لشکر گاف‌دار

شیرینی زبان ـ ۲تهران، فقط هوای صاف و آب سبک و گرمای محله‌هایش را از دست نداده؛ گنجشک‌ها هم انگار به این ابرشهر و مردمانش رو ترش کرده‌اند. حالا دیگر چه کم پیش می‌آید غوغای لشکری از آن‌ها از لابلای درختی پرشاخه، گوش محله‌ای را کر کند. پرنده‌هایی که هیچ وقت رامِ آدم‌ها نشدند، ولی همیشه هم در کنار آن‌ها زندگی کرده‌اند. نیاکان ما به گنجشک می‌گفتند بنجشک. بنجشک آخرش کاف داشت، گنجشک هم آخرش کاف دارد. اشک هم همین … ادامه

چون طعم شیر تازه در دهان کودکم

نویسنده‌ی مهمان: مهدی جامی باز کن در که به جان آمدم از دربدری زندگی می‌گذرد یا شده‌ام من گذری * چشمه‌ی از دریا گریخته‌ ام … من شاخه‌ای هستم متمرد * فردا همه به خیابان می ریز ریز ریز می‌کنند پارچه‌های رنگی را * جا مانده‌ای چون طعم شیر تازه در دهان کودکم * بیا به خانه برویم مرا اگر ببوسی مین‌ها خنثی می‌شوند * باید نبود ماه و نتابید بر زمین این یادگار غربت بانوی اولین حوا زمین ما … ادامه

میان پریودِ من تا ماه گردون!

بامزه است: واژه‌ی پریود را ما فارسی‌زبان‌ها در دوره‌ی معاصر از زبان انگلیسی وام گرفته‌ایم و نشانده‌ایم در کنار واژه‌های دیگری که در گذشته برای خون‌ریزی ماهانه‌ی زنان به کار می‌برده‌ایم؛ مثل بی‌نمازی، حیض، حائض، عادت، قاعدگی یا حتا «رگل» که خیلی پیشتر از پریود انگلیسی، از زبان فرانسه گرفته‌ بودیم. پریود را در زبان شرم‌زده‌ و مأخوذ به حیای فارسی رواج دادیم تا بتوانیم از زشتی و رکاکت موهومِ دیگر واژه‌ها که از درگوشی‌های مادران‌مان لب‌خوانی می‌کردیم، فرار کنیم … ادامه

داستان فارسی علیهِ داستان فارسی

اشاره: کتاب تازه‌ی امیر احمدی آریان نسبت به موضوعش کتابی جامع به نظر می‌رسد. روندی که ادبیات داستانی ما در یک دهه‌ی اخیر گذرانده، حالا دیگر به عنوان یک موضوع جدل‌انگیز از دایره‌ی خودِ داستان‌نویسان گذشته و جامعه‌ی مخاطب را نیز به شکلی دیگر درگیر کرده است. در حدی که واکنش‌ها به آن را در میان خوانندگان پیر و جوان داستان‌های فارسی نیز می‌توانیم دید. از این جهت، مطالعه‌ی این کتاب برای علاقه‌مندان عام ادبیات هم که خود اهل بخیه … ادامه

ادبیات عامه‌پسند به روایتِِ محمدحسن شهسواری

در گفت‌وگو با مجله‌ی «انشا و نویسندگی»ژانرها، مثل علمی‌ـ‌تخیلی، پلیسی، معمایی و جنایی، نیاز دارند در جامعه‌ای شکل بگیرند که عقل در آن اهمیت دارد، چون در آن‌ها پلات خیلی مهم است. در جامعه‌ی شرقی مثل ایران که همین‌طوری در روابط عامه، عقل زیر سؤال است، خب معلوم است شکل نمی‌گیرد. شعر بزرگ‌ترین شاعران‌مان را بخوانید، می‌بینید که سرتاسر آن ناسزا به عقل است. بنابراین این‌جا ست که ملودرام و یکی از مشخص‌ترین وجوهش تصادف، بیشتر اهمیت پیدا می‌کند و آن … ادامه

ادبیات عامه‌پسند؛ فرم و محتوا

اشاره: الان یادم نیست، فکر کنم این مصاحبه را سال گذشته انجام دادم، با مجله‌ی انشاء و نویسندگی، در ویژه‌نامه‌شان در مورد ادبیات عامه‌پسند. البته بحث و سخن به جاهای دیگر هم کشید.   داستان و رمان خواندن را از چه زمانی آغاز کردید؟ از همان کلاس اول دبستان. به خاطر این که قرآن خواندن را زودتر از مدرسه رفتن یاد گرفته بودم، شروع کردم به خواندن کتاب‌های معروف به طلایی. اولین کتاب بزرگسالی که خواندم، تابستان سالی بود که از … ادامه

چشمک زدن با سبیل افتاده‌ی مردان!

بر سر جای استفاده‌ از نقطه‌ویرگول همیشه بحث بوده است. نشانه‌ای که بلاتکلیفی‌اش از اسمش هم پیدا ست. تعاریفی که از کاربرد آن ارائه داده‌اند، آن قدر مسجل نیست که بتوان برای آن خط‌کش گذاشت. ازجمله: برای جدا کردن سازه‌ها و جمله‌های هم‌پایه‌ای که درون یک یا چند تای آن‌ها نشانه‌ی ویرگول به کار رفته باشد؛ و به جای نقطه، پیش از جمله‌ای که با واو عطف آغاز می‌شود. مدرس صادقی در کتاب «اندر آداب نوشتار» نقطه‌ویرگول را نشانه‌ای اضافی … ادامه

نه فقط در باره‌ی سه رمان

اشاره: چندی پیش جلسه‌ی نقد وبررسی رمان «گلف روی باروت» در شهر کتاب برگزار شد که گزارش مفصل آن را می‌توانید این جا بخوانید. بحثی درگرفت که بد ندیدم به بهانه‌‌‌ی آن بعد از نزدیک به یک سال پنجره‌ی پشتی را گردگیری کنم. [ادامـه] این هم بخشی از حرف‌های من در آن جلسه:معمولاً در مورد رمان‌هایی که در هنگام نوشته‌ شدن آن‌ها همراه دوستان نویسنده بوده‌ام، حرف نمی‌زنم. نه این که سخنان من واجد ارزشی خاص‌تر از سایرین باشد، بلکه چون همراهی‌ام با … ادامه