دخترها عادت بدی داشتند به سفر کردن
دربارهی «تو به اصفهان بازخواهی گشت»، نوشتهی مصطفی انصافی حنانه سلطانی: عکسی با جای سوزن منگنه و مُهرِ وزارتخانه روی گونههای آدری. همهچیز از یک عکس آغاز میشود، عکسی که شمیم شمسه که به آن زل میزند همهی بادهای گرم جهان میوزد توی کوچه و خانه و هرجا که هست و او با باد میدود تا نگذارد آدری، عکس آدری گموگور شود. میدود تا «ناخودآگاه» بایستد در برابر فراموشی هستی، در برابر موریانههای تقلیلی که بنا بر گفتهی کوندرا تاریخ … ادامه