دارایی ادبی و قدرتِ وارثان

مروری بر یکی از پرماجراترین کپی‌رایت‌ها‌ی دنیای ادبیات ترجمه‌ی مهرشید متولیسرانجام، در آخرین روز سال ۲۰۱۱ که هفتاد سال از مرگ جیمز جویس گذشت، کپی‌رایت آثارش به پایان رسید. این تاریخ سرآغاز عصر نوینی ست برای متخصصان آثار جویس، ناشران و بیوگرافی‌نویسان، چون دیگر بدون اجازه‌ی وارث سنگدل و کارشکنی‌هایش، آزادانه می‌توانند از جویس نقل قول بیاورند و آثار او را چاپ کنند. در بیست سال گذشته، اجازه‌ی نقل قول یا چاپ آثار جویس  موضوع مجادله‌ی داغ و فزاینده‌ا‌ی بوده … ادامه

هم‌اندیشی‌های ویرایش

جلسه‌ی بیست و دوم از این رشته هم‌اندیشی که دومین نشست با موضوع «غلط و صحیح در زبان» است، با حضور و سخنرانی ابوالحسن نجفی و امید طبیب‌زاده برگزار می‌شود. برای شرکت در این برنامه لازم است از قبل ثبت‌نام کنید.  

به چکاوک اما، نتوان گفت مخوان

شیرینی زبان ـ ۱۱یارانه از وقتی یارانه شد و دست از «سوبسید» بودن برداشت که در مفهومی تازه و خاص، مستقیماً به جیب مردم ربط پیدا کرد. وگرنه، فرهنگستان از خیلی سال پیش آن را پیشنهاد داده بود. در علم ارتباطات، ارزش خبری را یا جیب مخاطب تعیین می‌کند یا قلب او. البته به جز در کشورهایی چون ایران که ارزش خبری را ساختار قدرت دیکته می‌کند. در دنیای واژه‌ها و پذیرش واژه‌های تازه یا حیات دوباره‌ی واژه‌های کهنه هم … ادامه

راهک؛ سایت راهنمای کتاب

مهدی جامی: حالا زمان رونمایی از یک سایت تازه است: راهنمای کتاب. هدیه‌ی من‌ و اچ اند اس مدیا به شما اهل کتاب به مناسبت یلدا. این سایتی ست که با کار داوطلبانه می‌چرخد و از هیچ جا بودجه نگرفته و پشتوانه‌اش نیروی علاقه و کتابدوستی ست و همت عالی ناشر. کار من و دوستان دیگر هم این است که معرفی کتاب و نقد کتاب‌هایی را که می‌بینیم به این سایت اضافه کنیم. طبعاً نه همه را که گزیده‌ای از … ادامه

زندگیِ ۳۰۰ ساله‌ی ماشین تحریر

در روزگاری که وودی آلن، پل استر و اسکورسیزی هنوز با ماشین تحریر می‌نویسند حبیب حسینی‌فرد: امسال سیصدمین سال اختراع ماشین تحریر است، دستگاهی که در ورود زنان به جهان کار و استقلال و خودیابی‌ ماجرایی پیچیده را رقم زد، دستگاهی که تا سی سال پیش در اوج رونق بود و کمتر کسی تصور می‌کرد که به زودی منسوخ شود، دستگاهی که حالا دوباره، به دلیل ماجرایی غریب تا حدی محبوب شده است. هنوز هم شاید باشند شماری از نویسندگان … ادامه

در من گناه قلمه می‌زنند

یادم باشدیکی از همین روزهای اردیبهشتشعر کوتاهی بنویسمبا کلماتی از یخاز دی‌ماهِ بلندی که در من است. *** وطنمآغوش تو ستاز مرز تو، آن سوتربه زبانی غریبه حرف می‌زنند. ***  کلمه‌ای تنهاکه شعرش را گم کردهمن ام. ***  کوه نبودیاگرس‌ن‌گ‌ر‌ی‌زه‌ س‌ن‌گ‌ر‌ی‌زهاندوه جمع نمی‌کردی. ***  محبوب مناز پله‌ها پاورچین بیادر را آهسته ببندنگاه کندر چشم‌هایم چگونه سیب می‌رویددر من گناه قلمه می‌زنند  می‌خواهم زیبا شوممی‌خواهم پیراهن گلداری بپوشمبوسه بکاری ومندوزخ درو کنم. از مجموعه‌ی «پیراهنی جز صدای تو بر تن نمی‌کنم»، … ادامه

کلنجار و خرچنگ‌وار

شیرینی زبان ـ ۱۰ برخی واژه‌ها هستند در فارسی که صورتی غریب دارند و تلفظی آهنگین و شیرین. مثل همین کلنجار، که هم خودمان به کار می‌بریم، هم پدران‌مان. عقب‌تر اگر برویم، از آن واژه‌ها ست که پدرانِ پدران‌مان هم به کار می‌برده‌اند. هرچند، در گویش تهرانی امروز می‌گوییم کَلَنجار به فتح کاف و لام، و آباء و اجدادمان می‌گفتند کِلِنجار به کسر کاف و لام یا حتا کالِنجار. و هرچند، در برخی گویش‌ها از جمله در جنوب ایران، صورتِ … ادامه

دستاوردهایی که با پا می‌آوریم

شیرینی زبان ـ ۹عمه‌ای دارم کهن‌سال و خوش‌تعریف که زبان مادری‌اش ترکیِ محلی ست. ما بچه‌های برادرش یا به قول خودش کاکایش را که می‌بیند، آن قدر ذوق می‌کند که نه می‌تواند از تعریف‌های شیرینش بگذرد، نه به رعایتِ بی‌سوادی ما، همه را فارسی بگوید. ماییم و این عمه‌ی هنوز روستانشین و فارسی‌ترکی حرف زدنش. اتفاق بامزه وقتی می‌افتد که برخی واژه‌ها را فارسی و ترکی باهم به کار می‌برد. مثلاً می‌گوید: گَنَه دوباره گوفتم. که «گنه» در زبان ترکی … ادامه