.   استیون اسپیلبرگ و تام هنکس برای سومین بار برای ساختن فیلم … ادامه

معرفی کتاب

درباره‌ی یادداشت جدید محمدحسن شهسواری در پنجره‌ی پشتی، فقط همین را بگویم که کتاب حسن محمودی درباره‌ی صادق چوبک، درحال حاضر تنها منبع جامع موجود درباره‌ی این نویسنده‌ی بزرگ معاصر است و این، خودش ویژگی بسیار مهمی‌ست، آن‌قدر که صرفا حضور پانزده داستان از چوبک در این کتاب، تنها دلیل معرفی آن نباشد! باقی ماجرا را ایـن جـا بخوانید.