مرخصی اجباری

تا هفته‌ی دیگر فرصتی برای به‌روز کردن خوابگرد ندارم. امیدوارم اوایل هفته‌ی آینده با یک خبر خوب جبران کنم. به روزهای بهتری فکر می‌کنم که مهربانانه‌تر خواهد بود… البته این دلیل نمی‌شود که شما مرا از خود بی‌خبر بگذارید. حالا که آمده‌اید، حتما برایم پیام بگذارید. مخلص همه‌ی شما… خوابگرد

قصه‌های پشت در

یعقوب یادعلی هفت سال پیش از این مجموعه داستان “حالت‎ها در حیاط” را منتشر کرد و دوسال پیش هم دومین مجموعه‎اش “احتمال پرسه و شوخی” را. برجسته‎ترین قصه‎ای که او برای این مجموعه‎اش در نظر گرفته بود، قصه‎ای بود با نام “مثل تنی پشت و رو شده” که حتی طرح جلد روی کتاب هم متاثر از این قصه طراحی شد ولی سرانجام این قصه از ممیزی ارشاد مجوز چاپ نگرفت. امسال هم که بنیاد گلشیری ۱۵ داستان از ۱۵ نویسنده … ادامه

چه می‌کند این مدرنیته!

آیا محمود دولت‎آبادی در سن شصت و سه سالگی تغییر دچار تحول شده است؟ رمان “سلوک” تازه‎ترین اثر اوست که اخیرا منتشر شده و از تحولی فاحش در سیر رمان‎نویسی او خبر می‎دهد. این نویسنده‎ی به قول “نوش‎آذر” وفادار به واقعیت و قطورنویس در مصاحبه‎ای گفته است که در آثار ادبى جهان به چهار اثر علاقه‎ی فراوان دارد: در وهله‎ی نخست بیگانه آلبر کامو، پیرمرد و دریاى همینگوى، گرگ بیابان از هرمان هسه و بوف کور هدایت. حسین نوش‎آذر در … ادامه

گزارش دوهفتگی کتاب ۴

به‎جای مقدمه ۱- پس از وقفه‎ای که به خاطر نوروز و بعد هم نمایشگاه بین‎المللی کتاب تهران در انتشار منظم این گزارش افتاد، نخستین گزارش در سال جدید را پیش رو دارید و اگر مصیبتی نازل نشود، از این پس نیز هر دو هفته یک‎بار آن را در خوابگرد خواهید خواند. ۲- نمایشگاه بین‎المللی کتاب از دو سو رونق را از کتابفروشی‎های تهران گرفت. پیش از برگزاری جماعت اهل خرید کتاب به انتظار نمایشگاه از جلوی ویترین کتابفروشی‎ها به بی‎اعتنایی … ادامه

قم همچنان شهر بی‌دفاعی است

اوایل اردیبهشت بود که از روی احساسی مبهم اما زنده، یادداشت قم شهر بی‎‎دفاع را نوشتم. حرف و حدیث پیرامون آن بسیار شد. پس از این همه وقت ایمیلی به دستم رسید از نویسنده‎‎ای که در قم ساکن است. در میان آن همه واکنش‎‎های جور واجور بی‎‎خود، این یکی اما درخور توجه، تامل و تاسف است. عین نامه را بی‎‎هیچ ویرایشی در رسم‎‎الخط و انشای آن می‎‎آورم؛ بخوانیدش. رضای شکراللهی عزیز سلام نزدیک به یک سال می‌شود که به شهر … ادامه

مـلال

به خاطر اندکی ملال که این روزها به آن گرفتارم، یاد قصه‎ای از مجموعه‎ی “کلمه‎ها و ترکیب‎های کهنه” افتادم. نامش “ملال” است و شهسواری آن را در سال ۱۳۷۴نوشته است. شما هم اگر ملول‎اید، بخوانیدش.فرض کنید در یک اتاق کاملا معمولی هستید. شب است؛ نیمه شب. نور مهتاب اتاق را به رنگ خود درآورده است. شما با زن‎تان که بیست سال است با او ازدواج کرده‎اید، روی تخت بی‎قواره و بزرگی که اصلا تناسبی با اتاق ندارد خوابیده‎اید. سفارش این … ادامه

قصه‌های جدید

این روزها کمی گرفتاری‎ام بیش از گذشته است. ناشران از گرفتاری‎های حضور در نمایشگاه کتاب فارغ شده‎اند و یواش یواش دارند به برنامه‎های سال جدیدشان می‎پردازند. پنج تا رمان و مجموعه داستان یک‎جا به دستم رسیده برای ویراستاری که در کنار کارهای دیگر باید به آن‎ها هم سر و سامان بدهم. کار اول اولین رمان محمدحسن شهسواری ست با عنوان “پاگرد”. شهسواری از منتقدان و داوران کتاب سال است که تا کنون از او تنها یک مجموعه داستان به اسم … ادامه

بازیگران از جان سینما چه می‌خواهند؟

همه ساله شمار زیادی دانشجوی رشته‎ی فیلمسازی از دانشکده‎های مربوطه مثل دانشکده‎ی سینما تاتر، دانشکده‎ی صدا و سیما و سوره با ادعای فیلمساز بودن فارغ التحصیل می‎شوند. آموزشگاه‎های پرشمار فیلمسازی هم در هر دوره تعداد زیادی از واماندگان فضاهای آکادمیک را به عنوان کارگردان به میان جامعه می‎فرستند. سوای این جوانان که با هدف فیلمساز شدن هرکدام مسیری خاص را سپری کرده‎اند، نزدیک دو سال است که تب فیلمسازی و کارگردان شدن در میان بازیگران سینما و تلویزیون ایران هم … ادامه