غلط ـــ نامه [۲]

استفاده از علایم نقطه‌گذاری در متن نه بی‌حکمت است و نه آن‌قدرها هم بی‌حساب و کتاب که برخی وبلاگ‌نویسان یا کلا با آن‌ها قهرند و یا نابجا و اغراق‌آمیز از آن‌ها استفاده می‌کنند. جزو هر کدام از این سه دسته که باشیم [دسته‌ی سوم آن‌هایی هستند که درست و بجا به‌کار می‌برند] نکته‌ مهم‌تر این است که موقع تایپ کردن، این علامت‌ها را به شکل درست کنار حروف و کلمات بنشانیم. فاصله انداختن بین علامت‌هایی چون [.  ،  ؛  :  … ادامه

بسطامی کجا بود؟

صدای ایرج بسطامی را دوست داشتم؛ خصوصا وقتی گوشه‌ی «عراق» را می‌خواند. بسطامی خواننده‌ی بی‌سر و صدایی بود. چپ‌کوک بودن صدایش منحصر به فرد بود و صدای آواز «مرحوم ظلی» را در جان زنده می‌کرد؛ اما متواضع بود و آرام. وقتی خبر فوت او را شنیدم، نتوانستم بفهمم او این موقع سال در بم چه می‌کرده؛ آن هم با همه‌ی اهل خانواده؟ تا جایی که یادم بود، بسطامی در تهران زندگی می‌کرد. سال‌ها قبل شاگرد شجریان بود و هر چند … ادامه

مرگِ ارزان ، ارزانی‌مان!

مرگ، حق است. زلزله، بلای طبیعی‌ست. نه، بلای آسمانی‌ست. خدا را شکر که بم، شهر پرجمعیتی نیست. اگر تهران بود،چی؟ یا شیراز و اصفهان؟ خدا رحم کرد. خدا به ما لطف داشته. خدا بیامرزدشان. کفر نگویید، حکت خداوند بوده لابد. چه‌کار می‌شود کرد؟ زلزله که دست ما نیست. حالا تصادف را بگویی، یک حرفی. تازه مرگ وقتی بخواهد بیاید، می‌آید. همه چیز دست خداست. اجل معلق است دیگر. خدا صبر بدهد. خدا را شکر که همه دارند کمک می‌کنند. واقعا … ادامه

اعلام برگزیدگان نهایی جایزه‌ی ادبی بهرام صادقی

از شروع حرکت جایزه‌ی ادبی بهرام صادقی [۱۱شهریور ۱۳۸۲] چهار ماه می‌گذرد؛ حرکتی که به همت اهالی وبلاگستان فارسی و نویسندگان عمدتا ناآشنا، شتابی روزافزون و خیره‌کننده یافت و به همایشی مجازی و آزاد تبدیل شد برای کنارهم ایستادن ۳۵۴ نویسنده‌ی فارسی‌زبان ازچهارگوشه‌ی دنیا. جایزه‌ی ادبی بهرام صادقی با اهدافی روشن و ساده راه افتاد و اکنون در پایان نخستین گام، بسیار شادمان‌ایم از تحقق نسبی این اهداف که دوباره آن‌ها را مرور می‌کنیم تا از یادمان نرود:۱- پیش نهادن … ادامه

آقایان ، بشنوید این صدا را!

به نقل از وبلاگ عرفان پاریزی: کاش یک واژه‌ساز قهار بودم و چند واژه‌ی فحش‌مانند رسواکننده‌ی ملس می‌ساختم و نثار آقای وزیر مخابرات می‌کردم؛ تا حداقل دلم خنک شود و اونم نسوزد… آخر چقدر بگوئیم به اینم؟… روز روشن در اجلاس ژنو می‌گوید ما حتی به این‌ها وام هم می‌دهیم… آه… نمی‌دانی این حرف چقدر بر همه‌ی وجود ما کثافت پاشید… وام بر فرق مبارک‌تان بخورد… ننگ بر سیاست تازه به دوران رسیده‌ی مگس‌تان… شِت… نمی‌دانید که ما از دست … ادامه

غلط ـــــ نامه[۱]

آن‌هایی که آیین نگارش را می‌دانند و رعایت می‌‌کنند که هیچ. آن‌ها که می‌دانند و رعایت نمی‌کنند، می‌توانند هم‌چنان رعایت نکنند؛ زور که نیست. اما آن‌ها که نمی‌دانند و یا می‌دانسته‌اند و یادشان رفته، فکر می‌کنم این [غلط‌نامه]‌های گاه‌گداری، به دردشان بخورد. «می» و «نمی» فعل‌های مضارع چه وقتی که محاوره‌ای می‌نویسیم و چه غیرمحاوره‌ای، باید جدا از ریشه‌ی فعل نوشته شوند. مثلا «میشه» و «میشود» غلط است. باید نوشت «می‌شه» و «می‌شود»؛ و همین‌طور دیگر فعل‌ها. «ها»ی جمع هم … ادامه