این درخت خودتان است، لطفا تبر نزنید!

غبار بدبینی، آسمان فضای ارتباطی رسانه‌های کوچک ما را بدجوری آلوده و سلامت ذهن ما را نیز ویران کرده است؛ غباری که از گرد و خاک ناشی از «امنیتی‌کردن و امنیتی‌شدن» فضای اجتماعی ایران بلند شده. طیفی از کانون‌های آشنای قدرت در ایران که سال‌های سال است در امنیتی‌کردن هر عرصه‌ی سیاسی و غیرسیاسی تجربه اندوخته‌اند، نگاه‌شان به وبلاگستان، سایت‌ها، روزنامه‌ها و آدم‌های اطراف آن‌ها هم امنیتی‌ست. ان‌ها تلاش می‌کنند روابط شبکه‌ای این آدم‌ها و رسانه‌های کوچک را به عنوان … ادامه

با پشت و روی فیلترینگ چه کنیم؟

اشاره:کاش فیلترینگ اینترنت در ایران این‌قدر موردی، بی‌قاعده و نابسامان نبود. نمی‌توانم با اساس فیلترینگ مخالف باشم؛ چون این اقدام در ایران به‌جای آن که اجتماعی و اخلاقی باشد، سیاسی‌ست و من هم پیش‌تر اعتراف کرده‌ام که جربزه‌ی ورود به این عرصه را ندارم. خود من نه تنها در متن که حتا در لینک‌دادن به جاهای دیگر هم دست و دلم می‌لرزد و کلماتی را هم که برای لینک دادن به برخی موارد حساس به کار می‌برم، با هزار وسواس … ادامه

ساز و نوایی تازه در موسیقی ایران

بازار موسیقی بی‌شباهت به بازار کتاب نیست. زمانی نه چندان دور ـ تا همین شش هفت سال پیش ـ که نه از آثار موسوم به پاپ ایرانی در بازار خبری بود (آن هم به این شکل گسترده و گاه وحشت‌انگیز) و نه ناشران موسیقی به کم‌تر از اساتید موسیقی سنتی رضایت می‌دادند، گوش‌مان به محافل خصوصی بود که چه اثر تازه‌ای در راه است تا منتظر شویم برای انتشارش و خیز برداریم برای خریدنش؛ درست مثل بازار کتاب. مگر در … ادامه

حلقه‌ی ملکوت برجسته‌ترین و تأثیرگذارترین است

حلقه‏ی وبلاگی ملکوت، برجسته‏ترین و تأثیرگذارترین حلقه‏ی وبلاگی موجود در وبلاگستان فارسی‏ست. از میان اتفاقاتِ ظاهرا ناخوشایندی که طی چند ماه اخیر در این حلقه رخ داد، برای شخص من تنها و تنها پایین آمدن کرکره‏ی وبلاگ کتابچه مهم بود که آن هم به‏رغم اعلام و تصمیم شخصی صاحبش «مهدی خلجی» از بد حادثه با قرارگرفتن در میان «بحران بی‏بنیاد» این حلقه، معنای خاصی برای برخی‏ها گرفت. اکنون این حلقه‏ی وبلاگی با از سر گذراندن این بحران کاملا الکی، هویت … ادامه

خواب‌های روزانه + جوان‌هایی که به جای انقلاب چت می‌کنند

۱- زمان بیش‌تر و برخی چیزهای دیگرحسن محمودی در وبلاگش خبـر تشکیل نخستین جلسه‌ی نویسندگان و منتقدان مطبوعات را برای داوری دوره‌ی ششم داد. دست به نقد بگویم که نمی‌دانم حسن چرا تازگی‌ها از شور وبلاگ‌نویسی افتاده و گه گاه هم که خبری می‌دهد یا چیزی می‌نویسد این قدر خسّت به خرج می‌دهد و بی‌حوصله برگزار می‌کند. راستی چرا حسن‌آقا؟ و اما داوری نویسندگان و منتقدان مطبوعات که حالا دیگر تاریخچه‌ای برای خود پیدا کرده، دارد وارد ششمین سال خود می‌شود. … ادامه

اقتدار و حساسیت در وبلاگ‌نویسی

رسانه به همان اندازه که قدرت می‌آورد، حساسیت‌زاست. «جریان‌سازی، صداقت، اهل معامله نبودن، نفروختن قلم، نوچه نشدن، با نام کسی خود را بالا نکشیدن، تهمت نزدن… و عرق ریختن» عباس معروفی به‌عنوان یکی از خوانندگان همیشگی خوابگرد، من را از سر لطف به چنین صفاتی نواخته است. این را می‌گذارم کنار لینک‌ها، پیام‌ها و ایمیل‌های دیگر خوانندگان که مهربانی‌شان شرمسارم می‌کند و هول برم می‌دارد از دوباره خواندن‌‌شان. یقین دارم که چنین نیستم، ولی می‌توانم بفهمم که انتظار و توقع … ادامه

خیلی خوشحال‌ام

درود و مهرعاقلانه‌تر آن بود که بیش‌تر صبر می‌کردم تا منحنی این زندگی کمی اوج بگیرد و خیالم آسوده‌ شود، ولی گفته بودم که حتا کمی هم اگر از نقطه‌ی صفر فاصله بگیرد، برمی‌گردم. (یقین ندارم، ولی) گمان می‌کنم به چنین وضعیتی رسیده‌ام. خیلی خوشحال‌ام؛ دست‌ِ‌کم برای این که در مورد خوابگرد، دیگر بدهکار خودم نیستم. می‌ماند بدهکاری به خیلی از شمایان که آن هم آهسته آهسته! این عکس را خیلی دوست دارم. عنوان عکس «زندگی»‌ست. به جای انبوهی حرف‌های … ادامه