یاشار کمال در نازی‌آباد

نویسنده‌ی مهمان: اسدلله امرایییاشار کمال رفت. مثل خیلی‌های دیگر که می‌روند. یاشار کمال گردن‌کش بود. بارها به زندان افتاد تا ننویسد، اما نوشت. برای او انسانیت مهم‌ترین عنصر زندگی بود. به همین علت هم یوغ نظامیان و ناسیونالیست‌ها و کمالیست‌ها را نپذیرفت. از ظلم علیه کردها همان‌قدر برمی‌آشفت که نادیده گرفتن کشتار ارمنیان و این اواخر از دودوزه بازی کردن اردوغان در ماجرای داعش. او ادیب بود اما ادبیات را وارد سیاست کرد. [ادامــه] در ایران این اقبال را داشت … ادامه

تاریخ شخصی خوابگرد

این یک بازی وبلاگی ست، از نوع جدی و کمی سختدیروز پریروز برای پسرم، پارسا، شب‌هایی را مرور می‌کردم که نه تنها بی‌پستانک نمی‌خوابید که یکی دیگر هم باید توی دستش می‌گرفت تا چشم ببندد. خوابش که سبک می‌شد، پستانکِ توی دهانش را درمی‌آورد و آن یکی را که هوا خورده و خنک مانده بود، می‌چپاند توی دهان کوچکش و دوباره غرقِ خواب می‌شد. دو هفته‌ی دیگر ده سالش تمام می‌شود و می‌رود توی یازده‌سالگی. و این روزها یا تعداد … ادامه

آیا حق خودکشی هم جزو حقوق بشر است؟

زمانی برای خودکشی فریتس راداتس در دقیقه‌ی نودحبیب حسینی‌فرد: ۱۳ سالی را در آلمان شرقی به سر آورد، و مدیر یک انتشاراتی بزرگ بود. اما تحمل نتوانست کرد و راهی آلمان غربی شد. مدت‌ها سرویراستار یکی از بزرگ‌ترین انتشاراتی‌های آلمان غربی بود و بعداً ۷ سالی سردبیر بخش فرهنگی هفته‌نامه‌ی «سایت» [دی‌تسایت] شد. هنوز هم گفته می‌شود که هیچ‌کس به اندازه‌ی او بر حیات و ممات و گسترش نفوذ تسایت و ارائه‌ی شکل جدیدی از بخش فرهنگی در نشریات تأثیر … ادامه

اختگی و جاودانگی

رمان نگهبان پیمان اسماعیلی در چند نگاه نویسنده‌ی مهمان: احمدرضا توسلی«نگهبان» داستان نسل‌هایی ست که فرزندان خویش را با چنگ و دندان از میانِ آهن‌پاره‌ها یا گله‌ی گرگ‌ها بیرون می‌کشند و خود را برای آن‌ها فدا می‌کنند. پیمان اسماعیلی نویسنده‌ی مجموعه‌داستان تقدیر‌شده‌ی «برف و سمفونی ابری» در اثر تازه‌اش با ایجاد فضایی گوتیک، روایتی جذاب را از قصه‌ی «سیامک» در سه برش زمانی‌ ـ ‌مکانی تهران، جنوب و گردنه‌های سردسیر کردستان ارائه می‌دهد. برخلاف فضای دلهره‌آور رمان که ما همواره … ادامه

«می‌باشد» به زبان آدمیزاد

شیرینی زبان ـ ۱۸رضا بهاری کتابی دارد به نام «به زبان آدمیزاد» که مجموعه‌ی یادداشت‌های او ست در ستایش پاکیزه‌نویسی و نکوهش شلخته‌نگاری در متون اداری و رسمی. می‌خواستم در معرفی این کتاب بنویسم، اما بهتر دیدم چکیده‌ی بخشی از آن را در حد این ستون بیاورم که مربوط است به مشهورترین فعل عتیقه در متون اداری و حتا غیراداری، یعنی «می‌باشد». فعل‌های عتیقه نوشته‌ی شما را کهنه و ناصمیمی و خشک و بخشنامه‌ای می‌کنند. سعی کنید، در نوشتار هم … ادامه

خیانت از نوع ادبیات و تبر

در حاشیه‌ی رمان «یکی مثل همه» نوشته‌ی «فیلیپ راث» نویسنده‌ی مهمان: رها فتاحیمی‌گویند هر انسانی حداقل یک رمان برای نوشتن دارد: رمان زندگی خودش. اگر این فرضیه را بپذیریم، باید این را هم بپذیریم که به تعداد انسان‌های روی کره‌ی زمین، فرصت برای نوشتن هست. به فرض که تمام این‌ها درست باشد، اما تمام این‌ها فرضیه است؛ حقیقتِ ماجرا را تاریخِ ادبیات داستانی به ‌شکلِ دیگری روشن کرده است: حتا اگر به تعداد تمام آدم‌های روی کره‌ی زمین فرصت برای … ادامه

تکرار موفقیتِ «و حالا عصر است» در «بزرگراه»

در باره‌ی یک مجموعه‌داستان خوب ضحی کاظمی: مجموعه‌داستان دوم طیبه گوهری به نام «بزرگراه» در نشر گمان منتشر شده که شامل ۱۲ داستان کوتاه است. بعضی ازداستان‌های مجموعه مانند داستان اول آن «تا وقتش برسد» پیشتر جوایز ادبی متعددی را از آن خود کرده‌اند. با این توصیف و توضیحاتِ آخر کتاب در باره‌ی جوایز خانم گوهری و موفقیت کتاب اول‌شان «و حالا عصر است» که سال ۸۸ منتشر شده، انتظار خواننده از کتاب بالا می‌رود. این مجموعه به راحتی این توقع … ادامه

این یکی شیر است که هم‌رسانی می‌شود!

شیرینی زبان ـ ۱۷در مکتب‌خانه‌های قدیم، وقتی می‌خواستند کلمه‌ای را مثال بزنند که چند معنای متفاوت داشت، می‌گفتند «جعفری دیدم که سوار بر جعفر، جعفری می‌خورد و از جعفر می‌گذشت.» که جعفر هم اسم آدم بود، هم سبزی، هم پل و هم چهارپا. بعد مثالش برای اهل ادب شد همان شعر شیرِ معروف مولانا: کار نیکان را قیاس از خود مگیرگرچه باشد در نوشتن شیر شیرآن یکی شیر است اندر بادیهآن دگر شیر است اندر بادیهآن یکی شیر است کآدم … ادامه